تصمیمات ارزی کارا و مخرب

نوسانات نیمۀ دوم سال گذشته در نرخ ارز نشانه ای بود بر وجود نوعی عدم تعادل در بازار ارز. عرضۀ (عمدتاً دولتی ارز) توانسته بود برای سالها تقاضاهای روزافزون را پاسخ گوید و قیمت تعادلی را در سطحی که تصمیم گیران می پسندیدند نگاه دارد.

سال گذشته این تعادل بر هم خورد و قیمت ارز افزایش یافت. افزایش تورم و در نتیجه کاهش بیش از پیش قیمت واقعی ارز، انتظار افزایش نرخ ارز در میان فعالان اقتصادی و مردم، و نیز انتظار بروز مشکل در عرضۀ ارز به دلیل تحریمهای اقتصادی غرب مهمترین دلایل این افزایش قیمت بود. تصمیم گیران که در ابتدا سعی در تکذیب مسئله و برگرداندن نرخ ارز به سطح قبلی از طریق تزریق ارز به بازار داشتند به تدریج پذیرفتند که راه بهتری برای برخورد با این مسئله وجود دارد: پذیرش شرایط جدید بازار و افزایش نرخ ارز رسمی.

جهت جدید حرکت تصمیم گیران بازار ارز دولتی درست بود. مشکل اما و اگرهایی بود که در پذیرش شرایط جدید وارد کردند و تبصره هایی بود که بر قانون بازار وارد کردند. پرداخت ارز به مسافران خارجی از جملۀ پرمسئله ترین سیاستها بود. این سیاست می گوید اگر آنقدر پول دارید که بخواهید از کشور خارج شوید و پولتان را در خارج صرف کنید، ما به شما کمک می کنیم! اشتباه بودن این سیاست حتی نیاز به استدلال هم ندارد. به جای آن باید به این مسئله پرداخت که چنین سیاستی و سیاستهای مشابه چرا تصویب و اجرا می شوند.

دلیل اجرای چنین سیاستی را باید در اقتصاد سیاسی جستجو کرد. جامعه متشکل از گروههای مختلف است با منافع متفاوت و گاه متضاد. طبیعت سیاست این است که نمایندگان آشکار و پنهان این گروهها برای جلب منافع بیشتر با هم وارد رقابت و مذاکره می شوند. برندگان سیاست ارائۀ ارز دولتی به مسافران خارجی هم نمایندگان قدرتمندی در میان تصمیم گیران دارند و هم می توانند صدای خود را به گوش بقیه برسانند. اکنون که محدودیتهای ارزی آینده بیشتر رخ نموده است قدرت تاثیر گذاری این گروه در برابر استدلالهای اقتصادی کم قدرت شده است، در نتیجه حذف این ارز را شاهد بوده ایم. هر چند هنوز ارز دولتی به مسافران شهرهای زیارتی باقی است که منطق اقتصادی ندارد و باید حذف شود.

چنین استدلالی بر مبنای اقتصاد سیاسی را می توان در مورد سایر یارانه های ارزی هم به کار برد. اخیراً دولت درصدد برآمده است با اولویت بندی تخصیص ارز دولتی برخی از کالاها را با ارز ارزان وارد کند. گروههایی هستند که می توانند تصمیم گیران را وادار کنند ارز دولتی مثلاً به دارو اختصاص دهند چرا که دارو «کالایی حیاتی» است. به همین ترتیب گروههای هستند که اقلام بی شمار دیگری را تحت عنوان «حیاتی» یا «ضروری» به تصمیم گیران می قبولانند.

حتی اگر تمامی اقلامی که تحت عنوان اقلام «ضروری» وارد می شوند واقعاً ضروری باشند (که قطعاً نیستند) و حتی اگر تمامی ارز تخصیص داده شده به واردات کالای مورد در نهایت صرف واردات همان کالاها شود (که قطعاً نمی شود و بخشی از آن سر از بازار آزاد بر می آورد) باز هم نمی توان رای به تخصیص ارز دولتی به این کالاها داد. این نگرش به مسئله مهمترین مشکل ارز دولتی را نادیده می گیرد: عدم بهینه سازی مصرف ارز به دلیل سیگنال اشتباه قیمتی.

راه حل اقتصادی روشنی برای این مسئله وجود دارد: کنترل قیمت ارز را کنار بگذارید و اجازه دهید تمامی کالاها با ارز آزاد وارد شود. اگر کالایی به قیمت تمام شدۀ بالا وارد بازار می شود، با پرداخت ریالی شفاف از طریق بودجه آن را جبران کنید. این پرداخت می تواند به وارد کننده یا تولید کننده (در صورت استفاده از مواد واسطه ای یا کالای سرمایه ای وارداتی) یا مصرف کننده (مثلاً کمک به شرکتهای بیمۀ درمانی) صورت بگیرد. اینکه این پراختها به صورت پرداخت مستقیم، یا معافیت مالیاتی یا سایر روشها باشد، جزئیاتی است که بسته به شرایط می تواند انتخاب شود.

اولین فایدۀ چنین سیاست این است که دریافت این کمکها شفاف می شود. دریافت کننده ها و مبلغ دریافتی روشن می شود و در نتیجه پرسشگری ازدریافتها و پرداختها و بازخواست از مسئولان آسانتر می شود. این سیاست واسطه های اداری را حذف نمی کند ولی با متصل کردن این دریافتها به تصمیمات بودجه ای، آنها را در معرض دید عموم می گذارد.

دومین و مهمترین فایده این است که متقاضی ارز انگیزه خواهد داشت که در مصرف ارز صرفه جویی کند. تصمیم گیری بر روی مقدار ارز بستگی به قیمت نسبی ارز دارد و ارز آزاد قیمت نسبی بالاتری دارد. این سیگنال قیمتی سبب استفادۀ هر چه بیشتر از منابع داخلی و استفادۀ کمتر از منابع خارجی می شود. اینکه دقیقاً چه اقلامی بر مبنای منطق اقتصادی (یعنی هزینه و فایدۀ اقتصادی) باید از خارج بیاید و چه اقلامی در داخل تولید شود فقط توسط افراد قابل تشخیص است و در اقتصاد دستوری قابل دستیابی نیست. عاملی هم که افراد را به سمت این تصمیم هدایت می کند قیمتهای نسبی است. نتیجۀ این  چنین دستاوردی البته در تمامی شرایط مطلوب است ولی در زمان حاضر که کشور با محدودیتهای ناشی از تحریمها مواجه است، می تواند پیشگیری کننده از بسیاری از مشکلات باشد.

پس نوشت: این نوشته در روز شنبه 14 مرداد به عنوان سرمقالۀ روزنامۀ دنیای اقتصاد چاپ شد.

Advertisements

21 Responses to تصمیمات ارزی کارا و مخرب

  1. برگرفته ازمتن ….راه حل اقتصادی روشنی برای این مسیله وجود دارد….
    اماچرااین راه حل روشن نادیده گرفته میشود؟
    جواب روشن است : رانت!

  2. وارد کنندگان موز چی می شن؟ هر چی باشه ظاهرا موز از دارو و درمان هم حیاتی تره. از شوخی بگذریم، وقتی دولت حاضر شد ارز رو دو نرخی کنه و بگیر و ببند در بازار رو متوقف کرد، وارد کنندگان موز از دولت قول گرفتن ارز دولتی بگیرن. ولی بعد از مدتی قیمت موز هم به متناسب با ارز آزاد زیاد شد.
    یه نکته ی دیگه هم این که سال ها متخصصین اقتصاد به دولت پیشنهاد راه اندازی بازار ارز و مشتقات مربوط به ارز رو می دادن ولی دولت همچنان به سیاست تک نرخی چسبیده بود. حالا که دیده زورش به بازار نمی رسه از روی جبر زمانه می خواد بالاخره یه بازار بهینه راه بندازه.

    • حسین says:

      ما مخلص این وارد کنندگان موز هم هستیم الی الابد.
      آرش یه چیزی بنویس در مورد اینکه بازار ارز و مشتقات چه جوری باید طراحی بشه و چه جوری وضع رو بهتر می کنه.

  3. sara says:

    ممنونم از توضیح .عالی بود.

  4. والا شرمنده! من در مورد طراحی بازار کم می دونم. اما نکته ی مهمی که می تونم بهش اشاره کنم اینه که صرف وجود بازار گواهی های ارزی حتی بدون مشتقات، گردش اطلاعات بین اجزای بازار سریع تر می شه و که منجر به شفاف تر شدن بازار می شه. به علاوه مثل هر بازار دیگه هزینه های معاملاتی به شدت کاهش پیدا می کنه. ممکنه البته تاثیری در کنترل نوسانات نداشته باشه. بعد آسیب نوسانات رو با ارائه ی مشتقات می شه کاهش داد.

  5. مرتضی says:

    حسین سلام
    یک سوال. بسیاری معتقدند اساساً بانک مرکزی باید قبل از اینکه مجبور می شد ارز را خودش گران می کرد. این سیاست با این دیدگاهی که شما در این یادداشت تحلیل کرده اید کاملا متناسب است . یعنی اگر بانک مرکزی به سیاست کاهش پول ملی همزمان با افزایش تورم اعتقاد داشت نباید به پرداخت ارز مسافری اقدام میکرد .اما اگر به سیاست دولت مخصوصاً رییس دولت توجه کنیم آیا میشود گفت سیاست ارائه ارز مسافری و دانشجویی و … به منظور پاسخ به تقاضای بازار و کاهش نرخ ارز سیاستی متناسب با سیاست دولت بوده است؟
    من خودم اعتقاد ندارم که سیاست درستی اعمال شده است. مقاله ای هم در این مورد نوشته ام که احتمالا به زودی منتشر میشود. این نکته را به عنوان یک سوال مطرح کردم.

    • حسین says:

      سلام مرتضی
      درست است. پرداخت ارز به برخی گروهها در راستای کاهش نرخ ارز بوده است و ایراد من هم به همین هدف دولت است.
      دولت می خواست قیمت را پایین نگاه دارد. نظرش هم این بود که برخی گروهها مانند مسافران و واردکنندگان کالاهای خاص باید ارز ارزان دریافت کنند. نتیجۀ این سیاست البته این است که برخی از متقاضیان را از بازار ارز آزاد خارج می کند و در نتیجه از شدت افزایش قیمت در بازار آزاد می کاهد. ولی این چیز جدیدی نیست. در ده سال گذشته این کار را با همۀ متقاضیان کرده و قیمت را ثابت نگه داشته. حالا که با مشکل مواجه شده، دریافت کنندگان را محدود کرده و بقیه را به بازار آزاد رانده.

      • مرتضی says:

        دولت راه حلی برای ارزان نگهداشتن نرخ ارز داشت؟ این سوال مهمی است. فارغ از اینکه چنین سیاستی درست باشد یا اشتباه

        • حسین says:

          اختیار با شما است اگر می خواهید این را راه حل بنامید. از این نوع راه حلهای پر هزینه برای هر مشکلی وجود دارد. برای حل مشکل آلودگی تهران کافیست راندن اتومبیل شخصی در تهران را ممنوع کنید. برای حل مشکل جمعیت زیاد تهران کافی است هر کس در تهران است را اعدام کنید و … . راه حلها را نمی توان مستقل از هزینه ها و منافعشان سنجید.

          • مرتضی says:

            بله شما درست میفرمایید. استفاده از عبارت «راه حل» اشتباه است. منظورم روش یا ابزار است. دولت موفق نشد قیمت ارز را پایین نگهدارد. جدا از اینکه محقق کردن چنین روشی درست یا نادرست بوده است آیا روشی وجود داشت که دولت بتواند با استفاده از آن به چنین هدفی برسد؟

  6. حسین says:

    بله. اگر دولت انحصار دار ارز باشد می تواند با عرضۀ فراوان ارز قیمت را پایین نگه دارد. در شرایطی که توانایی دولت برای عرضۀ ارز خیلی زیاد باشد می تواند این کار را برای زمانی طولانی انجام دهد. کاری که ایران برای ده سال با موفقیت انجام داد.

  7. محسن says:

    در چند پست قبل عنوان شد که عامل اصلی نوسانات ارز «تورم انباشته» است. استاد ما همیشه بیان می‌کرد که عامل اصلی تورم وجود بهره پولی در اقتصاد است. همیشه استدلال او برای من چالش برانگیز بود. میخواستم ببینم نظر شما در مورد این استدلال چیست؟
    استاد ما استدلال می‌کرد که بهره در اقتصاد به معنای دادن بازده به دارایی است که هیچ بازدهی‌ای ندارد و برای اینکه تعادل حفظ شود باید ارزش این دارایی به همان میزان کاهش یابد و این به معنای کاهش ارزش پول و تورم است. در حقیقت همیشه این جمله را در کلاس عنوان می‌کرد که حداقل به اندازه بهره پولی در جامعه تورم وجود دارد.
    من هر چه این استدلال را بررسی می‌کنم ایرادی در آن نمی‌بینم. به نظر شما ایرادات این استدلال چیست؟

    • حسین says:

      قبل از همه چیز باید بگویم که بهره در اقتصاد به معنای بهرۀ حقیقی است یعنی بعد از کسر تورم. مثلاً در ایران که تورم بیست درصد است اگر شما وامی با بهرۀ اسمی 25 درصد بگیرید به این معنی است که 5 درصد بهره می دهید.
      اولین ایرادی که این نظریه دارد این است که داده های آماری خلاف آن را نشان می دهند. در بسیاری از کشورها در مقاطعی در عین وجود بهره نرخ تورم منفی بوده. یعنی می شود بهره باشد ولی تورم نباشد.
      ایراد دوم این است که با رفتارهای ما در تناقض است. ما حاضریم وام بگیریم و مثلاً خانه بخریم و از آن استفاده کنیم و در عوض بهره بپردازیم. این رفتار ما مستقل از تورم است.
      خطا بودن نظریۀ استاد شما هم از این فرض نشات می گیرد که فرض کرده دارایی بازده ندارد. البته که دارد. پول می تواند به سرمایه تبدیل شود و ارزش تولید کند.
      من استاد شما را نمی شناسم و نمی دانم کجا درس خوانده و چه خوانده و چه مدرکی دارد. ولی اگر این نقل قول شما از استاد عین چیزی باشد که مقصود او بوده، این نظریه با تمام اصول اقتصادی در تناقض است. شما می توانید نظریه های جدید بدهید و کل علم اقتصاد یا فیزیک یا ریاضی را دگرگون کنید ولی نظریه دادن لوازمی دارد که قدرت توضیح دهندگی دنیای واقع مهمترین آنها است. در واقع تعریف نظریه این است که باید چیزی که دارد اتفاق می افتد را توضیح دهد.

      • محسن says:

        فرض بر این است که پول بازدهی ندارد که واقعاً بازدهی ندارد. اگر 100 تومان پول را 1 سال در جایی بگذارید در پایان سال 101 تومان نمی‌شود، 99 تومان هم نمی‌شود بنابراین بازدهی ای ندارد.
        البته استاد ما از آستین تگزاس دکتراش را گرفته.
        http://proquest.umi.com/pqdweb?did=741280771&sid=1&Fmt=2&clientId=46431&RQT=309&VName=PQD

        • حسین says:

          این فرض اشتباه است. چنین فرضی را شما در مورد هر سرمایه ای می توانید بکنید. اگر با هر سرمایه ای کار نکنید زیاد نمی شود که کم هم می شود. برای همین پول را به عنوان کاغذ دیدن با پول را به عنوان سرمایه دیدن فرق می کند. با پول می توان ماشین آلات خرید و تولید کرد.
          ماجرا با دیدن خلاصۀ تز ایشان جالب شد. مایلم بدانم چطور مدل رشدی طراحی کرده اند که سرمایه در آن بازده ندارد.

  8. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (100)

  9. ضیا says:

    سلام جناب دکتر!
    بنظر میرسد سیاست گذاران اقتصادی ایران طرح های کارشناسان اقتصادی را جدی میگیرند. نمونه اش دراین پاراگراف کوتاه است که از وبسایت بی بی سی گرفتم « رییس بانک مرکزی ایران بالاخره دستهایش را به نشانه تسلیم در برابر بازار بالا برد. محمود بهمنی می گوید در ۱۰ روز آینده قیمت تازه ارز را اعلام می کند با هدف تک نرخی شدن ارز….»

    در ضمن یک سوال داشتم. من بعضی از اصطلاحات را که همزبانان ایرانی ما استفاده میکنند، خوب نمیدانم و در ایران هم نبوده ام. مثال آن « ارز مرجع» است!

    لطف کرده پیرامون این مسئله کمی بیشتر روشنی بیاندازید. البته چنین سوال را بخاطر کردم که وبلاگ شما واقعن خوانندگانش را جدی میگیرد.

    • حسین says:

      ضیا
      امیدوارم چنین باشد و تصمیمات کمی بیشتر کارشناسی شوند.
      ارز مرجع به ارزی که دولت به قیمت اعلام شده (1226 تومان) به برخی از کالاها می دهد اطلاق می شود. این همان نرخ ارز دولتی است.
      سیاستمداران بنا به شرایط از برخی اسامی پرهیز می کنند و برخی اسامی را ترجیح می دهند. ارز دولتی هم از اسامی ممنوعه است! سیاستمداران دوست ندارند از این اسم استفاده کنند تا شائبۀ «دولتی» بودن اقتصاد پیش نیاید لذا اسم ارز مرجع را بر می گزینند. مفهوم دقیقاً همان ارز دولتی است.

  10. ضیا says:

    ممنون آقای دکتر.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: