لطفاً انتخاب بفرمایید

سوال: از میان  گزینه های زیر یکی را انتخاب کنید:

الف) هیچ کاری نکنید تا پولی از شما نگیرند

ب) یک نامه بنویسید و پست کنید تا سالی یک میلیون و نود و دو هزار تومان از شما بگیرند

ج) یک نامه بنویسید و پست کنید تا سالی دو میلیون و صد و هشتاد و چهار هزار تومان از شما بگیرند

د) یک نامه بنویسید و پست کنید تا «به صورت دوره ای» سالی دو میلیون و صد و هشتاد و چهار هزار تومان از شما بگیرند (بروید از صاحبش بپرسید این دوره ای یعنی چه)

طبق اخبار منتشر شده، این گزینه ها انتخابهایی هستند که سرپرست یک خانوار چهار نفره در ایران با آنها روبرو است. طبق همین اخبار منتشره، تصمیم گیران مایلند یک ششم افراد گزینۀ «ج» یا «د» یا حداقل «ب» را انتخاب کنند. و قطعاً معرکه خواهد بود اگر این یک ششم افراد آنهایی باشند که پولِ زیادی دلشان را زده و از پول گرفتن خسته شده اند.

این سیاستی است که برای رفع مشکل کمبود بودجۀ هدفمندی یارانه ها برگزیده اند. حکمت بوذرجمهر حکیم برای کشف خطای این سیاست لازم نیست. اگر منتظرید که من توضیحات بیشتری بدهم و مثلاً بر مبنای اصول اقتصادی تشریح کنم که مشکل این سیاست چیست، دارید وقت گرانقدر خودتان را هدر می دهید. به جای آن بروید وبلاگ فریکونومیکس را ببینید که لااقل نکات تازه دارد، مثلاً این نوشته در مورد اثر ثروت بر رفتار آدمها.

9 Responses to لطفاً انتخاب بفرمایید

  1. کافی می‌گه:

    خب البته به این نحو که شما مسئله را مطرح می‌کنید جوابش لازم است. اما باید فکر کرد که حکومت آنقدر هم بی‌عقل نیست که این را نفهمد. پس یک جوری باید این حرکتش را تا جای ممکن rationalize کرد.
    به نظر من می‌رسد که دولت از نارضایتی‌های موجود آگاه است و نمی‌خواهد در این مرحله با زور یارانه عده‌ای را قطع کند. چون سرمایه سیاسی‌اش در یکی از پایین‌ترین سطوح تاریخی‌اش است و می‌داند که ممکن است واکنش‌های شدیدی در میان مردم داشته باشد. برای همین دارد با این موضوع بازی و آزمایش می‌کند و یواش یواش این موضوع را مطرح و ذهن‌ها را آماده می‌کند و اوضاع را می‌سنجد و این احتمالن مقدمه‌ای خواهد بود تا در مراحل بعدی که اوضاع از نظر سیاسی بهتر شد رایانه همان یک عده را قطع کند.
    این یک توجیهش می‌تواند باشد خلاصه.

    • حسین می‌گه:

      سلام کافی
      قطعاً منظور سیاستگذار از این سیاست شبیه چیزی است که تو می گویی، یعنی می خواهد با مخالفت شدید روبرو نشود. اینکه اول فضا را بسنجد و بعد سیاست را اعمال کند هم عاقلانه است. ولی اینکه کاری را بکند که جوابش به روشنی گزینه های بالا است با هیچ منطقی جور در نمی آید. این به گفتۀ شما «بازی و آزمایش» هزینه بر است بدون اینکه نتیجه بخش باشد.
      خیلی کارها را می شود rationalize کرد مثل خطاهای زیاد در اجرای طرح حذف یارنه ها، ولی ما هر چه زور زدیم این یکی را نتوانستیم.

      • کافی می‌گه:

        قبول دارم. البته قصد دفاع هم نداشتم! اینها کارهای احمقانه زیاد میکنند. و این هم یکیش. مگر اینکه بخواهند حقه بزنند و بعدن به دروغ بگویند فلان تعداد انصراف دادند (در حالی که نداده‌اند) و یارانه‌شان را قطع کنند. حالا آنها بیایند کجا شکایت کنند و کجا بنویسند؟ فراموش می‌شود میرود پی کارش.

  2. کافی می‌گه:

    لازم آن بالا خط اول منظورم *واضح بود.

  3. سروش می‌گه:

    در مدیریت می گویند اگر هدف مشخصی ندارید هر راهی بروید مهم نیست چون نمی دانی به کجا باید بروی و برسی . حالا حکایت پرداخت یارانه است با این تفاوت که هدف دولت دریافت قیمت » واقعی» انرژی و نان و برق و … از مردم است د بدون آنکه خودش حقوق واقعی به کارمندانش بدهد و در مرحله دوم بخش خصوصی را مجبور به پرداخت حقوق واقعی بکند. نتیجه این سیاست غنی تر شدن اغنیا و فقیرتر شدن فقرا است . از درون این اقتصاد هر چه بخواهی بیرون می آید الا اقتصاد توسعه یافته و پایدار .البته از اول هم با دید سیاسی – نه اقتصادی – یارانه دادند .گُل بود به سبزه نیز آراسته شد! دولت کم مشکل داشت این مشکل را نیز بدست خودش بر دیگر مشکلات اضافه کرد. حالا به راه حل های جادوگونه متوسل می شود . کسی که داوطبانه راضی به حذف یارانه بشود باید او را به متخصص اعصاب و روان معرفی نمود !

  4. آقا رضا می‌گه:

    سلام
    والا من فکر می کنم این دولت زرنگتر از این حرفهاست. خود بنده چندین نفر رو می شناسم که از همون اول اصلا برای یارانه ثبت نام نکردند (حسین آقا شما خودت یکیش رو می شناسی، همین آقا موسی خودمون). قطعا در بین 70 میلیون جمعیت یک عده مرفه بی درد پیدا می شن که وقتی دعوت بشن به استانداری برای مذاکره در باب انصراف، محض فیس و افاده اش هم که شده انصراف می دن و ککشون هم نمیگزه. قبول دارم که این روش منجر به توسعه و پایداری نمیشه. ولی به نظر من روش هوشمندانه ای برای درست کردن خرابکاری قبلی می تونه باشه. استفاده از چشم و هم چشمی ما ایرانیها و اینکه عدم گرفتن یارانه برای مرفهین بی درد یک نوع پز و مخالفت با حکومت محسوب می شود.

    • حسین می‌گه:

      دولت باید 10 میلیون نفر رو دعوت کنه به استانداری. دربون استانداری رو هم که نمی تونه بذاره با مرفهین بی درد صحبت کنه. باید یا خود استاندارد بره یا معاونش. تو این جلسه ها که لابد یکی دو ساعت طول می کشه باید یه چیزی صرف بشه که نگن دولت مهمون نوازی سرش نمی شه. مرفهین بی درد هم که میوه شون آناناس تازه و موز و انبه و چاغاله بادامه. اگه اینا به همراه قهوۀ کلمبیا صرف نشه هم عصبانی می شن و انصراف نمی دن. بعدش هم تو چشم و هم چشمی می افتن که استاندار از تو با شکلات سوئیسی پذیرایی کرد از من با شکلات آیدین. حالا بیا راضی کن این مرفه بی درد رو. تازه اگه رضایت هم بده تا آخر عمر زنگ می زنه به استاندار و می گه من همونی ام که با شکلات آیدین حاضر شدم از یارانه ام انصراف بدم. حالا کارم تو گمرک گیر کرده یه زنگی بزن درست بشه.
      خلاصه مشکل با این مرفهان بی درد زیاده آقا رضا. بهتره همون یارانه رو بدن بهشون و جون خودشون رو نجات بدن.

    • سروش می‌گه:

      اگر هم عده ای انصراف بدهند ، رقمی قابل اعتنایی نخواهد بود و خود به یک آبروریزی تبدل خواهد شد . تازه این روش به فرض موفقیت اسمش چیست راه حل سیاسی ؟ اقتضادی ؟ علمی؟ در دنیای مدرن .شاید بهترین نام ، کدخدامنشی دویست سال پیش باشد اگر دعوت شوندگان فرماندار یا هر مقام دیگر را به اندازه کدخداهای قدیم قبول داشته باشند. ما که رسوای جهانیم غم عالم چه باک !

  5. بازتاب: خوشه‌بندی پیامکی و مصائب آن! « نوشته های میثم هاشم خانی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: