زنده کردن نفرین نفت با دلار یازده هزار تومانی

نظریۀ نفرین منابع، و در مورد ایران نفرین نفت، را شاید شنیده باشید. می گوید منابع که تولیدشان ربط کمی با بهره وری نیروی کار دارد و می توان با استفاده از نیروی کار محدود و سرمایه (مثل شرکتهای خارجی) ثروتی بزرگ بدست آورد، در بسیاری از موارد موجب عقب ماندگی کشور می شود.

برخی شواهد در تایید این نظریه وجود دارد که بیشتر نشان می دهد این نشریه برای همۀ منابع و همۀ کشورها صادق نیست. نفرین بودن یا برکت بودن یک منبع علاوه بر نوع آن منبع به شرایط داخلی اقتصاد و زمینۀ سیاسی کشور بستگی دارد. کشورهایی که به سیستم سیاسی دموکراسی نزدیکتر بوده اند بهتر توانسته اند از اثرات منفی پولهای کلان منابع در امان بمانند. نروژ یه نمونۀ خوب است که پول نفتش پویایی اقتصادش را مختل نکرده است.

پول نفت می تواند برای تهیۀ برخی زیرساختها مثل آموزش و بهداشت و زیر ساختهای فیزیکی مفید باشد. کاری که برخی کشورهای عربی با پول نفت کرده اند. هر چند بهره وری سرمایه های ناشی از منابع در بسیاری از موارد بالا نیست. در ایران هم آموزش و پرورش مجانی و بهداشت عمومی ازران بخصوص در مناطق روستایی به برکت پول نفت بدست آمد.

هم کشورهای عربی دارای نفت و هم ایران از پول نفت صدمه های زیادی دیده اند. بیشترین صدمه در عرصۀ سیاست بوده که حکومت اقلیت بر اکثریت را ممکن ساخته است. حاکمان با پرداخت یارانه ها (که در بسیاری موارد به شدت مخل تولید بوده اند) حمایت سیاسی خریده اند تا از تقاضا برای چرخش قدرت کم کنند. هر چند تمامی دولتها در ایران چنین رفتاری داشته اند، اوج چنین رفتاری در ایران از اواسط دهۀ هشتاد شروع شد که به واسطۀ افزایش شدید قیمت نفت امکان پرداخت سوبسید عظیم در قالب ارز ارزان فراهم شد. این نوع سوبسید دیگر اثرات مثبت بر روی زیر ساختارها را نداشت و فقط سوبسید مصرف بود برای پردرآمدها که نسبت بیشتری از درآمدشان را از کالاها و خدمات خارجی استفاده می کردند.

از آن زمان نوعی مسابقه برای وعدۀ تامین رفاه ایجاد شده است. تنها منبعی هم که ذکر می شود ارز نفتی است. اوج آن هم بودجۀ سال آینده است و وعده برای فروختن بیش از دو میلیون بشکه نفت و بازگردادن دلار به یازده هزار تومان و در نتیجه تامین رفاه!

بعد از مصیبتی که دلار هزار تومانی دهۀ هشتاد در اوج درآمدهای نفتی و بعد 4200 تومانی سال 97 در حضیض درآمده ای نفتی نصیب اقتصاد ایران کرد، دراین یکی دو سال اخیر برخی تولید کننده ها توانسته اند از زیر بار واردات مالاهای مصرفی تا حدی بیرون بیایند و بازاری برای کالاهایشان بیابند. به نظر می رسد رشد اقتصادی ممکن است در سال آینده مثبت باشد که بخشی به طور مکانیکی به منفی بودن رشد در سالهای گذشته بر می گردد و بخشی هم به توانایی اقتصاد در کنار آمدن با شرایط و استفاده از مزایای نرخ ارز بالا.

حالا که انتخابات آمریکا با کنار رفتن ترامپ به پایان رسید، تصمیم گیران اقتصادی ایران امید دارند (شاید بیشتر توهم دارند، چرا که بازار نفت دیگر آن بازاری نیست که حتی دو سال پیش بود) که باز هم پول نفتی بیاید و آنها پخش کنند و چرخۀ حکمرانی معیوب نیم قرن اخیر را ادامه دهند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

<span>%d</span> وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: