دادگاههای ویژه

[حاشیه: انتخابات در ایران تمام شد و نتایج آنرا دیدیم. به نظر من نتایج مثبت زیادی داشت و البته تلفات هم. حالا وقت شمارش تلفات آن است!]

قوۀ قضائیه اعلام کرد که برای رسیدگی به اتهامات دستگیر شدگان دادگاه ویژه ای تشکیل خواهد داد. هرچند تا کنون به تعیین هیأتی برای رسیدگی به مسائل بسنده کرده است. تشکیل دادگاههای ویژه می تواند برای قوۀ قضائیه نتایج دوگانه ای داشته باشد. این کار می تواند استقلال این قوه را در عمل نشان دهد و یا می تواند به مخدوش کردن چهرۀ این قوه بیانجامد.

دادگاههای ویزه دو نوعند. نوع اول آنها دادگاههایی هستند که به دلیل تخصصی بودن موضوع و یا تفاوت نوع دعاوی ایجاد  می شوند. دادگاههای خانواده از این نوعند. در بسیاری از کشورها، با افزایش استقلال زنان، تعداد پرونده های طلاق رشد زیادی داشته است. با توجه به حجم زیاد این پرونده ها و برای اینکه این موارد با در نظر گرفتن ملاحظات خانواده ها بررسی شود، دادگاههای ویژۀ خانواده تاسیس شد. معمولاً این نوع دادگاهها در ارزیابی استقلال قضا چندان مهم محسوب نمی شوند.

نوع دوم دادگاههای ویژه، دادگاههایی هستند که معمولاً بنا به ملاحظات سیاسی و امنیتی تشکیل می شوند.  رایجترین اینها دادگاههای نظامی هستند. در برخی کشورها دادگاههای ویژۀ دیگری هم در کنار دادگاههای نظامی تشکیل می شوند. در ایران دادگاه ویژۀ روحانیت و دادگاه انقلاب در این گروه طبقه بندی می شوند. عملکرد این نوع دادگاهها تاثیر مستقیمی بر ارزیابی استقلال قضا دارد، چرا که سیاستمداران ممکن است از این دادگاهها برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کنند.

این نوع دادگاهها در بسیاری از کشورها، بویژه در کشورهای آمریکای جنوبی در دهه های شصت تا هشتاد میلادی، تشکیل شد. (ادبیات آکادمیک زیادی در این باره وجود ندارد. از تام گینزبرگ که متخصص قانون اساسی کشورها است، در این مورد پرسیدم. چند مقاله معرفی کرد که بهترینش در کتابی به نام «حکمرانی توسط قانون» (Rule by Law) است که پارسال خودش ادیت کرده بود.) به عنوان نمونه، برزیل، شیلی و آرژانتین در دوران بعد از کودتای نظامیان اقدام به تشکیل دادگاههای امنیت کردند. این دادگاها به اتهامات مخالفان سیاسی رسیدگی می کردند. عملکرد این دادگاهها در این سه کشور تفاوتهای زیادی با هم داشته است.

در برزیل این دادگاهها عملکرد مطلوبی از خود نشان دادند. قضات انتخاب شده برای این دادگاهها از میان حقوق خوانده ها، و نه نظامیان، بودند. متهمان از کمک وکیل برخوردار بودند و می توانستند از خود دفاع کنند. در نهایت، بیش از نیمی از متهمان تبرئه شدند و هیچ حکم اعدامی اجرا نشد. در شیلی دادگاهها توسط افسران نظامی اداره می شد. احکام سنگین زیادی صادر و اجرا شد و فقط در حدود دوازده درصد متهمان تبرئه شدند. البته شرایط سیاسی شیلی با برزیل تفاوت زیادی داشت. مثلاً قانون اساسی شیلی متوقف اعلام شده بود و دادگاه قانون اساسی که مرجع بازنگری در احکام بود، استقلال زیادی از خود نشان نمی داد. وضعیت در آرژانتین از دو کشور دیگر بدتر بود. افراد ربوده ، شکنجه و ناپدید می شدند. متهمان، اگر دادگاهی تشکیل می شد، حقوق زیادی نداشتند. وکلای متهمان نیز متهم شده و دستگیر و گاه ناپدید می شدند. قوۀ قضائیۀ آرژانتین کاملاً فرمانبردار نظامیان بود.

آنچه تعیین کنندۀ تفاوت میان عملکرد قوۀ قضائیه در این کشورها بود، رابطۀ این قوه با نظامیان بود. در برزیل نظامیان قوۀ قضائیه را در اختیار خود نگرفته بودند، هر چند رابطۀ این دو خوب بود. در نتیجه قضات می توانستند بر مبنای قوانین، هر چند تا حد زیادی ناعادلانه، عمل کنند و دخالت نظامیان را کم کنند. در آرژانتین، نظامیان به قضات اجازۀ ورود در محاکم را نمی دادند، در نتیجه دست قوۀ قضائیه برای اجرای قوانین کاملاً بسته بود.

در ایران به نظر می رسد که حاکمیت، که نظامیان در آن نقش برجسته ای دارند، مایل به کنار زدن قوۀ قضائیه نیست. این امر بیش از هر دلیل دیگر به علاقۀ حاکمیت برای عادی نشان دادن امور برمی گردد. حال قوۀ قضائیه می تواند با تن دادن به خواسته های نظامیان و تشکیل دادگاههایی که در آن حقوق متهمان به وفور نقض می شوند، مانند دادگاههای امنیت آرژانتین، عدم استقلال خود را ثابت کند، و یا می تواند با محاکمۀ عادلانۀ متهمان نشان دهد که تسلیم فرامین نظامیان نمی شود.

حوادث هفته های اخیر این امکان را برای بسیاری از افراد و سازمانها فراهم کرد که گذشته های نه چندان خوشایند خود را پاک کنند [حاشیه: آقای موسوی این کار رو کرد و خوب هم کرد. فکرش رو بکنین، الان خیلی از سایتهای اونطرفی دارن سوابق تندرویهای این رفیق قدیم رو به رخ طرفدارانش می کشن. ولی کسی محلشون نمی ذاره.] و یا بدنامی پایداری را برای خود فراهم کنند. حالا وقت قوۀ قضائیه و بخصوص شخص آقای شاهرودی است که بین این دو یکی را انتخاب کند. امیدوارم [حاشیه: برای امیدوار بودن مالیات که نمی دم!] انتخابش گزینۀ دوم باشد.

3 Responses to دادگاههای ویژه

  1. Ali می‌گه:

    عالی بود بخصوص مقایسه آمریکای لاتین و جنوبی.

  2. مریم می‌گه:

    با درود

    در راستای طرح پرسش و درخواست همفکری: (من نمیدونم جاش اینجا هست یا نه)

    یک نگرانی بزرگی بسیاری از ما داریم که فکر میکنم بد نباشه درباره اش بیشتر فکر کنیم و تبادل نظری انجام بشه!

    جنبش سبز برای بسیاری از ما تنها یک مرحله گذار هست، برای نمونه کسانیکه مذهبی نیستند و به دنبال جامعه ای لیبرال هستند، جنبش سبز رو تنها برای گذار از شرایط فعلی دنبال میکنند. اما مشکلی که اینجا وجود داره در بهترین حالت ماندن در شرایط حداقلی خواهد بود که ممکنه برگرده به یک دیکتاتوری جدید (تاکید میکنم در بهترین حالت!). سکولارهایی که ا…اکبر میگند و به نماز جمعه میرند، حرکتی تاکتیکی رو پیش میگیرند. اما این تاکتیک بسیار شبیه همان تاکتیک 30 سال پیش هست که «حالا یک روسری کسی رو نکشته، بذارید انقلاب پیروز بشه بعد بحث میکنیم» که به خفقان برای همه سرانجامید.

    همین موضوع حالا گاهی چند دستگی و اختلاف میان مردم (همه مخالف یک چیز) ایجاد میکنه یا گروهی رو از پیوستن به جنبش باز میداره! نوعی سردرگمی اینجا میبینم و سوالی که من دوست دارم در موردش فکر کنیم این هست که تا کجا باید به خواسته های حداقلی بسنده کرد و بیان خواسته های واقعی بهتره چه هنگامی باشه؟!
    (این موضوع رو میشه به خیلی مسایل دیگه هم گسترش داد، آزادی عقیده فقط یک مثال بود)

    • حسین عباسی می‌گه:

      مریم، این سؤالِ خیلی مهمیه و مثل همۀ سؤالهای مهم جواب سر راستی نداره. اگه هم داشته باشه قطعاً کار من نیست. من از اونایی که می شناسم می پرسم ببینم کسی میتونه این مسئله رو کمی باز کنه.
      چیزی که من میتونم بگم اینه که تاریخ مشروطه از نمونه های مواردیه که این سؤال مطرح می شه. شروع حرکت مشروطه با تفکراتیه که از اروپا وارد می شه. مثل آزادی و محدود کردن قدرت شاه. بعد که با مخالفت شاه و علما رو برو می شه (شیخ فضل الله از آزادی با عنوان کلمۀ قبیحۀ آزادی یاد می کرد)، خیلی از متفکرین سعی میکنن اثبات کنن که این مفاهیم با مفاهیم موجود ناسازگار نیست و بلکه از درون اونا بیرون میاد. از اینجاست که مشروطه تبدیل به مشروطۀ مشروعه می شه. حالا اینکه این یه تاکتیک بوده برای پیروز شدن یا یک اشتباه بوده و منجر به انحراف از اهداف اصلی شده، من نمی دونم. این بحثیه که هنوز بین متفکرین ایرانی جریان داره.
      فکر کنم توی انقلاب این کار رو با مفاهیم دموکراتیک کردن. اگر از اونایی که توی ایران دنبال «حکومت اسلامی» به جای «جمهوری اسلامی» هستن بپرسین،اگه روشون بشه میگن انحراف از نهضت اسلامی از همون وقت شروع شد که کلمۀ قبیحۀ جمهوری به میون اومد! یادمه یه بار خوندم که یکی از اونایی که در دورۀ هفتم مجلس رد صلاحیت شده بود میره پیش جنتی و ازش می پرسه فکر میکنی پیغمبر راضیه که منو رد کردی ؟ جنتی میگه اگه من می خواستم به نظر پیغمبر عمل کنم باید همۀ این بساط انتخابات رو جمع می کردم. یک چنین طرز تفکری ورود کلمۀ جمهوری به مباحث رو انحراف از نهضت میدونه. منظور اینکه در اینجا هم مثل همۀ حرکتهای دیگه یه درجاتی از مصالحه لازمه ولی اینکه چه قدر باشه، علما باید بگن!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: