قیمت بنزین و درآمد

«حسین راغفر: کسانی به بهانه نرخ بنزین فوب خلیج فارس در آتش گران کردن بنزین می‌دمند، در حق مردم محروم اجحاف می‌کنند/ کارگر ساده در ایران در خوش بینانه‌ترین حالت ۱۷۰ دلار درآمد دارد

استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا: یک کارگر، کارمند، نیروی خدماتی و… در ایران ماهانه ۵میلیون تومان حقوق دریافت می‌کند. (حقوق‌های کمتر از ۵میلیون نیز در ایران وجود دارد).

با دلار ۲۸ تا ۳۰هزار تومانی فعلی این فرد در خوش ‌بینانه‌ترین حالت حدود ۱۶۵ تا ۱۷۰دلار در هر ماه حقوق دریافت می‌کند. این در حالی است که حداقل میزان دریافتی ماهانه یک کارگر ساده در کشوری مانند امارات بین ۱۵۰۰ تا ۲هزار دلار است. این رقم در کشوری مانند عربستان و قطر به مراتب بیشتر و در کشورهایی مانند عمان و عراق و… ممکن است کمتر باشد.

طبیعی است در کشوری که یک کارگر ساده ۲هزار دلار درآمد دارد، بنزین ۱دلاری یا ۱.۵دلاری می‌تواند منطقی باشد. اما در کشوری که حداقل حقوق پرداختی ۱۵۰ تا ۲۰۰دلار است، نرخ بنزین ۳هزار تومانی، سهم بیشتری از حقوق او را در بر می‌گیرد. ضمن اینکه کیفیت خودروهای کشورهای دیگر به مراتب مطلوب‌تر از خودروهای ایرانی است و میزان مصرف سوخت آنها متعادل‌تر است.

بنابراین آن‌دسته از افرادی که به بهانه قیمت فوب خلیج فارس در آتش گران کردن نرخ بنزین و سایر حامل‌های انرژی می‌دمند، دانسته یا ندانسته در حال اجحاف به مردم محروم جامعه هستند.»

این استدلال که چون درآمد ما در ایران پایین است، قیمت بنزین هم باید پایین باشد، استدلالی است که برخی اقتصادیون و تحصیل کردگان غیر اقتصادی عنوان می کنند. بر تحصیل کردگان غیر اقتصادی طبعاً حرجی نیست. ولی ربط دادن این دو توسط اقتصاد خوانده ها برای من یکی از مهمترین معیارهای تشخیص سواد اقتصادی است.

بنزین کالای قابل انتقال است. شما می توانید بنزین لیتری سه هزار تومان (10 سنت) را از ایران بردارید و ببرید در افغانستان به قیمت 72 افغانی (حدود 70 سنت) یا به قول این سایت در هند به قیمت 1.4 دلار یا در غنا به قیمت 1.15 یا در زیمبابوه به قیمت 1.7 دلار یا در هنگ کنگ به قیمت 2.5 دلار بفروشید.

درآمد افراد در حد زیادی بستگی به محل زندگی افراد دارد. اقتصاددان دانشگاه ایران را اگر بردارند و به دانشگاهی در کابل یا هند یا غنا یا زیمبابوه ببرند، حقوقشان بر مبنای وضع اقتصادی آن کشور پرداخت می شود. بگذریم از اینگه اگر راغفر برود بخواهد همین حرفها را در یک جامعه که اقتصاد به معنای معمول در دنیا را می فهمد، بزند، از درِ دانشگاه که چه عرض کنم، از درِ دبستان هم راهش نمی دهند.

اقتصاد خوانده ای که فرق بین بنزین و درآمد را نفهمد، اگر به جای این حرفها برود بنزین ببرد و در آن طرف مرز بفروشد، به بشریت خدمتی بزرگ کرده است.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: