معرفی کتاب: گناهان پنهان اقتصاددانان. محمد کریمی

معرفی کتاب: گناهان پنهان اقتصاددانان
The Secret Sins of Economists
Deirdre McCloskey
چندی پیش یکی از دوستان کارهای خانم مک کِلاسکی را به من معرفی کرد. کتاب بالا، که در واقع جزوه ای است در حدود ۶۰ صفحه، را چند روز پیش خواندم. کتاب تازه ای نیست و احتمالا بسیاری از اقتصاددانان آن را دیده اند، اما از نظر علمی و پژوهشی طراوت بخش است. در هر صورت، بد ندیدم که آن را با خوانندگان محترم irpdonline در میان بگذارم.
این کتاب نقدی است دربارهٔ نگرش و روش های رایج در پژوهش های اقتصادی است. در این کتاب، ایشان «گناهان» اقتصاددانان را به چند دسته تقسیم می کند:
۱. گناهانی که در واقع گناه نیستند بلکه ارزش اند، مانند کمیت گرایی (quantification) و استفاده از ریاضیات.
۲. گناهانی که به راحتی قابل جبران اند، مانند بی توجهی به زمینهٔ اجتماعی موضوع مورد بررسی.
۳. گناهانی که گذشت بسیار می طلبد که بخشیده شوند، مانند بی توجهی به کار میدانی و بی توجهی به دستاوردهای سایر رشته ها. این نوع گناهان خاص اقتصاددانان نیستند.
۴. گناهانی که به هیچ وجه قابل بخشش نیستند. اینها عبارتند از تئوری پردازی کیفی و تمرکز بر روی معنی داری آماری. تئوری پردازی کیفی (که به زعم ایشان ساموئلسون بنیانگذارش بود و بخش عمدهٔ پژوهش های اقتصادی را پس از وی در بر گرفت)،  تئوری سازی بدون توجه به آزمون پذیری و قابلیت کمّی سازی نتایج آنان است. به عنوان مثال، با منطق ریاضی و استدلال اقتصادی می توان با دقت و ظرافت تحسین برانگیزی تشریح کرد که مجموعه فروض A منجر به C می شود و تمام (یعنی بدون ارائهٔ راه حلی عملی برای اندازه گیری میزان اثر A آن C)! واقعیت این است که با همان منطق و استدلال و با همان دقت و ظرافت تحسین برانگیز می توان از مجموعه فروض متفاوت´A نتیجهٔ کاملا متفاوت ´C را هم گرفت (باز هم بدون ارائهٔ راه حلی عملی برای اندازه گیری میزان اثر´A آن ´C) و این کاری است که هیچ فیزیکدانی نمی کند. افزون بر این، به نظر ایشان، توجه بیش از حد به معنی داری آماری موجب کج فهمی های فراوانی در حوزهٔ تجربی اقتصاد شده است؛ چنانکه واقعیت های غیر قابل تردید و سیاست های مفیدی به دلیل اینکه در سطوح رایج معنی داری (۱٪، ۵٪، و ۱۰٪) تایید نشده اند، مورد توجه قرار نگرفته اند.
 این «گناهان» اخیرند که کانون توجه خانم مک کلاسکی هستند. ایشان در نوشته های دیگر خود نیز بر این مشکلات روش شناختی تاکید کرده و جزییات بیشتری را ارائه می دهد. به نظر من، اینها نکات پراهمیتی هستند که بر روشی که برای تحقیق بر می گزینیم یا بر اعتباری که برای نتایج یک تحقیق قائل می شویم تاثیر می گذارند، بنابراین شایسته توجه و نقد و بحث هستند.
کتاب کوتاه و خوش خوان است و خواندن آن را به  آنان که آن را نخوانده اند توصیه می کنم.
پی نوشت: متوجه شدم که این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است. سایت ترجمان نیز مروری بر این کتاب نوشته است:
Advertisements

مشکل آمار در ایران- نوشته ای از محمد کریمی

تحلیل تجارت فردا این هفته را محمد کریمی نوشته و با دقت و صحتی قابل تحسین اشاره کرده به موضوعی اساسی. وضعیت آمار در ایران نسبتاً خوب بوده است. هم مرکز آمار و هم بانک مرکزی سازمانهایی حرفه ای با استانداردهای خوب هستند. ولی مثل همۀ زمینه های دیگر، جمع آوری آمار هم به سرعت متحول می شود. فاصلۀ زمانی تولید آمار کاهش یافته، کیفیت داده ها افزایش یافته، و نوع داده ها با توجه به نیاز محققان و سیاست گذاران به روز می شود. محمد اشاره دارد به نیاز محققان و سیاست گذاران به داده های تابلویی. به نظر من در این دوران مرکز آماری که دادۀ تابلویی تولید نکند مثل محققی است که ایمیل ندارد!

از محمد اجازۀ باز نشرش را دارم. امیدوارم مسئولین تجارت فردا هم این باز نشر را سلب حق مالکیتشان ندانند، بلکه حرکتی بدانند برای تقدیر از تلاششان در جهت بهبود اوضاع و کمک به آنها در گسترش نظرات خوب.

در این شماره، همچنین نوشته ای است از حامد قدوسی در مورد بازار انرژی. نوشته ای دقیق و پر از اطلاعات مفید. آن بخشی که به ویژگیهای بازار انرژی می پردازد عالی است. حامد قدوسی حتماً آن را در وبلاگش خواهد گذاشت. خواندنش برای هر کس که می خواهد بازار انرژی را بفهمد توصیه می شود.

و اما نوشتۀ محمد:

تغییر حداقل دستمزد و سقف دستمزد کارگران بر اشتغال بخش خصوصی به چه میزان تاثیر می گذارد؟ شدت واکنش بنگاه های تولیدی خصوصی به تغییر مقررات شمول قوانین بیمه و کار در انتخاب نهاده های تولید چگونه است؟ میزان تاثیر پرداخت یارانه نقدی در مشارکت نیروی کار زنان و مردان چقدر است؟ به چه میزان طرح تحول سلامت بر مشارکت نیروی کار در بخش های مختلف اقتصادی تاثیر می گذارد؟ واکنش پزشکان, پرستاران و بیمارستان های خصوصی به آن تا چه حد خواهد بود؟ واکنش بنگاه های بخش خصوصی به افزایش مدت مرخصی حاملگی به چه میزان است؟ سایر سیاست های جدید جمعیتی چقدر بر تصمیم خانواده ها برای بچه دار شدن تاثیر می گذارند؟ برنامه توزیع شیر در مدارس به چه میزان بر عملکرد آموزشی دانش آموزان تاثیر می گذارد؟ نوع مالکیت مدرسه, ساعت آغاز کلاس های درس, جنسیت آموزگار و اندازه کلاس چطور؟ گسترش نظام دانشگاهی در دو دهه گذاشته به چه میزان به موفقیت دانش آموختگان در بازار کار کمک کرده است؟

استفاده از تجربه های سال های پیشین برای پاسخگویی به پرسش هایی از این دست به سیاست گذار امکان ارزیابی نتایج مورد انتظار از سیاست های آتی و مقایسه آن با سیاست های جایگزین را می دهد تا موثرترین سیاست ممکن انتخاب شود. متاسفانه در ایران نمی توان به هیچیک از این پرسش های کلیدی و پرسش های فراوان دیگری از این دست که به «دامنه اثرگذاری» سیاست گذاری ها بر آحاد اقتصادی می پردازند پاسخی خالی از ابهام داد؛ هرچند که نظریه های اقتصادی و مطالعه های تجربی انجام شده در سایر کشورها «چگونگی» یا «جهت» تاثیر این سیاست ها را پیش بینی می کنند. دلیل این امر نبود داده های مناسب برای انجام پژوهش های مرتبط با آنها است. داده های مناسب داده هایی هستند که به پژوهشگر این امکان را می دهند تا با انتخاب طرح پژوهش مقتضی, اثر یک سیاست گذاری بر متغیر هدف مورد نظر آن را از سایر عواملی که بطور بالقوه می توانند بر نتیجه تاثیر بگذارند تمیز دهد. به عبارت دیگر, امکان تمایز قایل شدن بین رابطه های علت و معلولی و رابطه های هم روندی را فراهم سازد.

داده هایی که بهترین فرصت برای تشخیص تاثیر مستقیم و عِلّی یک سیاست گذاری, بدون آمیخته کردن آن با آثار هم عرض, را فراهم می آورند داده های خرد و فردی هستند که از آزمایشی واقعی برای سنجش اثر مورد نظر جمع آوری شوند. ویژگی کلیدی چنین آزمایشی آن است که در مقیاسی کوچک و طی فرآیندی تصادفی آزمون شوندگان یا آنان که موجب آن سیاست هستند را به دو گروه متاثر و نامتاثر که با هم در ارتباط نیستند تقسیم کند و واکنش گروه متاثر را با واکنش گروه نامتأثر از آن سیاست مقایسه کند. ارزیابی نتایج بدست آمده و مشاهده نتایج معنی دار می تواند سیاست گذار را به گسترش برنامه مورد نظر ترغیب کند. در غیر این صورت, نحوه اجرای برنامه مورد نظر می بایست مورد بازبینی قرار گیرد و از اتلاف منابع بیشتر جلوگیری گردد. در دو دهه گذشته, چنین روشی به تناوب چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه بویژه در حوزه های کاهش فقر, بهداشت عمومی و آموزش بکار گرفته شده و به پیشبرد سیاست گذاری کارا کمک کرده و صرفه جویی هایی کلان اقتصادی در پی داشته است. تلاشی حساب شده برای بکارگیری چنین روشی در مرحله نخست هدفمندسازی یارانه ها در ایران نیز می توانست صورت بگیرد. به عنوان مثال, نسخه های متفاوتی از طرح هدفمندسازی در چند استان که بطور تصادفی انتخاب شده بودند اجرا می شد و نتایج آن بررسی می شد. در صورت انجام چنین آزمونی, محدود کردن امکان مبادله حامل های انرژی بین گروه های متأثر و نامتأثر بسیار مهم می بود که می توانست با مکان شناس کردن کارت های سوخت و در نظر گرفتن مانع های طبیعی و جغرافیایی بطور نسبی فراهم شود.

یک عامل بازدارنده بر سر راه آزمایش های واقعی اجتماعی, احتمال نارضایتی اعضای گروه های متاثر و نامتاثر از قرار گرفتن در گروه هایشان است. در عمل, ممکن است که همواره شرایط انجام چنین آزمون هایی, مخصوصا اگر آزمایش پیامدهای یک برنامه کلان اقتصادی مورد نظر باشد, فراهم نگردد. البته در کشورهایی که بصورت فدرالی اداره می شوند, به دلیل تنوع مراجع تصمیم گیری, امکان انجام آزمایش های اجتماعی بطور طبیعی فراهم می گردد. روش دیگر جمع آوری داده های با کیفیت اقتصادی-اجتماعی گردآوری داده های تابلویی است (کلمه تابلویی برگردان کلمه انگلیسی panel است. به این نوع داده ها, داده های longitudinal هم گفته می شود). داده های تابلویی داده هایی هستند که در مصاحبه با گروهی از افراد که نماینده جامعه آماری مورد نظر هستند و بصورت تصادفی انتخاب شده اند در طول سال های مختلف گردآوری می شوند. ویژگی مهم این داده ها این است که در همه ادوار به همان مصاحبه شوندگان پیشین مراجعه می شود. این ویژگی امکان تشخیص اثر عوامل شخصی همچون وراثت و پیش زمینه و تربیت خانوادگی از اثر عوامل بیرونی همچون یک سیاست گذاری اقتصادی  را فراهم می آورند. در کشوهای توسعه یافته داده های تابلویی گوناگون و طولانی گردآوری می شوند. به عنوان مثال, در ایالات متحده, چنین داده هایی از زنان جوان, زنان میانسال, مردان جوان, مردان مسن, افراد بازنشسته و بسیاری دیگر بطور جداگانه گردآوری می شود و بطور رایگان در اختیار پژوهش گران قرار می گیرد.

لازم به ذکر است که در دو دهه گذشته همزمان با گسترش روزافزون گوناگونی داده های تابلویی در کشورهای توسعه یافته, روش های آماری استنتاج از آن ها هم در حوزه تئوری و هم در حوزه کاربردی و برنامه نویسی پیشرفت شایانی کرده است. این پیشرفت های فنی, استفاده بهینه از داده های تابلویی در الگوسازی رفتار گروه های جمعیتی مورد مطالعه را برای پژوهش گران ممکن کرده است.

توجه به گردآوری داده هایی تابلویی در ایران نادر و مقطعی بوده است. بهترین نمونه گیری آماری که از ویژگی تابلویی برخوردار است آمار خصوصیات اجتماعی و اقتصادی خانوار است که در سال ۱۳۷۱ با نمونه ای شامل تقریبا ۵۰۰۰ خانوار آغاز و در ۱۳۷۴ با باقی ماندن حدود ۳۶۰۰ خانوار به پایان رسید. در این آمارگیری که بوسیله مرکز آمار ایران انجام شد, در هر یک از این ۴ سال, اطلاعات مربوط به مخارج و هزینه های این خانوارها, دسترسی این خانوارها به امکانات رفاهی منزل و دارایی هایشان گردآوری شد. از اعضای این خانوارها درباره فعالیت های اقتصادی و اشتغال, مهاجرت, تحصیلات, تاهل, باروری, علایق شخصی و موارد بسیار دیگری نیز پرسش شد. مرکز آمار ایران نمونه گیری های آماری مشابهی را در سال های ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸ و نیز ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ انجام داده است. یکی از ویژگی های مهم نمونه گیری های آماری تابلویی مفید این است که مدت زمانی نسبتا طولانی را پوشش دهند تا بتوان تغییر رفتار پرسش شوندگان را در مرحله های مختلف زندگی و نیز در اثر تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی ارزیابی کرد. هیچ یک از این سه نمونه گیری از این ویژگی مهم برخوردار نیستند.

افزون بر این, نمونه گیری های تابلویی ایران تنها بر خانوارها و هزینه ها و درآمدهای آنان متمرکز است و هیچ توجهی به سایر گروه های اجتماعی بطور خاص نشده است. با در نظر گرفتن رشد شدید زاد و ولد در نیمه اول دهه ۱۳۶۰ و عدم توازن جمعیتی حاصل از آن, شایسته بود که از دهه ۱۳۷۰ داده هایی تابلویی از گروهای سنی مختلف, مثلا جوانان ۱۵ تا ۲۴, جوانان ۲۵ تا ۳۴ سال, میانسالان ۳۵ تا ۴۴ سال, میانسالان ۴۵ تا ۵۵ سال و بازنشستگان, بطور جداگانه گردآوری می شد و تا مدتی طولانی, متناسب با سن افراد گروه در دور اول نمونه گیری, ادامه پیدا می کرد. چنین نمونه گیری هایی می توانست اطلاعات فوق العاده ارزشمندی را از وضعیت این نسل ها در بازار کار, واکنش شان به شرایط متغیر اقتصادی و اجتماعی دو دهه گذشته, انتخاب هایشان و نگرش شان به مسایلی چون اشتغال, نوع اشتغال, تحصیلات, ازدواج, باروری و مهاجرت ارایه دهد و سیاست گذار اقتصادی را به سمت سیاست های آگاهانه اشتغال, آموزش و تامین اجتماعی رهنمون سازد. در غایب مطالعه هایی که از داده های سودمند تابلویی استفاده می کنند, برآورد دامنه اثر گذاری سیاست گذاری اقتصادی لاجرم به حدس و گمان واگذار شده و در نهایت اتلاف منابع کلان بار می آورد.

روی آوری به روش های آزمایشگاهی هدفمند و در مقیاس کوچک در سیاست گذاری اقتصادی و آغاز پروژه های گردآوری داده های تابلویی هیچگاه کم اهمیت نمی گردند. لازم به یادآوری است که متولدین انفجار جمعیتی سال های ۱۳۶۰ اکنون در سال های پایانی دهه بیست و آغازین دهه سی زندگی هستند و افق اشتغال و شرایط بازار کار, به دلیل اشتغال زایی بسیار محدود در دهه گذشته, چندان مطلوب بنظر نمی رسد. بررسی و شناخت رفتار این گروه از جوانان و گروه های جمعیتی پیش و پس از آنان که به ضرورت متاثر از رفتار آنان اند در جهتگیری سیاست گذاری های اقتصادی راهگشا است.

خوش بختانه مرکز آمار ایران توان علمی مثال زدنی و تجربه طولانی در امر آمار گیری بر خوردار است. این توانمندی ها مرکز آمار ایران را قادر می سازد که تدارک لازم برای گردآوری آمارهای آزمایشگاهی موردی متناسب با سیاست گذاری ها آتی و نیز انجام نمونه گیری های تابلویی را در زمانی کوتاه انجام داده و پروژه های  تعریف شده را با کارایی بالا به پیش ببرد. گسترش فنآوری اطلاعات و نفوذ پرسرعت آن در جامعه ایرانی نیز می تواند به پیشبرد کم هزینه تر چنین پروژه هایی کمک کند. با توجه به این زیرساخت ها و نیز اهمیت فوق العاده داده های آزمایشگاهی و تابلویی در کم هزینه کردن و موثرسازی سیاست گذاری ها, نگارنده این مقاله پیشنهاد می کند که تعریف و اجرای پروژه های مرتبط و تخصیص منابع لازم در اولویت کارهای مرکز آمار ایران قرار بگیرد.

جان نش، لب کلام اقتصاد، و یک «چیز» دیگر

جان نش، آفرینندۀ مفهوم تعادل در نظریۀ بازیها، درگذشت.

جان نش اقتصاددان نبود، ریاضی دان بود. کارهایی هم که در نظریۀ بازیها کرد مخلوطی بود از موفقیت و شکست در نظریه پردازی. در تمام طول عمرش فقط یک درس اقتصاد در دورۀ لیسانسش گرفت (به قول همشهری هایمان، آمما گرفت ها: مقاله ای که برای این کلاس نوشت در نهایت در اکومتریکا چاپ شد!). ولی همان کاری که در بارۀ مفهوم تعادل کرد، دانش ما در اقتصاد را دگرگون کرد.

مفهوم تعادل آنچنان مفهوم مهمی در اقتصاد است که نویسندۀ این مقاله می گوید اگر این مفهوم را دریابید، می توانید اقتصاد را بفهمید. بدون فهمیدن مفهوم تعادل، دانش ما از اقتصاد ناکامل خواهد بود. (نویسنده می گوید این همان «یک» درس اصلی اقتصاد است و اشاره ای هم دارد به کتاب «اقتصاد در یک درس» که در ادامه به آن اشاره کرده ام.)

این مفهوم می گوید اگر می خواهید اثر رفتاری را مطالعه کنید، باید آن را در زمینۀ تعادلی ببینید. شما رفتاری می کنید و حاصلی می بینید، با فرض اینکه دیگران همان رفتار سابقشان را دارند. حاصلی که مشاهده می کنید تنها در صورتی حاصل واقعی رفتار شما خواهد بود که دیگران با آگاهی از رفتار شما نخواهند رفتارشان را عوض کنند. این یعنی تعادل. در صورت تغییر رفتار دیگران، فضای رفتار در تعادل قرار ندارد و حاصل مشاهده شده باقی نخواهد ماند.

این روزها مطالب خوبی در مورد جان نش چاپ می شود. برای خواندن بیشتر در مورد او اینجا را هم می توانید ببینید.

مقاله ای در NBER چاپ شده که برای هر کسی که با توسعه و رشد و اصولاً اقتصاد سروکار دارد، جزو لوازم ضروری است. خلاصه ای است از نظریه های رشد و داده های موجود در مورد روندهای رشد.

آنهایی هم که در حوزۀ نابرابری کار می کنند، این مقالات جدید جوزف استیگلیتز شاید به کارشان بیاید: مقالۀ اول، دوم، سوم و چهارم.

این نوشته هم خواندن دارد. هنری هزلت، از اقتصاددانان لیبرتارین، کتابی دارد به نام «اقتصاد در یک درس» که از سال 1946 تا کنون بیش از یک میلیون نسخه فروخته است. لب کلامش این است که قیمتها منعکس کنندۀ هزینۀ فرصت هستند (یا کمی دقیقتر، اگر قیمتها منعکس کننندۀ هزینۀ فرصت باشند) و در نتیجه دخالت دولت در اقتصاد منجر به افزایش هزینه و ناکارآمدی می شود. این کتاب به دلیل سادگی مورد توجه بسیاری از سیاستمداران طرفدار بازار هم قرار گرفت.

نوشتۀ حاضر می گوید درس دومی هم در اقتصاد هست: ممکن است قیمتها هزینۀ فرصت برای افراد را در بر داشته باشند، ولی منعکس کنندۀ هزینۀ فرصت برای جامعه نیستند. این عبارت نوع دیگر تاکید بر موارد شکست بازار است که هزینه/منافع فردی را از هزینه منافع جمعی متفاوت می کند.

در نهایت تیتر این «چیز» را در روزنامۀ شرق ببینید در مورد افزایش قیمت بنزین. یعنی در این روزنامه با این عرض و طول یک نفر پیدا نمی شود که یک ذره اقتصاد بلد باشد؟

چند نوشتۀ خواندنی

دنی رادریک، اقتصاددان مؤسسۀ مطالعات پیشرفته دانشگاه پرینستون، گفتگویی دارد دربارۀ اقتصادهایی که شرایط نهادی مناسبی ندارند (به طور مشخص ضعف در حاکمیت قوانین و اعمال قراردادها) و راهکارهایی که می توان در این کشورها برای توسعه برگزید. می گوید اگر همه چیز را واگذار کنیم به زمانی که این نهادها درست عمل می کنند، ممکن است زمان زیادی را از دست بدهیم. او نام second-best world را برای توصیف این اقتصادها بر می گزیند و می گوید بهتر است سیاستها را با مفروض گرفتن نقص دنیای بیرونی تنظیم کنیم.

تیلر کوئن، اقتصاددان دانشگاه جورج میسون، نوشته ای دارد در نیویورک تایمز دربارۀ نابرابری و امکان تحرک اقتصادی افراد (جابجا شدن در دهکهای درآمدی). می گوید نابرابری به ذات خود بد نیست. می تواند خوب یا بد باشد و جدا کردن نابرابری از امکان تحرک افراد این دو را از هم جدامی کند. (چندی پیش نوشته ای با مضمون مشابه برای دنیای اقتصاد نوشتم).

و نوشته ای در نیویورک تایمز معرفی شده توسط جان کاکران در مورد اثر مهاجران بر جامعۀ مقصد. می گوید شواهد قوی وجود دارد که وجود مهاجران به آمریکا اثرات مثبت بلند مدت دارد بدون اینکه اثر منفی کوتاه مدت زیادی داشته باشد.

مهدی عسلی نوشته ای دارد در دنیای اقتصاد در مورد رژیم مالی پسا تحریم. می گوید ایران می تواند تولید نفت رابه دوران قبل از تحریم برساند ولی باید مراقب اثر منفی آن بر اقتصاد باشد و بودجه را از نفت جدا کند. نکته ای که به نظر من می رسد این است که تجربۀ صندوق ذخیرۀ ارزی در ایران را می توان با تقریب خوبی شکست خورده قلمداد کرد. صندوق ذخیره نمی تواند به ذات خود باعث انضباط بودجه ای شود. بلکه بر عکس، هر وقت توانستیم خرج خود را کنترل کنیم می توانیم صندوق مفیدی داشته باشیم.

 

یک تحلیل بد در مورد نابرابری

چندی پیش در مورد نابرابری نوشتم و اینکه در بسیاری از موارد بحثی که مطرح می شود و انتقادی که وارد می شود، اصولاً به نابرابری مربوط نمی شود، بلکه مسئله فقر است.

حال چشمم می گردد در میان تحلیلها تا ببینم می توانم شواهد خوبی پیدا کنم که نابرابری مشکل ایجاد می کند. تحلیل خوب پیدا نکرده ام (البته شب و روزم را هم نگذاشته ام دنبال تحلیل) ولی تحلیل بد تا بخواهید هست. یکی اش را اینجا ببینید و خلاصه اش را در اینجا که از وبلاگهای پر خوانندۀ اقتصادی است (و البته متمایل به چپ، یا بهتر است بگویم متمایل به کروگمن!)

بعد از مباحث زیاد، سوال اصلی پرسیده می شود: آیا باید در مورد نابرابری در آمریکا نگران باشیم؟ جواب نویسنده مثبت است به سه دلیل:

اول، شواهدی «خوبی» داریم که نابرابری باعث کاهش رشد درآمد طبقۀ متوسط می شود و تفاوتها در تحصیلات، سلامتی، ساختار خانواده، و خشنودی را افزایش می دهد. همچنین نابرابری موجب جدایی محل زندگی گروهها می شود. «خیلی ها ممکن است اینها را مهم ندانند. ولی برای من اینها همه مهم است.»

دوم: هر چند شواهدی قوی در اختیار نداریم که نشان از اثر نابرابری بر موقعیت و اثر گذاری سیاسی داشته باشد، ولی «دلایل خوبی داریم که نگران چنین اثری باشیم».

سوم: سطح نابرابری کنونی در اقتصاد آمریکا «عادلانه نیست». به این دلیل که شانس سهم بزرگی در ایجاد درآمد بازی می کند، بسیاری از افراد شایستۀ موقعیتی که در آن گیر کرده اند نیستند. می شود سطحی از نابرابری را به دلایلی از جمله آزادیهایی که در هر اقتصاد سالمی لازم است، پذیرفت. ولی اقتصاد آمریکا از آن نقطه گذشته است.

به این می گویند تحلیل بد. دلایلش نه قوی است و نه قانع کننده.

پس نوشت: گذاشتمش اینجا تا یادم بماند چه نوع تحلیلی را به خورد ملت ندهم.

هفت سؤال اساسی دربارۀ افت قیمت نفت

از وبلاگ آرزکی و بلانچارد:

1. سهم عوامل طرف عرضه و طرف تقاضا چقدر است؟

2. افزایش عرضه تا چه حدی پایدار خواهد ماند؟

3. اثر کاهش قیمت بر اقتصاد جهانی چه خواهد بود؟

4. اثر کاهش قیمت بر اقتصاد وارد کنندگان نفت چه خواهد بود؟

5. اثر کاهش قیمت بر اقتصاد صادر کنندگان نفت چه خواهد بود؟

6. بازارهای مالی چگونه رفتار خواهند کرد؟

7. وارد کنندگان و صادر کنندگان چه پاسخی باید به این تغییرات بدهند؟

چند نوشته در باب تحقیق بر روی نهادها

سؤال از نهادگرایی و چیستی نهادها، حداقل در میان اقتصادیون ایران، بخصوص آنهایی که با روزنامه ها و مجلات سر و کار بیشتری دارند، سؤالی کهنه نشدنی است. هر چند من شخصاً به اقتصاد نئوکلاسیک باور دارم، ولی این باور به معنای بی اهمیت بودن نهادها نیست. کاربرد این دو متفاوت است.

به نظر من سؤال مهمتر و مفیدتر برای اقتصادیون، بخصوص برای آنهایی که تازه وارد این حوزه می شوند، این است که چگونه می توان کار خوبی در زمینۀ نهادگرایی ارائه کرد. مهم و مفید خواهد بود اگر بتوانیم از حرفهای کلی (همان صد من یک غاز) فراتر برویم و نظریۀ اقتصادی ارائه کنیم و به روشهای کمّی تحکیمش کنیم.

وبلاگ رشد اقتصادی منبع خوبی برای خواندن و آموختن در این زمینه است. سه مطلب اخیرش در مورد اقتصاد نهادگرایی را در اینجا، اینجا، و اینجا بخوانید.

نکتۀ جالب این است که جریان مطالعۀ تجربی بر روی نهادها هم مانند جریان کلی در اقتصاد سنجی در جهت حل مسئلۀ اصلی در مطالعات تجربی (یعنی درونزایی) بوده است. برای همین است که نسل اخیر این مطالعات به سمت استفاده از داده هایی که به طور طبیعی تصادفی هستند (Natural Experiment) پیش رفته است.

پس نوشت: در بخش مقالات این وبلاگ می توانید چند مقالۀ خوب برای اغاز کار بر روی رشد اقتصادی پیدا کنید.