انتخاب رئیس کل بانک مرکزی

در هفته ها و روزهای گذشته بحث بر سر نحوۀ انتخاب و ترکیب اعضای مجمع عمومی بانک مرکزی (در واقع نحوۀ انتخاب رئیس کل بانک مرکزی) داغ بوده است. چرا این مسئله اینقدر اهمیت یافته است؟ همانطور که قبلاً در این مورد نوشته بودم، باورم این است که تغییرات پیشنهادی و اتفاقات بعدی بیش از اینکه ناظر به افزایش استقلال بانک مرکزی باشد بیانگر نوعی رقابت سیاسی است.

مستقل از وضعیت رقابت سیاسی در ایران، آیا راهی هست که استقلال بانک مرکزی از دولت افزایش یابد؟ بله. یک راه مناسب این است که اختیار نصب رئیس بانک همچون گذشته در اختیار دولت (مجمع عمومی بانک مرکزی) باشد ولی عزل او کاملاً در اختیار دولت نباشد، مثلاً فقط با تصویب مجلس ممکن باشد.

توضیح اینکه معمولاً رئیس کل بانک مرکزی را رئیس جمهور انتخاب می کند. دلیل آن احتمالاً این است که وظایف بانک مرکزی از نوع وظایف اجرایی است نه قانون گذاری. بانک مرکزی وظیفۀ طراحی و اجرای سیاست پولی را دارد. معمولاً دولتها بانک مرکزی را مجبور می کنند که سیاست پولی را به تبع سیاست مالی  تنظیم کنند که به معنای عدم استقلال بانک است (به زبان ساده وقتی دولت پول لازم دارد، بانک مرکزی را وادار می کند که پول چاپ کند).

آنچه در استقلال تصمیمات بانک مؤثرتر از نحوۀ انتخاب رئیس بانک است، نحوۀ عزل او (و نیز مدت زمان ریاست او و نحوۀ تمدید ریاست او) است. مهم این است که در صورتیکه رئیس بانک از اجرای خواسته های دولت در چاپ پول سر باز زد، دولت اختیار عزل او را نداشته باشد و نتواند او را با فرد مطیعی عوض کند.

همینکه در سالهای اخیر در ایران چندین رئیس بانک مرکزی به دلیل اختلاف نظر با رئیس دولت عزل شدند، نشان می دهد که دولت از اختیار عزل رئیس بانک به عنوان وسیله ای برای اجرای سیاستهای پولی دلخواه خود استفاده می کند.

در بسیاری از کشورها مانور دادن بر مدت زمان، روش تمدید، و روش عزل در مناصبی که استقلال در آنها اهمیت دارد، معمول است. مثلاً قضات عالی در بسیاری از کشورها معمولاً برای مدت طولانی یا برای مدت عمر انتخاب می شوند و عزل آنها به سادگی ممکن نیست.

در ایران هم می توان بر روی این متغیرها مانور داد. اگر مجلس می خواهد استقلال بانک مرکزی را افزایش دهد می تواند دورۀ ریاست رئیس بانک را بیش از دورۀ ریاست رئیس دولت کند و اختیار عزل او را از دولت بگیرد. در این صورت رئیس بانک در عین حالی که  توسط قوۀ اجرایی به کار گمارده می شود (و لذا انتخاب او از درگیریهای سیاسی به دور می ماند)، می تواند با اتکا به قدرت مجلس در مقابل خواسته هایی که استقلال بانک را مخدوش می کند، مقاومت کند.

4 Responses to انتخاب رئیس کل بانک مرکزی

  1. رامین می‌گه:

    سلام

    راه حل جالبیه. به نظر باهاش مخالفتی هم نخواهد شد. ولی همون‌طور که من هم تو نوشته‌ام گفتم، مشکل جدید اینه که مجلس کلن فراموش کرده دنبال استقلال بانک مرکزی بود و برعکس، نماینده‌ای مثل آقای توکلی که هر چند سال یه طرح جدید برای اقتصاد مملکت داره (مثلا چند سال پیش تثبیت قیمت‌ها) گفته باید سیاست پولی دست دولت باشه! من هم اینجا درمورد همین قضیه نوشتم
    http://www.negahazbala.ir/2011/01/blog-post_06.html

    اصولن وقتی دانش اقتصادی در یه محیط پایین باشه، با همه چیز به صورت قشری برخورد می‌شه.

    • حسین می‌گه:

      رامین
      درسته. از همون موقع که طرح مجلس داده شد به نظرم معلوم بود که هدف غیر از استقلال بانکه. (ما همیشه کلاهمان را به تحسین سیاست ورزی باهنر بر داشته ایم که مستقل از بد و خوبش ظرایفی دارد!)
      آقای توکلی رو هم من جزو رجل سیاسی می دونم نه جزو اقتصاد دونها. در نتیجه حرفهاش رو با چوب خط سیاست می سنجم.
      صحبت توکلی رو اگر به این تعبیر کنیم که بانک مرکزی کار اجرایی می کنه نه قانون گذاری، درسته. مجلس نمی تونه رئیس بانک تعیین کنه.
      از طرف دیگه میشه صحبت توکلی رو ناظر به توصیف یک واقعیت گرفت تا توصیۀ سیاست. در ایران نه تنها بانک مرکزی بلکه هیچ نهادی و حتی قوه ها نمی تونن مستقل عمل کنن. به نظرم تئوری حکمرانی در ایران این رو ایجاب می کنه. همین که امام جمعۀ تهران به مجلس دستور میده وزیران رو به مجلس نکشن شاهدش.

  2. یاسر می‌گه:

    مسلماً، آن طور که در سایر کشورها، موضوع استقلال بانک مرکزی، در قالب توافق همه‌ی گروه‌های سیاسی و یک تصمیم ملّی بوده است؛ در مورد ایران اینگونه نبود. یعنی، به نوعی برای رقابت سیاسی با دولت بوده است. و این موضوع، شانس موفقیت طرح رو کاهش می‌ده. مگر اینکه پای نهادهای سیاسی بالاتر به میون بیاد، که به نظر من، در ساختار سیاسی ما، تنها راه رسیدن به استقلال بانک مرکزی، وابستگی اون به نهادهای سیاسی بالاتر از دولت و مجلس هستش.
    من، مصاحبه‌ای با حجت قندی، در این زمینه کرده‌ام که خوندش خالی از لطف نیست:
    http://econ-practice.blogspot.com/2010/12/blog-post_28.html

    • حسین می‌گه:

      یاسر
      معمولاً استقلال سازمانها از فرایندهای سیاسی توسط «نهادهای بالاتر سیاسی» ایجاد نمی شود. پایدارترین استقلال ها در شرایطی ایجاد می شوند که رقابت سیاسی وجود داشته باشد و هیچ رقیبی نتواند دیگری را از صحنه حذف کند. در این صورت ممکن است (البته الزامی ندارد) که طرفین بر نوعی تعادل مرضی الطرفین به توافق برسند. گاهی این توافق در قالب استقلال به ظهور می رسد (و البته گاهی در قالب از بین بردن ماهیت سازمان). ادبیات استقلال قوۀ قضائیه در این مورد غنی است.
      به نظرم الان دو قوه می توانند به توافقی برسند که درجه ای از استقلال به بانک بدهد.
      و اما حجت خان که هماره سرور ما بوده اند و بهره ها برده ایم از حضورشان و می بریم غیاباً از فضائلشان.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: