تولید کنندگان و نرخ ارز

رئیس کل بانک مرکزی چند وقت پیش گفته بود که از آنجا که تولید کنندگان از ارز برای تامین برخی از مواد اولیه و واسطه ای در تولید استفاده می کنند، افزایش نرخ ارز می تواند به ضرر آنها تمام شود. این استدلال دقیقاً بر عکس خواستۀ گوینده عمل می کند.

اثر مثبت افزایش نرخ ارز بر بازار محصولات تولید کنندگان داخلی و اثر منفی آن بر بازار محصولات تولید کنندگان خارجی به کرات گفته شده است. استدلال فوق در بعد هزینه های تولید کننده ها است  و کمتر ذکر شده است.

هر چه سهم هزینه های ارزی در کل هزینه های یک تولید کننده بیشتر باشد پایین بودن نرخ ارز از نظر هزینه ای برایش بهتر خواهد بود. در حالت حدی، اگر تولید کننده ای تمامی هزینه هایش ارزی باشند، پایین بودن نرخ ارز را از نظر هزینه ای ترجیح می دهد. اگر این تولید کننده تمامی محصولاتش را در داخل بفروشد پایین بودن نرخ ارز برایش عالی است. در حالی که اگر بخشی از آن را در خارج بفروشد پایین بودن نرخ ارز به درآمدش لطمه می زند. تولید کننده ای که همۀ هزینه هایش ارزی است و محصولاتش را، یا بخشی از از آن را، در داخل می فروشد، در واقع همان تولید کنندۀ خارجی است که پایین بودن نرخ ارز را به منزلۀ سوبسیدی ارزیابی می کند.

به نسبتی که بخش بیشتری از هزینه های تولید کننده ریالی باشد، نرخ ارز پایین کمتر برایش جذاب خواهد بود. بالا رفتن نرخ ارز سبب می شود که تولید کننده انگیزه داشته باشد هر چه بیشتر از منابع داخلی به جای مواد و منابع خارجی استفاده کند. باز هم در حالت حدی، تولید کننده ای که کاملاً از منابع داخلی استفاده می کند  کمترین منافع را در پایین بودن نرخ ارز دارد. به عبارت دیگر، پایین نگاه داشتن نرخ ارز به منزلۀ جریمه کردن تولید کنندگان استفاده کننده از منابع داخلی و سوبسید دادن به استفاده کنندگان از منابع خارجی است.

[حاشیه 1: نرخ ارز به سلامتی اقدس خانوم شروع کرده به افزایش. منتظر می مانیم ببینیم چطور می شود]

[حاشیه 2: این نگاه متفاوت به نرخ ارز را ببنید. ما که به قول همشهریهایمان دوزاری مان کج بود نیفتاد. اگر دوزاری شما افتاد ما را هم خبر کنید]

Advertisements

18 Responses to تولید کنندگان و نرخ ارز

  1. در مورد حاشیه ی دوم: زوجیت قدرت خرید یک رابطه ی تا حدی درست است. اما همه چیز نیست. من به ضرس قاطع عرضه و تقاضا برای ارز را در یک بازار بیشتر موثر می دانم تا زوجیت قدرت خرید. دولت ها هم با کنترل عرضه و تقاضا قیمت ارز را ثابت نگه می دارند.
    یک مثال دیگر اینه که در بازار اختیارات، زوجیت اختیار خرید و فروش با کاهش نقدشوندگی اختیارات دیگر معتبر نیست.

    • حسین says:

      آرش
      زوجیت قدرت خرید در تناقض با عرضه و تقاضا نیست که اگر یکی درست باشد دیگری اشتباه باشد.
      مشکل این است که من متوجه استدلال آقای کاظمی نشدم
      در ضمن تعبیر «زوجیت» به جای «برابری» تعبیر جالبی است.
      سوال: کلمۀ parity مفهوم برابری را در خود دارد که به نظرم در زوجیت نیست. این ترجمه را جایی دیده ای؟

  2. محمدرضا says:

    سلام
    آقا منم اول صبح اونو خوندم و نفهمیدم تفاوتش تو چیه یا حتی منظور از نوشته چیه؟ یعنی دو زاری منم نیفتاد. به نظرم نبود صادق باعث شده تا بعضی مطالب از دست در بره. الان این نوشته حاوی حتی شرح مسئله به صورت درست هم نبود.

    • حسین says:

      نوشته به نظرم نامفهوم بود. دلیلش رو نمی دونم. اگه نقش صادق این همه برجسته بوده باید تاسف خورد. حیفه که تو تنها روزنامۀ حرفه ای اقتصادی مطالب نامفهوم، اگه نگیم ضعیف، چاپ بشه. به قول مرحوم قیصر، صادق خان کجایی که روزنومه ات رو کشتن!

  3. حسین عزیز، مساله ی اصلی اینه که تناقض ندارند اما از دو نظریه ی کاملا مجزا و بدون اشتراک مشتق می شن. زوجیت از نظریه ی عدم آربیتراژ و عرضه و تقاضا از تعادل عمومی. اما در مورد ترجمه ی کلمه ی زوجیت؛ زوجیت برای Parity بهتره چون وقتی که چند ارز داریم هم می شه روابط چند گانه و نه لزوما دوگانه تعریف کرد. این جا زوجیت به رابطه ی بین دو چیز اطلاق می شه. دقیقا مثل زوجیت Call-Put هست.

  4. morteza says:

    جناب عباسی ، تشکر بخاطر التفاتی که به یادداشت من داشتید . همچنین تشکر بخاطر نقدهای آرش ، محمدرضا و فیاض .
    چشم . سعی میکنم دفعات بعد بهتر بنویسم و مطالعات بیشتری داشته باشم تا مطالب قویتری تهیه کنم . از راهنمایی شما سپاسگذارم.
    این مطلب را یک دو هفته قبل از چاپ برای دنیای اقتصاد فرستاده بودم و اتفاقی در روزی چاپ شد که بالارفتن نرخ ارز غوغا کرد . در این یادشت تلاش کرده ام همان چیزی را بگویم که آرش فهیم در نظرش نوشته است .
    روزنامه دنیای اقتصاد تقریباً هر روز مطلبی در جهت توصیه افزایش نرخ ارز منتشر میکند و در بسیاری از روزنامه ها و نشریات دیگر نیز در تاکید بر افزایش نرخ ارز یادداشت های متعددی طی ماههای گذشته نوشته شده است . من هم مثل شما بسیاری از آنها را مطالعه کرده ام و برداشتم این بوده که در بسیاری از آنها استدلالی که محور بحث بوده است ، اتکا به نظریه « برابری قدرت خرید» بوده است . حتی بعضی بر اساس این نظریه ، پیشنهاداتی هم برای نرخ ارز دارند . برای مثال همزمان با چاپ یاددشت من ، در روزنامه آرمان در یادداشتی نرخ دلار را 1700 تومان پیشنهاد داده است و استدلال اصلی هم متکی بر همین نظریه است . در این یاددشت سعی کرده ام که بگویم نظریه « برابری قدرت خرید» همه ماجرا نیست.
    برداشتم این است که بسیاری از فعالان اقتصادی ( که اقتصاد خوانده هم نیستند و الزاماً با تئوری های اقتصادی آشنا نیستند ) بر اساس همین یاددشت هایی که اشاره کردم فکر خود را صرفاً بر اساس همین تئوری برابری قدرت خرید تنظیم کرده اند و همچنین انتظاراتشان را . معتقدم این جریان ایراد دارد .
    لطف میکنید اگر معایب یادداشت را بیشتر و واضحتر توضیح بدهید . ار دوستانی هم که صرفاً میگویند ضعیف است خواهش میکنم کلی نگویند . به نحوی بنویسند که باعث شود من عیب کارم را بفهمم. تشکر

    • حسین says:

      سلام واحترام مرتضی
      مستقل از اینکه من به استدلال نوشتۀ تو اشکالی وارد بدانم یا نه، یک ایراد را به ساختار آن وارد می دانم و آن اینکه حتی برای من اقتصاد خوانده هم نامفهوم بود. من با چند بار خواندن آن نتوانستم بفهمم چرا برابری قدرت خرید همۀ ماجرا نیست. هنوز هم نمی دانم.
      یک نوشتۀ شفاف در همان ابتدا کل داستان را می گوید و در طول نوشته سعی می کند آن را اثبات کند.
      برابری قدرت خرید یک تئوری برای بلند مدت است. قدرت محرکۀ آن هم همان ساز و کار حاکم بر عرضه و تقاضا است. این نظریه همانقدر معتبر است که تئوری قیمت تعادلی. در کوتاه مدت شاید بتوان از تعادل خارج شد، ولی عدم تعادل در بلند مدت بسیار هزینه بر است.
      من نکته ای که استدلالی در مقابل این نظریه ارائه کند نمی بینم. گفتن اینکه تحقیقاتی در این زمینه وجود دارد کافی نیست. اگر این جریان ایراد دارد ایراداتش را بشمار. یک … دو …. سه …. و الخ
      و پاراگراف آخر به نظرم ربطی به نرخ ارز ندارد و زیادی است.

    • morteza says:

      سلام و تشکر
      اینکه برای اقتصاد خوانده ای مثل شما نوشته من نامفهوم است قطعاً می تواند یک نقطه ضعف بزرگ برای این یاددشت تلقی شود . طبیعی است که من باید دقت بیشتری داشته باشم و طوری بنویسم که شفاف باشد و مبتنی بر اصول علمی .
      در کامنت قبلی عرض کردم طی ماهها و روزهای گذشته مقالات متعددی در مورد نرخ ارز و ضرورت افزایش آن منتشر گردیده و برخی با اتکا به استدلال هایی که اشاره شد حتی قیمت هم برای نرخ ارز پیشنهاد می دهند . جدا از مطالبی که در روزنامه ها نوشته می شود در تحلیل هایی که برخی فعالان اقتصادی دارند با همین ذهنیت و استدلال ها نسبت به ارائه پیشنهاد برای نرخ ارز اقدام میکنند و ادعا می شود که با افزایش نرخ ارز مشکلات صادرات و تولید فلان و بهمان میشود.
      در واقع نکته اصلی یاددشت من جملات زیر است :
      « سوال مهم این است که آیا این تئوری به تنهایی می‌تواند مبنای عمل برای تعیین نرخ ارز قرار گیرد. همه اقتصاددانان [در پاسخ به این سوال]پاسخ منفی خواهند داد.این تئوری نقش بسیار خوبی در فهمیدن رابطه قیمت و نرخ ارز ایفا می‌نماید و بدون شک، فهمیدن این موضوع مساله‌ای ضروری برای سیاست‌گذاران نرخ ارز خواهد بود، اما به تنهایی قدرت تعیین نرخ ارز را نخواهد داشت. در واقع مقایسه شاخص قیمت مصرف‌کننده کشورها (تورم) ضروری است، اما همه چیز نیست. »
      فرمایش شما قطعاً صحیح است که « برابری قدرت خرید یک تئوری برای بلند مدت است. قدرت محرکۀ آن هم همان ساز و کار حاکم بر عرضه و تقاضا است. این نظریه همانقدر معتبر است که تئوری قیمت تعادلی. در کوتاه مدت شاید بتوان از تعادل خارج شد، ولی عدم تعادل در بلند مدت بسیار هزینه بر است » . درست بود که من هم در نوشتن مقاله ، اشاره ای به این موضوع می کردم و توجه افرادی که به این موضوع توجه ندارند و با اشاره به مفهوم و معنای این نظریه اقدام به ارائه پیشنهاد برای نرخ ارز را دارند به نکته مهمی که شما فرمودید جلب می کردم.
      باز هم ممنون .
      خوشحال می شوم در صورتی که نکته و یا تذکر دیگری توسط شما یا سایر دوستان مطرح گردد.

  5. morteza says:

    چقدر خوب می شد که به جای بحث در مورد آقای الحسینی و همکارانشان به موضوع اصلی در این پست پرداخته میشد .

  6. من که اسم از کسی نیاورده بودم حداقل در کامنت اولم. در کامنت دوم هم از سردبیر گفته بودم که درست میگی شاید اون باید پاک می شد. اما بحث اول که مشکلی نداشت. چیزهایی گفته ام که به فضای اقتصادی کشور و به ما ها که اهمیت می دیم به این فضا مربوط می شه و اصلا بحث اختلاف شخصی یا خصومت کسی با شخص دیگری نبود.
    من بحثی که خودت شروع کرده بودی رو فقط چرایی اش رو توضیح دادم و این احترام به تو و بحثت بود. ولی وقتی کامنت من رو که نه اسم شخصی توش بود و نه اهانتی و تازه شناسنامه دار هم بود به خاطر اینکه یک نفر دیگه اومده اهانت کرده پاک می کنی خب نشون می ده که خودمونیم که باعث می شیم بی اخلاقی توی بنگاه های عمومی مثل روزنامه ها و … گسترش پیدا کنه.
    باید به این جریانات حساس بود.
    خوش باشی

    • حسین says:

      فیاض
      در حذف نظر بی نام ونشان تردید نکردم. نظر تو را در ابتدا حذف نکردم. علتش هم این بود که با اسم و ایمیل نظر داده بودی که کاری بسیار پسندیده است. بعداً به دلیل اینکه بحث بی نتیجۀ فضای روزنامه ها بالا نگیرد حذفش کردم. علت دیگرش این بود که به فارغ التحصیلان یک دانشگاه اشاره کرده بودی.
      این به معنی مخالفت یا موافقت با نظرت نیست. فقط اینجا جایش نیست. نه به دلایل اخلاقی. من مدعی اخلاق خودم هم نیستم چه برسه به اخلاق بنگاههای عمومی و روزنامه ها و … . حساسیت به بی اخلاقی ها و تصحیح اخلاق عمومی را می سپارم به صاحبان صلاحیت و در این وبلاگ از عرضه و تقاضا می نویسم.

  7. بازتاب: در دنیای اقتصاد چه گذشت؟ « کاتالاکسی

  8. بازتاب: نگاه از زاویه‌ای متفاوت به نرخ ارز - گفت و شنود اقتصادی

  9. راز یک زندگی زیبا این است:
    که امروز با خدا گام برداری و برای فردا به او اعتماد داشته باشی.
    ممنون بابت مطالب خوبتون!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: