مبارک، برو هاوایی!

به نظر من برای اینکه مردم مصر بتوانند مبارک را از قدرت خلع کنند، اصلاً نباید صحبت از محاکمه و امثال آن بزنند. درست بر عکس، باید به او پیشنهاد بدهند که بهش آنقدر پول می دهند که بتواند بقیۀ عمرش را در هاوایی به خوبی و خوشی سر کند. دلیلش را خدمتتان عرض می کنم.

یکی از مهمترین مسائل در اجرای هر سیاست اصلاحی، سؤال از برندگان و بازندگان است. اگر برندگان بیش از بازندگان باشند و بخصوص اگر بهره ای که برندگان می برند بیش از باخت بازندگان باشد، اصلاحات منطقاً قابل توصیه است.

اما قابل توصیه بودن با قابل اجرا بودن تفاوت دارد. در بسیاری از موارد بازندگان، هر چند اندک شمار، افرادی هستند که وضع موجود را ایجاد و تحکیم کرده اند و لذا گلوگاههایی را در دست دارند که تغییر وضع را بسیار سخت می کنند. این بازندگان مهمترین موانع ایجاد اصلاحات هستند و اصلاحات را غیر قابل اجرا می کنند.

یک راه شناخته شده برای حل مشکل این است که اصلاحات طوری طراحی شوند که بازندگان تمامی آنچه دارند را نبازند. به عبارت دیگر، مسئلۀ جبران خسارت بازندگان باید به نحوی حل شود که امکان پذیری اصلاحات را موجب شود.

البته پذیرش چنین تحلیلی در موارد زیادی آسان نیست. وقتی که حرکتهای اجتماعی آغاز می شود، مثل آنچه در مصر در حال وقوع است، و بخصوص وقتی که مشروعیت جناح حاکم در معرض پرسش قرار می گیرد، به بویژه وقتی که پیشرفتهایی هم در انجام تغییرات صورت گرفته باشد، خیلی سخت بتوان فعالان را اقناع کرد که به چیزی جز محو کلیۀ امتیازات بازندگان رضایت دهند. در چنین شرایطی معمولاً تندروان دست بالا را دارند. در مصر خیلی راحت می توان با استناد به عملکرد شترسواران طرفدار مبارک راه را بر هر گونه مصالحه و مذاکره بست. در این صورت طرف مقابل هم که همه چیز خود را در خطر می بیند برای دفع آن هر کاری خواهد کرد.

هنر طراحان تغییرات اجتماعی این نیست که هدفی هر چند مقدس و بزرگ و قابل احترام را در نظر بگیرند و نیروهای خود را برای رسیدن به آن تهییج کنند. بلکه هنر این است که هزینه ها و فواید را بشناسند و راههای کم هزینۀ رسیدن به اهداف قابل دستیابی را بیازمایند.

مذاکره ای که بین مخالفان و مبارک در جریان است از جملۀ همین راههای کم هزینه برای اصلاحات است که اگر بخواهد به نتیجه ای برسد و انتقال قدرت را تسهیل کند، نباید هزینۀ غیر قابل تحملی را بر مبارک و طرفدارانش تحمیل کند. [اگر آنها را به هاوایی بفرستد شاید مسئله حل و فصل شود!]

4 Responses to مبارک، برو هاوایی!

  1. مرتضی می‌گه:

    خیلی خوب نوشتی حسین
    در واقع همان بحث متوسل شدن به راهکارهای میانی . خیلی اوقات ما فراموش میکنیم که وسیله ابزاری است برای رسیدن به هدف . هدف و وسیله را جابجا میکنیم و خود وسیله می شود هدف . بعد به شرایطی می رسیم که همه هوش و حواسمان به همان وسیله معطوف می شود . در راهکاری که تو گفته ای در واقع هدف اصالت دارد و باید به دنبال وسایلی بود که هدف را محقق میکنند . اما خیلی اوقات مشکل این است که طرفداران یک جنبش ، همگی خود را رهبر می دانند و بعد از یک مرحله ای به رهبران و یا طراحان تغییرات اجتماعی اعتماد نمیکند و چه بسا دشمن آنها هم می شوند. راهکار پیشگیری از چنین مساله ای ، تقویت نهادهای مدنی است .
    ممنون بخاطر نوشته ای خوبت

  2. مصطفی می‌گه:

    اما این استدلال جنابعالی من را یاد دوران لغو برده داری در امریکا می اندازد، که روشنفکرترین مردمان -به جز لیبرتارینها- بر این عقیده بودند که در ازای آزادکردن برده ها، برده داران باید جبران مالی شوند تا ضرر نبینند!!! ای عجب! به ناحق، آزادی مردمی را سلب کنیم و بعد برای بازپس گرفتنش باج بدهیم. من متاسفم که هنوز روح قواعد اجتماعی را تحصیلکردگان علوم اجتماعی به دشواری پس میزنند.

  3. رامین می‌گه:

    موافقم با اصل ایده. خود من شخصا درست نمی‌دانم به ازای سال‌ها دیکتاتوری و ثروت نامشروع (تا 70 میلیاد دلار تخمین زده شده است ثروت این آقا) دوباره چیزی به این دیکتاتور داده شود. ولی خب اگر راهی باشد که با دادن امتیازی زودتر از شرش خلاص شد من هم موافقم. چون اجرا، الزامات خودش را می‌طلبد که شاید خیلی هم درست نباشد، ولی خب خوب هستند دیگر!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: