روش مطالعاتی اقتصاد

مقاله درمورد اثر مجازات اعدام بر کاهش قتل عمد، که حمید به آن لینک داده بود، به همراه مقالۀ اصلی آن و نیز مقالۀ دیگر او دربارۀ مجازات اعدام و روش آماری را در سایت Goretzel ببینید. موضوع این مقالات، بیش از آنکه به موضوع مجازات اعدام بپردازد، اختلاف بین اقتصاددانان و جامعه شناسان در روش تحقیق است.

این اختلاف همواره وجود داشته است، البته نه به آن شدتی که در ایران وجود دارد. وزنۀ این اختلاف همواره به سمت روشهای آماری و ریاضی چرخیده است. امروزه حتی حقوقدانان که تا دو دهه پیش (و بسیاری از آنان حتی در حال حاضر) به هیچ وجه ورود آمار و روشهای عددی به مباحث حقوقی را بر نمی تابیده اند، به شکل روز افزونی به این روشها برای ارزیابی اثرات قوانین روی آورده اند. این مباحث برای ما ایرانیان بیشتر محسوس است چرا که مخالفان روشهای ریاضی، آماری، و اقتصاد سنجی در ایران فراوانند. از وقتی که من شروع به خواندن اقتصاد کرده ام شاهد این اختلاف بوده ام. به نظر من در گذر زمان، و بویژه با گسترش ارتباط با مراکز تولید علم، این مخالفتها کاهش خواهد یافت. [حاشیه: البته ما که داریم نان و قاتقمان را می خوریم و مشغله ای با این اعیان و مقدمان نداریم. هر چند گاه هم سری می زنیم به سایتهایشان و با رویت فضائلشان مفرح می شویم. فلذا دلیلی نمی بینیم که جز دعای خیری در بابشان بفرماییم. خداوند افاضاتشان را مستدام بداراد بهر سرور خاطر ما!]

نویسندۀ مقالات فوق الذکر به آنچه «افسانۀ رگرسیون چند متغیره» می نامد، اعتراض دارد و در نهایت اعلام می کند که «رگرسیون چند متغیره در اقتصاد سنجی و مدلهای ریاضی در ارائۀ ارزیابی صحیح از اثر سیاستهای اتخاذ شده ناتوانند. هر مطالعه ای که غیر از این را ادعا کند آشغال است.» همین ادعا کافیست که در مورد کیفیت مقالات مشکوک باشیم.

به این امر می توان موارد زیر را هم افزود:

یک: اقتصاد سنجی و مدلهای ریاضی فقط آمار و اطلاعات نیستند. ساختار یک مدل اگر بر فرضهای واقع بینانه متکی نباشد، در همان قدم اول متوقف می شود.  معمولاً بیشترین نقطه ای که روی آن حساسیت به خرج داده می شود، فرضهای اولیه، میزان واقع گرایانه بودن آنها و در مرحلۀ دوم نحوۀ تایید یا رد آنها است.

دو: اینکه چاپ مقاله در ژورنال معتبر معیار قابل اعتنا بودن یک مقاله است، ایراد نیست، بلکه روشی است که سره را از ناسره جدا می کند. یک مقاله برای اینکه در ژورنال معتبر چاپ شود از زیر ذره بینهای متعددی می گذرد. اگر این مقالات را معتبر ندانیم، چه مقالاتی را معتبر خواهیم دانست؟

سه: ایراداتی که نویسنده به روشهای آماری می گیرد، همان ایراداتی است که در اقتصاد سنجی مطرح می شود. اقتصاد سنجی فقط انجام رگرسیون چند متغیره نیست. اتفاقاً بیشترین بخش یک بررسی آماری به رفع ایرادات رگرسیون اختصاص دارد. افرادی که با ادبیات اقتصاد سنجی آشنا نیستند، همان ایرادات مقدماتی رگرسیون را به عنوان علت اصلی بی اعتباری آن مطرح می کنند. کاری که نویسندۀ مقالات فوق کرده است.

چهار: نویسندۀ مقاله به صراحت اعلام می کند که فلسفۀ علمی که رایج است، یعنی اهمیت دادن به «ابطال پذیری گفته ها در ارزیابی آنها،» را علت اصلی غلبۀ روش اقتصاد سنجی در مباحث ارزیابی سیاستگذاری می داند. به عبارت دیگر جایگزینی که او مطرح می کنند، مجموعه ای از گذاره های غیر قابل ابطال است. در چنین فضای پیشنهادی شکل گرفتن بحث علمی چیزی تقریباً غیرممکن است. اگر بحثها را به سمتی ببریم که گفته ها از دایرۀ قابلیت ابطال پذیری خارج شوند، فضا را برای گردن کلفتی آماده خواهیم کرد [حاشیه: آخرالامر نتوانستیم خود داری کنیم و از دایرۀ ادب خارج شدیم. البته منظورمان از گردن کلفت دوستان عزیزی که گردنشان باریک است، نیست. منظورمان این است که وقتی فضا خر تو خر می شود، یکی که گردنش کلفت تر و گازرش سنگین تر و دست به فحشش بهتر است شتر اقتصاد ایران را به دلخواه خود بار می کند  و بعد  یکی می نوازد بر سر ما طرفداران عِلمِ غربی که چرا گفته اید بار این شتر 23.75 درجه کج است و دو تا می نوازد بر سر این دوستانِ گردن باریکِ مخالفِ روش علمِ غربی که چرا گفته اید  شتر بار کردن از توصیه های بانک جهانی است. ]

پنج: هیچ اقتصاددانی ادعا نمی کند که حرف آخر را در پدیده های مورد بحث می زند. نتایج می توانند خطا باشند. و صد البته این امرمی تواند به سیاستهای خطا منجر شود. مهم این است که در سیاستگذاری اگر به نتایج مطالعات دقیق، حتی با اذعان به امکان خطا، اتکا نکنیم، ناچار به گفته های غیر متقن اتکا خواهیم کرد که به مراتب خطرناکتر هستند. بخصوص که این گفته ها نقائص خود را با جملات غیر علمی تحکیم خواهند کرد. نمونۀ این ادعا را در صفحۀ 246 و 247 مقالۀ  Goretzel  می توان یافت که مقالۀ فردی به نام  Sellin  در سال 1959 را به عنوان گزینۀ جایگزین مطرح می کند. Sellin آمار و ارقام کمی را با داده های کیفی مخلوط می کند و با استفاده از جداول و نمودارهای ساده که افرادی با اطلاعات ابتدایی از آمار، مانند روزنامه نگاران و سیاستگذاران، آنها را بفهمند نتیجه می گیرد که «مجازات اعدام اثری روی قتل عمد ندارد». این نوع مطالعه در واقع همان نسخۀ اولیه و خام روشهای اقتصاد سنجی است. بخش اصلی روشهای اقتصاد سنجی به رفع نقائص این نوع مطالعات اختصاص دارد. Sellin  این نتیجه را با قید «Inevitable Conclusion» همراه می کند که همان خطر اصلی دوری از روشهای شناخته شدۀ علمی را به یاد می آورد. قابل فهم بودن نتایج برای افراد غیر متخصص که نویسنده به عنوان اصلی ترین مزیت روش مطالعۀ پیشنهادیش مطرح می کند، دقیقاً نکته ای است که یک مطالعۀ علمی باید از معیار دانستنش پرهیز کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: