مهمترین همایش دهه های اخیر

این روزها اتفاقات اقتصادی زیادی در جریان است که هر کدام به نوبۀ خود مهمند. مثلاً همین امروز در جلسۀ شورای پول و اعتبار تصویب شد که نرخ بهرۀ بانکی 2.5 درصد افزایش یابد. این یعنی یک حرکت بزرگ به سمت کارآمد کردن بازار سرمایه در بانکهای ایران که امیدواریم ادامه یابد.

اما همۀ این اقدامات مهم  سبب شد که ما از همایش مهمی که در روزهای اخیر برگزار شد غافل بمانیم. شهرداری قزوین با همیاری مرکز مطالعات و برنامه ریزی تهران همزمان با روز جهانی «توالت» همایش و جشنوارۀ «انتخاب بهترین توالت» را برگزار می کند.

این همایش خاطرات تلخ ما و بسیاری از مسافران بین شهری ایران را تازه کرد. یادتان می آید وقتی اتوبوس بین شهری سرعت کم می کرد و می پیچید جلو یک مسجد یا چلو کبابی با چند تا بقالی گرانفروش در کنار آن، شاگرد راننده داد می زد «نهار – نماز». تازه آنوقت عزا می گرفتیم که با این توالتهای عمومی عملاً غیر قابل استفاده چطور می شود کنار آمد. داستانی بود این توالتها. و بعد از بازدید از توالتها بود که به خودمان لعنت می فرستادیم که چرا این همه پسته و آجیل و تخمه شور خوردیم که تشنه مان شود و آب بخوریم که حالا به مصیبت استفاده از دستشوییهای عمومی دچار شویم. (همیشه هم غبطه می خوردیم به امیر که بد مصّب می توانست از مشهد تا خود کرمانشاه توی اتوبوس بنشیند و یک بار هم نرود توالت! چه کار می کرد نه من فهمیدم نه نیما. شاید هم بخاطر این بود که همۀ راه را می خوابید و خرخر می کرد.)

حالا دست مریزاد می گوییم به شهردار قزوین و برایش آرزوی موفقیت می کنیم و از شهرداران دیگر شهرها هم می خواهیم که از این شهردار شجاع یاد بگیرند و یکی از بزرگترین معضلات مسافران بخت برگشته و افرادی که در خیابان دچار حادثه می شوند، را حل و فصل کنند.

پس نوشت: این نوشته خیلی جدی بود و در مورد مسئلۀ توالت ما با کسی اصلاً شوخی نداریم.

21 Responses to مهمترین همایش دهه های اخیر

  1. آرش می‌گه:

    چه بسا افزایش نرخ بهره باعث بشه که مراکز بین راهی برای تعمیر و تجهیز توالت‌های خود بتوانند وام بگیرند.

    • حسین می‌گه:

      به این بعد قضیه فکر نکرده بودم. به این می گن همکاری مؤثر شورای پول و اعتبار و شهرداری قزوین. مخلصیم ارش.

  2. reza می‌گه:

    We should swallow our national pride and move from traditional to western toilets :) there is no bright future in the traditional system

    • حسین می‌گه:

      I am completely for «gharbzadegi-e mabali» We should make a national movement. Of course we can not swallow national pride. But there is a solution. The only thing we need is some evidence that in Achaemenid era we used some sort of modern stile toilets

  3. نیما می‌گه:

    پول و اعتبار که بجایی نرسید امیدوارم اقلا توالت بجایی برسه. تو فکر کن: …نور سرویس‌ها، جنس كف و دیوارها و نوع سنگ به كار رفته، امكان تمیز كردن و شست و شوی نوزاد و برخورداری از آب گرم… . واقعا جوونیمون به باد رفت. امیرم دیگه اون امیر سابق نیست. چند روز پیش وقتی داشتیم بعد از ۱۵ ساعت برمیگشتیم مشهد میگفت دیگه نمیتونه بیشتر از این تحمل کنه.

    • حسین می‌گه:

      اگه مسئلۀ مبال حل بشه همه می تونن روشنتر فکر کنن و همۀ مسائل از جمله پول و اعتبار هم حل می شه.
      پس امیر هم به جمع لوبیا سوخته ها پیوست!

  4. hghandi می‌گه:

    مطلب توالت رو کاملا به جا نوشتید:) ولی من با غربزدگی مبالی کاملا مخالفم. مبال فرنگی با فرهنگ تمیزی که ما در توالتهای بین راهی داریم منجر به فاجعه می شه. مبال فرنگی وقتی بهتره که تمیزتر باشیم و الا همون توالت خودمون. یا شایدم باید یه توالت ملی اختراع کنیم:)

    حجت

    • حسین می‌گه:

      حجت خان
      وضع مبالات بین راهی آنقدر افتضاحه (قبلاً که بود. شاید الان بهتر شده باشه) که به نظرم هر جور دیگری که باشه از اینکه الان هست تمیزتر بشه. شاید اولویت غربزدگی مبالی را باید به مبالات خانگی بدیم. با افزایش عمومی وزن در ایران و افزایش مشکلات زانو (و البته نیاز مبرم تر به مبال!) باید در طراحی مبال تغییرات اساسی بشه. اینی که الان هست پدر صاحب زانو رو در میاره. ولی کاملاً باهات موافقم که نیاز مبرم به یک توالت ملی از نیازهای اساسی است که دست مخترعان و مبدعان را می بوسد!

      • hghandi می‌گه:

        من الان فکر می کردم که ممکنه که منظور رضا یورینال باشه که در اون صورت موافقم. با فرنگی شدن خونگی هم موافقم. درد زانو هم که همه گیر توی ایران. به هر حال جای مستراح ملی خالیه. بدون شوخی.

        • حسین می‌گه:

          قبلاً در مراکز عمومی ایران یورینال بود. من تو قم یادمه که تو حرم یورینال بود. البته صحبت حدود سی سال پیشه. توی یه مسجد قدیمی تو همدان هم یورینال بود. این هم صحبت بیست سال پیشه. بنابراین مشکل شرعی نداره و می شه همونها رو دوباره به صورت مدرنتر بازسازی کرد. هر چند مشکل توالت معمولی همچنان برقراره. پس پیش بسوی ابداع توالت ملی.
          من هم در مورد مبال اصلاً شوخی ندارم. مسئلۀ مرگ و زندگی نیست ولی کم نمی آره از اون.

          • نیما می‌گه:

            امام زاده صالح هم داشت. با قوطی رب و کنسرو هم یه چیزایی مثل ملاقه ساخته بودن برای آبریزی بجای آفتابه که تو اون آبریزگاهها اورکوالیفاید بود. یادش بخیر! الان وضع توالتهای بین راهی خیلی بهتر شده. البته به نظر اونهایی که اون توالتهای بیست سال پیش رو با نفسهای حبس کرده و پاچه های بالا زده وپاورچین پاورچین استفاده کرده‌اند (لامصب عین میدان مین بودن). به نظرم اگر مردم بتوانند مسائل بهداشتی رو رعایت کنن یا کسی دیگه زحمتشو بجای اونا بکشه توالت فرنگی خوبه وگرنه با دو شرط اولیه توالت کثیف و اصل کمترین تماس( برای رعایت مسائل شرعی و بهداشتی) توالت ایرانی بهینه است.

  5. مرتضی می‌گه:

    حسین به یک نکته ای توجه کرده ای؟!
    یکی از پر کامنت ترین پست های تو ( و شاید بتوان گفت پست های وبلاگ نویسان اقتصادی ) همین پست است. این موضوع نشون میده که چقدر درست به هدف زدی. دقیق بررسی کن شاید بتونیم یک کار پژوهشی به منظور جذاب کردن وبلاگهای اقتصادی و ایجاد انگیزه برای دوستان انجام بدیم ! :)
    :)

    • حسین می‌گه:

      مرتضی
      درسته. به نظر هر کسی که یه بار به سفر بین شهری رفته دل پر دردی داره از توالتهای بین راهی. بعلاوه اگر مدتی از نعمت توالتهای وطنی محروم باشی و مجبور به استفاده از توالتهای کافرانه، غربزده می شی و با توالتهای ملی دچار مشکل.
      ولی در مورد جذاب کردن وبلاگهای اقتصادی: تا حدی باهات موافقم. البته راههای ساده ای برای این کار هست. مثلاً یه مطلب در مورد اختلاس اخیر بنویس و تیتری بزن مثل «غارت اموال مردم توسط بانکها» یا «همشون دستشون تو یه کاسه است» یا همچو چیزی، فرداش همه جا بهت لینک میدن. یا از سیاست بنویس یا از هزار تا موضوع داغ روز.
      استفاده از جاذبه های غیر اقتصادی (یا همون فنون روزنامه نگاری برای جذاب کردن مطلب) البته خوبه و منم اگه بتونم انجامش می دم، (هر چند خیلی از پسش بر نمی آم).
      وبلاگهای خواندنی اقتصادی دیگه ای هستن که خیلی بیشتر از وبلاگ من خواننده دارن و اونا بهتر می تونن راه جذب خواننده رو نشون بدن. ولی راستش مسئلۀ اصلی برای شخص من تعداد خواننده نیست (که البته هر چه بیشتر بهتر). اگه شغلم این بود و یا پولی ازش در می آوردم قطعاً خیلی وقت می ذاشتم تا ببینم چطور می تونم مخاطب بیشتری جلب کنم (هر چی نباشه اقتصاد خوندم و سخت طرفدار بازارم و معتقدم چیزی که بازار نداشته باشه به درد جرز دیوار هم نمی خوره). ولی فعلاً این خبرا نیست و من هم از کارم راضیم. چیزی که تا حالا دنبالش بودم این بوده که مطالبم رو دقیق بنویسم و خیلی دنبال جنجال نباشم. گاهی که هیجانیم، یه تیتر انتخاب می کنم و بعد که می خونمش سعی می کنم یه کم خنثی اش کنم تا از هیجانش کم بشه. این روش هم مشتریهای خودش رو داره. اونایی که مطلب رو از reader دنبال می کنن و گاهی برام Like می زنن خیلی منت سرم می ذارن. از اونجا که تقریباً هیچکدومشون رو شخصاً نمی شناسم (البته مخلص نیما هم هستم) دقیقترین اطلاعات از کیفیت مطلب رو از اونا می گیرم.
      زیاد نوشتم. شما ببخشید.

      • مرتضی می‌گه:

        فرمایشات شما صحیح
        حدس میزنم بیشترین خواننده های وبلاگ خوبی مثل وبلاگ شما اقتصاد خونده ها یا علاقه مندان به مباحث اقتصادی باشند. وبلاگهای خوب دیگه ای هم هستند که خیلی پربار و مفید هستند ولی متاسفانه چند وقیتیه که دوستان شور و حال کمتری دارند . هم از نظر کامنت گذاشتن و به چالش کشیدن بحث ها و هم از نظر به روز کردن وبلاگها .
        به نظر میرسه که باید فعالانه تر برخورد کنیم حداقل به این منظور که خودمون بیشتر چیز یاد بگیریم

        • حسین می‌گه:

          کاملاً موافقم. مهمترین فایدۀ وبلاگم برای من این بوده که روی هر مطلب که خوندم یه کم بیشتر فکر کردم و به آمار یه نگاهی انداختم ببینم چه خبره.

  6. آقا رضا می‌گه:

    آقا ما دیدیم موضوع خیلی مورد توجه شده حیفمون آمد از این قافله عقب بمونیم. اولا جدیدا حرکتهای خوبی در راستای بهینه سازی توالتهای عمومی شده، مخصوصا در جاده های خراسان رضوی و به همت آستان قدس رضوی و از منابع مالی متبرک. خداییش آدم وقتی میره توش میتونه مسائل فیزیک کوانتوم رو اون تو حل کنه. (خداییش من یکی که از الهامات این مکان برای حل مسائل فیزیک مکانیک سال اول دبیرستان بی نصیب نبوده ام). ضمنا ژاپنی ها هم یک موتور سیکلت اختراع کردند که با سوخت انسانی حرکت میکنه.(عکسش رو نتونستم بذارم ایمیلش رو برات فرستادم) بنابراین در جهت بهینه سازی انرژیهای قابل بازیافت هم میشه فکرهایی کرد.

    • حسین می‌گه:

      آقا رضا. ما مخلصیم. خبر مسرت بخشی بود. ایشاللا این دفعه که اومدیم خدمتتون میریم یه سفر خراسانی که بی نصیب نمونیم.
      با یه کم بومی سازی (!) با این موتور سیکلت چه کارها که نمی شود کرد!

  7. محمد علي می‌گه:

    سلام چه بسيار مسائل مهمي در جامعه وجود دارد كه همه، آنها را بي خيال مي شويم و به مسائلي مي پردازيم كه نه به درد(واقعي!) دنيا مي خورد و نه آخرت.
    و به همين علت است بسياري از زمين خوردگيها و واماندگي هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و سياسي و ….

    • حسین می‌گه:

      سلام محمد علی
      من اقتصاد خوانده ام و به مسائل کلی و جزئی اقتصاد می پردازم. فراتر از این را وا می گذارم به افرادی که تخصصش را دارند. این نوشته هم البته بخشی شوخی بود و بخشی اشاره به مشکلاتی که به نظر بی اهمیت می رسند ولی تاثیر مهمی در رفاه مردم دارند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: