سیاستهای ایران در قبال مهاجرت افغانها

در سالهایی که در افغانستان جنگ داخلی بوده است، یعنی تقریباً در تمامی دهه های اخیر، افغانها به مهاجرت روی آورده اند. برخی، عموماً افرادی که پول کافی و یا تحصیلات داشتند، به اروپا رفتند. گروه دوم که پول و تحصیلات کمتری داشتند به ایران و پاکستان رفتند. در سال 1370 بیش از 800 هزار افغان در ایران بودند. این رقم در سال 1385 به بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر رسید (این ارقام را از سالنامۀ آماری سال 1386 درآورده ام که مربوط به سرشماری سال 1385 است. این آمار به احتمال زیاد افغانهایی که به طور غیر قانونی در ایران هستند و لذا تمایلی به دیده شدن ندارند را در بر نمی گیرد). این رقم چندین برابر تعداد تبعه های سایر کشورها است. وجود چنین تعدادی از مهاجران سیاستگذاری دقیقی را می طلبد که هم منافع ایران را تامین کند و هم به نفع افغانها باشد.

در طراحی سیاستهای مهاجرت دو نوع هدف باید در نظر باشد. نخست افرادی که وارد کشور می شوند. دوم رفتار با مهاجران.

با تنظیم سیاست مهاجرت می توان روی نوع افرادی که وارد کشور می شوند اثر گذاشت. کانادا را در نظر بگیرید به عنوان کشوری که جمعیت کم دارد و برای توسعه نیازمند جمعیت است. این کشور از مهاجران برای تامین جمعیت سود می برد ولی مهاجرت را جهت دهی می کند. کانادا سیستم نمره دهی برای مهاجرت دارد. نمره ها هم بر اساس توانایی های متقاضیان داده می شود. افراد جوان با تحصیلات بالا یا تجربۀ کاری خوب به سادگی می توانند نمرۀ لازم را کسب کنند. در نتیجه هر ساله هزاران جوان با توانایی بالا از سراسر دنیا وارد کانادا می شوند. آمریکا دارای سیستم نمره دهی نیست و از لاتاری برای جذب مهاجرت استفاده می کند ولی جذابیت بازار کار و دانشگاههای آمریکا سبب می شود که هر ساله هزاران نفر برای کار یا تحصیل به آمریکا بروند. سیاست آمریکا طوری تنظیم شده است که بسیاری از این افراد می توانند برای اقامت دائم اقدام کنند و در آنجا بمانند.

سیاست رسمی ایران در قبال مهاجران را نمی دانم ولی می دانم که ایجاد مشکل یا حداقل عدم توجه به مشکلات اولیۀ مهاجران بخشی از واقعیت موجود بوده است. همین که بچه های افغان برای تحصیل در ایران مشکل داشته اند، از بزرگترین مشکلات خانواده های افغان در ایران بوده است. مشکل صدور مجوز اقامت و کار هم همیشه وجود داشته است.

این سیاستها سبب شده که گروههایی به ایران مهاجرت کنند که بتوانند با این مشکلات به نوعی کنار بیایند. به عنوان نمونه خانواده هایی که آموزش فرزندانشان در اولویت بوده است تا جایی که امکان داشته سعی می کنند به ایران نیایند. این خانواده ها غالباً دارای سطح سواد و درآمد پایینی نسبت به متوسط افغانها هستند. در مواردی هم افراد خانواده به محل دیگری فرستاده می شوند و مردان خانواده برای کار به ایران می آیند.

مشکلات اقامت و مجوز کار هم نوع دیگری از غربال بوده است. افرادی که دارای سرمایه فیزیکی یا انسانی هستند غالباً ریسک کار غیر مجاز را نمی پذیرند. در مقابل افرادی که می توانند در کارهای ساده و سخت مثل کارهای ساختمانی دوام بیاورند از این غربال رد می شوند.

در نتیجه بدنۀ اصلی مهاجران افغان به ایران نمونۀ غیر اریبی از جامعۀ افغان نیست. سیاستهای مهاجرت سبب شده است که افراد کم درآمدتر و کم سواد تر وارد ایران شوند.

نکتۀ دوم رفتار با مهاجران است. جذب شدن رسمی در جامعۀ ایران (منظور اخذ شناسنامه است) برای غیر ایرانی ها غیر ممکن است. حتی فرزندان زنانی که شوهر افغان دارند هم نمی توانند شناسنامۀ ایرانی بگیرند. در نتیجه خانواده ای که به ایران مهاجرت می کند هیچگاه نمی تواند آن را به عنوان وطن دوم خود بشناسد. این خانواده در ایران آیندۀ روشنی برای خود و فرزندانش نمی بیند. به عبارت دیگر با این سیاست غلط ما یک میلیون و دویست هزار نفر(بعلاوۀ هزاران نفر که به طور غیر رسمی و خارج از آمار در ایران هستند) را تا حد ممکن گسسته از جامعه ای که در آنند نگاه می داریم. به طور مشخص این سیاست باعث می شود فرزندان صدها هزار خانواده فاقد تحصیلات یا با تحصیلات پایین بمانند. این خسران بزرگ فقط برای جامعۀ افغانها در ایران نیست. برای ما هم هست.

سیاستهای بهتر، صدور مجوز اقامت و کار تحت شرایط قابل قبول، اجازۀ تحصیل به فرزندان آنها (و اعمال سیاستهای تشویقی برای تحصیل آنها، بخصوص در مورد دختران)، و دادن نوعی از شهروندی در دراز مدت، می تواند برای ایران، افغانستان و کل منطقه بسیار مفیدتر از سیاستهای کنونی باشد. کشورهای صنعتی از مهاجرت نهایت استفاده را می برند. ایران هم می تواند چنین کاری بکند.

19 Responses to سیاستهای ایران در قبال مهاجرت افغانها

  1. جمشید می‌گه:

    با سلام،
    نکته مورد اشاره شما از جمله مسائل بسیار حیاتی و مهم جامعه امروز ماست که از یکطرف روز به روز ابعادش گسترده می شود و از طرف دیگر، عمدا یا سهوا مورد توجه جدی مسئولین نیست. در بحث نحوه رفتار با مهاجران یکی از دغدغه های همیشگی که معمولا با حساسیت ویژه همراه بوده مسأله جرایم مرتبط با کارگران افغانی است که صد البته نقص قوانین مربوط به مهاجرین پایه اصلی مشکل بوده است. به عنوان مثال چند سال پیش در یک برنامه رادیویی با موضوع جرم و جنایت، کارشناس برنامه با استناد به چندین پرونده قتل مرتبط با اتباع افغانستان، یکی از عوامل ریشه ای مشکل را عدم امکان افتتاح حساب بانکی توسط مهاجرین افغان میدانست(؟!) به این ترتیب اگر کارگری دستمزد خود را به صورت نقد در محل سکونت خود (که معمولا مشترک با تعداد دیگری کارگر همانند خود اوست) نگاه دارد، پس از مدتی مورد طمع سایر هم خانه ایها قرار گرفته و منجر به درگیری و … می شود. اگر هم کارگر به صاحب کار خود اطمینان کرده و بجای دریافت هفتگی یا ماهانه مزد خود، با وی توافق کند که در پایان کار (مثلا پس از یکسال یا بیشتر) پولش را یکجا دریافت کند، صاحب کار (که معمولا در پایان عملیات ساختمان سازی دستش خالی است و پول انباشته ای برای پرداخت به کارگر ندارد) با امروز و فردا کردن قضیه و احتمالا چانه زنی برای پرداخت رقمی کمتر از مبلغ توافق شده، زمینه درگیری را فراهم می سازد.

    ضمنا این نکته عدم امکان دریافت شناسنامه ایرانی توسط مهاجرین هم بسیار قابل تامل است. چراکه از نظر روانی زمینه ساز بروز بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی است.

    موفق باشید.

    • حسین می‌گه:

      ممنون جمشید. و البته همانطور که گفتی هر چه بیشتر بتوانیم انها را در جامعۀ میزبان جذب کنیم این مشکلات کمتر می شود.

  2. مرتضی می‌گه:

    سلام
    بحث خیلی خوبی مطرح کردید.
    در ایران در سالهای گذشته به افغانها مجدانه ظلم شد. من با چشمانم صحنه های بدی از ظلم و بی انصافی چه از طرف ارگانهای دولتی و چه از طرف مردم در مورد افغانها را دیده ام و همیشه متاسف می شدم. این رفتارهای غیر منصفانه صرفاً از طرف دولت نبوده و مردم ما در برخورد با افغان ها رفتار خوبی نداشتند. به نظر می رسد یکی از دلایل بی برنامگی دولت در برخورد با مهاجرین افغانی نگرش و رفتار مردم ما با افغان ها بوده و این موضوع در افزایش جرم و جنایت افغان های مقیم ایران قطعاً موثر بوده است . یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در سال 80( یا 84 ) در شعار تبلیغاتی خود موضوع اخراج افغان ها به منظور جایگزین کردن نیروی کار ایرانی را با جدیت مطرح می کرد . دلیل اصلی آن تصور از اقبال عمومی بود. آن کاندیدا به برخور عامه مردم آگاه بود.
    بسیاری از افغان ها در سال های گذشته در اجاره مسکن مشکل داشته اند و بالاجبار در منازلی زندگی کرده اند که از نظر ما غیر قابل سکونت هستند. بدون شک این سرکوب و اهانت اثرات منفی خود را بر جامعه ایران گذاشته و خواهد گذاشت.
    کارگران افغانی خدمات فراوانی به صنعت ساختمان در ایران داشته و شایسته قدردانی هستند.
    یاسر ملایی هم مطلب جالبی در این مورد در روزنامه دنیای اقتصاد نوشته است. استقبال وبلاگ نویسان و نویسندگان به منظور ارتقای فرهنگ مردم در برخورد با مهاجرین افغان کاری است شایسته و بایسته.

    • حسین می‌گه:

      ممنون مرتضی. رفتار نامناسب با افغانها متاسفانه وجود دارد. این مشکل در همه جا در قالب مخالفت با «خارجی ها» دیده می شود. مهم تر از آن این است که قانون در این باره چه می گوید و حاکمیت چه می کند. قاون باید حقوق آنها را تامین کند به طوریکه اگر کسی به آن تعدی کرد با مجازات مواجه شود و صرف اینکه یکی شناسنامۀ ایرانی دارد و دیگری شناسنامۀ افغانی نباید در این اصل خللی وارد کند.

  3. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۵1): یک سال گذشت!

  4. علی احمدی می‌گه:

    با سلام
    بنده به طور کلی با رویکرد شما در مورد قانونمند و هدفمند کردن مهاجرت موافق هستم ولی باید عرض کنم که ابتدا باید به این سوال جواب دهیم که آیا این مسئله در اولویت است یا نه یعنی به طور کلی ما به مهاجر و نیروی کار نیاز داریم یا نه و در صورت جواب مثبت به چه گروهی که به نظر بنده جواب منفیه (البته نمیشه گفت صفر). اما در مورد چرای وجود مهاجران (اونم از یه کشور جهان انومی مثل افغانستان) باید مثل اکثر مواقع علت رو در سیاست و حضور پر رنگ و غلط دولت جست (مثل مسکن مهر ) البته دوستان بهتر می دونید که در اکثر کشورها از مهاجران و توریست ها برای ورود ارز به کشور و ساختن سرمایه انسانی استفاده می کنند ولی در ایران به گفته وزیر کار در سال حدود 20000 میلیارد تومان ضرر ارزی به کشور وارد می کنند به جز این که هر مهاجر به طور کلی یک فرصت شغلی رو از یک شهروند میگیره. در مورد تابعیت هم تا اونجای که بنده اطلاع دارم تو همه کشورها خیلی سخته مثلا در کره جنوبی هم اوضاع به همین منواله البته قبول دارم که بعضی از کشورها به خاطر رشد جمعیت منفی یا برای ایجاد تنوع فرهنگی این مورد رو اسون تر کردن که البته بهش نیاز دارن. این مشکلات به جز مشکلاتی هست که این حضرات در اجتماع و بهداشت و … به خاطر سطح پایین رشدشون ایجاد میکنند.

    • حسین می‌گه:

      سلام علی
      نکتۀ اصلی نوشته همان است که تو باهاش موافقی یعنی سیاست مهاجرت باید حساب شده باشد.
      من توصیه به افزایش تعداد مهاجران نکردم. گفتم حالا که به دلیل شرایط سخت در کشورهای همسایه مهاجران در هر حال به کشور وارد می شوند (و به دلایل زیاد، مهمترین آنها دلایل انسانی، نمی توانیم از پذیرش آنها خودداری کنیم) بهتر است سیاستهای مهاجرت را طوری تنظیم کنیم که هم مهاجران دارای سرمایۀ فیزیکی و انسانی (سطح سواد) بالاتر وارد شوند و هم بعد از ورود بتوانند سطح زندگی و سواد خود و فرزندانشان را ارتقا دهند.
      در مورد ادعای ضرر 20000 میلیارد تومانی هم خیلی دوست دارم ببینم این محاسبه چطور انجام شده است.
      محاسبات اقتصادی در مورد مهاجرانی که از کشورهای آمریکای جنوبی بخصوص مکزیک وارد آمریکا می شوند و معمولاً سطح سواد و ثروت پایینی دارند نشان از چنین ضررهایی نمی دهد (و در نظر بگیر که مهاجران غیر قانونی بدون پاسخ دادن به هر پرسشی می توانند از خدمات پزشکی اضطراری استفاده کنند و بخصوص فرزندانشان بدون پرداخت هزینه می توانند در مدارس عمومی تحصیل کنند). بسیاری از اقتصاددانان وجود این مهاجران را حتی مثبت به حال اقتصاد ارزیابی می کنند.

  5. علی احمدی می‌گه:

    با سلام
    از این که نظر بنده رو مطالعه و جواب دادین متشکرم.
    در مورد رقم بالا اگه اشتباه نکنم از قول وزیر کار در سال 85 (که تنور این اقایان پوپولیست در آن سال داغ بود )بود می خواستم لینکشو براتون بزارم متاسفانه نشد (دقیقتر نگشتم) البته من گزارش سازمان ملل رو در مورد مهاجران غيرقانوني افغان و قاچاق انسان در مرز شرقی ایران بود رو دیدم اگه اشتباه نکنم 6 درصد تولید ناخالصی افغانستان بود که شامل خروج ارز و هزینه های ویزاست که متاسفانه بخشیش در جیب قاچاقچیان انسان میره که خیلی کمتر از رقم بالاست که منم مثل بقیه آمارها (اگه بشه پیدا کرد!!)بهش شک دارم. البته این موضوع باعث نمیشه که علت معضلاتی مثل بیکاری رو در وجود مهاجرا دید بلکه باید علت رو در جذب کم سرمایه خارجی و رشد پایین اقتصادی و قس علیهذا جست.

    • حسین می‌گه:

      سلام علی
      فکر کنم وزیر کار جمع زده کل دستمزدی که به گارگران داده می شود، و البته هم تعداد کارگران مهاجر و هم دستمزد را دست بالا گرفته، و این را گذاشته به حساب هزینۀ مهاجران برای کشور.

  6. سید محمد حسینی می‌گه:

    باسلام خدمت دوستان عزیز
    سید محمد حسینی شهروند ایرانی هستم. نظراتتون جالب بود .
    تا همین پارسال مصمم به اخراج افغانها از ایران بودم. ومعتقد به مسائلی از جمله: گرفتن فرصت های شغلی ومالی ایرانیان توسط افغانه‍ا- وگذاشتن تاثیرمنفی براخلاق وفرهنگ غنی ما به خاطر وجود افغانها بودم…ودیگر مسائل مرا به سمت این عقیده که وجود افغان در ایران ظلمی هست در حق ایرانیان کشانده بود.که البته تمامی این مسائل بدون تفکر منطقی بود ودور از انصاف وفقط تعصبی بود بی جا !!!!!!!!!
    واما اینک با توجه به اخلاقیات وآنچه که دین به ما فرموده معتقدم که باید دیدمان را از مسائل دیگر پاک وفقط نگاهمان را به این نکته متوجه سازیم که دین چه می گوید.آن هم دین (اکملت لکم دینکم)دین کامل ما که دین همان افغانها نیز هست.
    ما نباید برای طلب علم ودانش راه را به مهاجرین افغانی ببندیم به خاطر سیاست گذاری های کاملا اشتباهمان….آنها هم باید برابر باشند نه برابر افراطی برابر در ضروریات… همه ما دوست داریم درس بخوانیم -همه ما دوست داریم کاری در خور شان داشته باشیم- همه ما دوست داریم که وقتی از خانه مان خارج می شویم مردم مارا با همان چشمی ببینند که دیگران را میبینند….همه ما دوست داریم که درمقابل خانواده مخصوصا فرزندانمان شرمسار نباشیم……وهمه ما دوست داریم در خانه نسبتا خوبی زندگی کنیم ..
    نمی گویم آنها هم مثل ما اما !! می گویم آنها هم برادر دینی ما هستند.اگر ما درکشورمان به آنها مجال پیشرفت ندهیم دیگر چه انتظاری از دیگر کشورهاست. کانادا – کره – پاکستان -و…ایده آل ما که نیستند پس نباید مقایسه کنیم…اگر دردین ما به برادر دینیمان که سهل است اگربه کافری جسارت شود اگر از ننگ آن جسارت بمیریم برآن هیچ ایرادی نیست..حال در کشور اسلامی به برادر دینی ما که همین افغانها هستند مردم به چشم بدبخت وبیچاره می نگرند.آنها هم حقی دارند، حق دارند در همان خانه با همان امکاناتی که ما هستیم زندگی کنند…من نمی گویم دین می گوید…
    این قضیه درست است که اگر یک افغان در یک شرکت وسازمانی کار کند، فرصت کار برای یک ایرانی را می گیرد اما این به توانمندیها بر می گردد….به تاریخ اسلام برگردیم می گویند در زمان خلافت حضرت امیر(ع) مالک اشتر به مولایش علی (ع) گفت که چرا مسئولیتهای مهم را به اعضای خاندانت واگذار کرده ای این کار دور از عدل شماست . حضرت فرمودند:آیا دوست داری مسئولیت را به کسی واگذار کنم که توان انجامش را ندارد. این کار حضرت امیر یعنی اینکه مهم توانمندیهاست نه وابستگی ها…. آن زمان اگر یک مسلمان از دیارش یا همان کشورش به کشور اسلامی دیگر نقل مکان می کرد هیچ ابایی نداشت چرا که میدانست مورد مرحمت اهل آن دیار قرار می گیرد…واما حال یک افغان در کشور اسلامی فقط انتظارش ضروریات است ازجمله تحصیل – کار – که از همین هم در مورد ایشان دریغ می ورزند…….
    من به عنوان یک شهروند ایرانی منتقد سیاست گذاری های فعلی کشور در موضوع مهاجرت هستم…
    در هردیار هم نیک مردم وجود دارد وهم بد مردم… اما ما اصل را بر خوبی آن دیار می گذاریم…..
    خدا عاقبت مون رو به خیر کنه…
    دوستان عزیز منتظر نظرتون هستم…

    • حسین می‌گه:

      سید محمد عزیز
      کاملاً موافقم. شما از دید دینی به قضیه نگاه کردی و من از دید اقتصادی. وقتی یک افغان در ایران کار می کند، فرصت شغلی فقط یک طرف قضیه است. تولیدی که می کند و نیز خرجی که در ایران می کند را هم باید ببینیم. به رسمیت شناختن حضور آنها و کمک به ارتقای زندگی آنها منافع را برای هر دو طرف افزایش می دهد.

      • سید محمد حسینی می‌گه:

        حسین عزیز .
        با این شرایط ما چه میتونیم بکنیم.؟

        • حسین می‌گه:

          سید محمد
          قرار نیست ما کاری بکنیم. من کارم نوشتن است و می نویسم. تو هم اگر کارت مربوط به این مسئله باشد شاید بتوانی کاری بکنی. بیشتر از این وظیفۀ سیاستگذار است. تنها کاری که می شود کرد ابراز عقیده است که در نهایت ممکن است سیاستها را متاثر کند. اگر دولت ببیند جوّ عمومی بر علیه مهاجران است نمی تواند سیاستهایش را اصلاح کند. ولی اگر فضای عمومی جامعه بپذیرد که مهاجران در نهایت بخشی از جامعه اند و نباید تفکیک شوند احتمال اصلاح سیاست وجود دارد.

  7. سید محمد حسینی می‌گه:

    سلام دوستان ، اگه یک پسر ایرانی بخاد با یک دختر افغان ازدواج کنه به نظرتون اشتباه است یا نه.

    • حسین می‌گه:

      سید عزیز این رو نباید از یک اقتصاددان بپرسی. مگه خاله فخری و عمه لیلی و امثالها که هر انتخابی بکنی یه «اِ وا خدا مرگم بده» برات دارن کم داری.
      از شوخی گذشته، از نظر قانونی بعید می دونم ازدواج پسر ایرانی با دختر خارجی مشکلی داشته باشه. حتی گذرنامه هم به راحتی صادر می شه. در مورد شهروندی چیزی نمی دونم.

  8. سید محمد حسینی می‌گه:

    حسین جان اهل کجایی؟ از خودت بگو؟البته اگه افتخار آشنایی میدید!چند سالته مجردی یا متحل رشته تحصیلی چیه دانشگات کجاست.و…

    • حسین می‌گه:

      سید عزیز اطلاعات شخصی تا حدی که لازمه رو در بخش «دربارۀ این وبلاگ» گذاشتم. الان هم آمریکا هستم و دارم تو دانشگاه اقتصاد درس می دم. بیشتر از این هم فکر نکنم به درد کسی بخوره. ترجیح می دم این وبلاگ حتی الامکان اقتصادی و عمومی باقی بمونه. و داشتن اطلاعات از من قطعاً افتخاری نیست که بخوام به کسی بدم یا دریغ کنم.

  9. بازتاب: افغانها در ایران « مجلۀ اقتصادی (IRPD ONLINE JOURNAL)

  10. بازتاب: افغانها در ایران | آی-آر-پی-دی آنلاین (IRPD ONLINE)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: