اعداد و ارقام اقتصاد ایران (6): نرخ بیکاری

در کشوری که جمعیتی دارد جوان و اقتصادی دارد لنگان، بدترین چیزی که می تواند اتفاق بیافتد، از دید اقتصاددانی که می خواهد ببیند سر از «کار» بقیه درآورد، این است که حتی آماری نداشته باشیم از اینکه کی سرِ کار است و کی آرزو دارد سرِ کار برود.

در بلاد کفر قضیه را اینطور حل و فصل کرده اند که یکی را گذاشته اند سرِ کار سر درآوردن از کار مردم و جار زدنِ آن. این بنده خدا (هر چه نباشد کفار هم بندۀ خدایند، هر چند خودشان منکرش باشند) سرِ ماه که می شود، چرتکه اش را می اندازد و عدد و رقمش را بالا و پایین می کند و جار می زند که مثلاً دو کرور آدم رفتند سرِ کار و سه کرور دیگر آرزو دارند بروند سر کار و قس علی هذا. بقیه هم مثل بچۀ آدم حرفش را می پذیرند و رویش قسم مایکل جکسون هم می خورند (کافرند دیگر. قسم خوردنشان هم عوضی است)

در بلاد محروسۀ ما دعوایی است سرِ ماجرا. از همان پانزده سال پیش که عدد و رقم سرشماری به مذاق علما و فضلا خوش نیامد، تا حالا دارند هر سال می شمارند سرِ کار رفتگان و آرزومندان را. این سالهای اخیر هم که دعوا حسابی بالا گرفته. هر چه جناب حاکم می فرماید، یکی پیدا می شود که اما و اگر بیاورد. حالا هم که یکی از زعما که زمانی خودش جزو چرتکه اندازان بود اعلام فرموده که چرتکۀ ما به فرمودۀ حاکم همچین درست و راست نبوده در آن زمان، قضیه بیخ پیدا کرده حسابی. مزید بر علت شده قضیۀ تعریف سرِ کار رفتن. روزگاری بود که باید آدم حسابی سرِ کار می رفت تا عددی محسوب شود. حالا هر که را که همچین بگی نگی سرِ کار رفته باشد را می توان عددی حساب کرد. ظاهراً چرتکۀ علما در سایر امور احصائیه هم دست کمی از این ندارد. خلاصه درد سرتان ندهم اوضاع  حسابی قمر است در عقرب.

همۀ اینها را گفتیم تا بگوییم آستینمان را بالا زدیم تا ته و توی سرِ کار رفتن مردم را در آوریم. (از اینجا به بعدش را جدی بشوید حسابی).

آمار اشتغال و بیکاری چه می گویند و چگونه می توان نرخهای بیکاری که این روزها به وفور در رسانه ها اعلام می شود را ارزیابی کرد؟

منبع اول برای آمار بیکاری کل کشورسرشماری عمومی نفوس و مسکن است که فقط در فاصله های ده ساله در دسترس است.

منبع دوم برای سالهای آخر دهۀ هفتاد و سالهای اولیۀ دهۀ هشتاد آمارگیری اشتغال و بیکاری است که از سال 1376 شروع شد و تا سال 1383 ادامه داشت. در سالهای اخیر طرحی مشابه تحت عنوان آمارگیری نیروی کار اجرا می شود که منبع اصلی نرخ بیکاری است. در این سالها اما و اگرهای زیادی در مورد صحت این آمار مطرح شده است (دکتر جواد صالحی اصفهانی هم نگاهی دارد به این آمار).

آمار بیکاری دیگری از آمارگیری هزینه و بودجۀ خانوار قابل دستیابی است. این آمارگیری برای اندازه گیری بیکاری طراحی نشده است ولی از آنجا که از قدیمی ترین آمارهای تهیه شده در ایران است و اعتبار قابل توجهی دارد، می توان از آن برای تکمیل آمار دیگر استفاده کرد.

نمودار زیر بیکاری کل و بیکاری مردان و زنان در مناطق شهری و روستایی را نشان می دهد. دو نقطۀ قرمز هم مربوط به بیکاری کل از سرشماری های سالهای 75 و 85 است. تفاوت نرخ بیکاری دو منبع می تواند به تفاوت نوع آمارگیری و تعاریف برگردد. (بخشی از آن هم احتمالاً به این بر می گردد که تعداد زیادی اعضای خانوارهای دستجمعی، بخوانید سرباز وظیفه، هستند که در آمار سرشماری جزو شاغلان هستند ولی در آمار گیری از خانوارها وارد نمی شوند.) آنچه مهم است روند افزایش بیکاری در طول سالهای گذشته است که در میان همۀ گروهها و در کل کاملاً مشهود است.

نکتۀ دیگر این است که بخشی (در حدود سه درصد) از افرادی که گزینۀ «شاغل» را در آمار بودجۀ خانوار انتخاب کرده اند، وقتی در بخش اطلاعات شغلی با سؤال «آیا در حال حاضر شاغل هستید» مواجه می شوند، پاسخ منفی می دهند. این امر، حتی اگر نشان از بیکار بودن این افراد ندهد، نشان از متزلزل بودن موقعیت شغلی حداقل بخشی از  آنها می دهد.

تنها دلیلی که می تواند باعث کاهش شیب فزایندۀ نرخ بیکاری (و نه کاهش نرخ) شود، اثر ناامیدی نرخ بیکاری است. بیکاران جویای کار، بخصوص آنهایی که گزینه ای غیر از کار کردن برایشان ممکن است، بعد از مدتی جستجوی بی نتیجه از بازار کار خارج می شوند. این امر در کوتاه مدت سبب می شود که نرخ بیکاری افزایش زیادی نیابد ولی در بلند مدت کاهش نرخ بیکاری را سخت تر می کند چرا که به محض بهبود اندک در بازار کار بخشی از جویندگانِ ناامید مجدداً وارد بازار کار می شوند. همچنین افرادی که به دلیل وضع اقتصادی نامناسب حاضر شده اند در مشاغلی با درآمد کم یا ناهمساز با تواناییشان مشغول شوند، با بهبود بازار کار به جمع جویندگان کار خواهند پیوست.

بر مبنای نمودار و تحلیل فوق و نیز بر مبنای داده های پراکنده ولی کمابیش قابل توجهی که از رشد ضعیف اقتصادی سالهای اخیر وجود دارد، شخصاً به هر داده ای که نرخ بیکاری را زیر 15 درصد معرفی می کند مشکوکم. بیشتر از آن به هر مطلبی که خبر از کاهش سریع و قابل توجه نرخ بیکاری بدهد، مشکوکم.

پس نوشت: این نوشته در روزنامۀ دنیای اقتصاد.

Advertisements

10 Responses to اعداد و ارقام اقتصاد ایران (6): نرخ بیکاری

  1. علی احمدی says:

    با سلام و تشکر از این پست
    این آمار و ارقامی هم که بعضا این دولت محترم منتشر می کند برای خودش داستانی شده.
    متاسفانه این دیدگاه مکانیکی که فقط به نتیجه توجه می کند گویایی همه مسائل نیست به طور مثال همین نرخ بیکاری می تواند به دلائل متعدد مثل کاهش جمیعت فعال جامعه باشد که به نظر میاد فعلا در ایران به این صورت است ولی چون همین متغیرها به عوامل زیادی بستگی دارند مانند این که چند نفر بخواهند ادامه تحصیل داده و ورود به بازار کار را به تعویق بیندازند و یا ناامیدی از بازار کار و.. باعث ایجاد نوسانات شدید می شوند متاسفانه این دیدگاه در همه موارد دیده می شود به عنوان یه نمونه دیگه در مورد شاخص رفاه که حضرات به جای اینکه توجهشونو معطوف درامد بکنند بیشتر به کاهش هزینه ها توجه می کنند و این شاید یکی از دلایل سوبسید دادن های دولت باشه. بهرحال باید توجه داشت که با فرض این که نرخ بیکاری تک رقمی یا مثالا متوسط تولید اشتغال بالاست و این جور ….. نباید خوش بین بود چرا که انگیزه و چگونگی ایجاد این مشاغل بیسار مهمتر از ایجادشون است (چرا و چگونه و با چه توجیه اقتصادی و توسط چه بخشی برای کدام اهداف و … ) بهر حال همانطور که می دانیم بیکاری از آن دسته متغیر های است که در کوتاه مدت به هیچ وجه نباید انتظار کاهشش را داشت چرا که پیش نیاز آن سیاست های مختلف اقتصادی (پولی و مالی )مناسب می باشد و تا این که این موضوع با عث تعییر بشه زمان می بره.
    در این جا باید یاد اور بشم ( این از اون جمله های جمیله ) دادن آمار و ارقام باید توسط نهاد های مستقل با بنیه علمی قوی و تفسیر و اطلاع رسانی آن توسط رسانه های (خصوصی) که هدفشان رساندن حرف جامعه به گوش سیاست گذاران هست صورت بگیره نه رسانه های که تمام دقدقشون در بوق و کرنا کردن کار تا کار دولت به هزینه جامعه است.
    ببخشید اگه طولانی شد.

    • حسین says:

      علی عزیز
      به نکاتی که گفتی یک تبصره می افزایم. جمعیت فعال به نظر نمی رسد کاهش یافته باشد. درست است که برخی که قاعتاً باید شاغل یا در جستجوی کار باشند به دلیل شرایط بد بازار کار انصراف داده اند (از جمله بسیاری از خانمهای تحصیل کرده که توانایی کار دارند ولی به دلیل عدم یافتن کار مناسب ترجیح می دهند به بازار کار نپیوندند) ولی هرم جمعیتی ایران طوری است که تا سالها تعداد فعالان افزایش می یابد.

  2. علی احمدی says:

    با سلام
    در ابتدا از شما به خاطر اینکه نظرات رو به طور مرتب مطالعه و جواب میدین باید تشکر کنم.
    کاملا با شما موافق هستم البته بنده خواستم با این فرض که مثلا آماری که توسط مرکز آمار نشر میشه قابل قبوله هستن رو ملاک قرار بدم تا شاید بشه این آمار رو توجیه کرد البته بعید می دونم کسی با اتکا به علم اقتصاد بتونه چنین کاری بکنه. متاسفانه این باعث میشه که نشه تحلیل های قابل قبولی رو انجام داد چرا که چشم و گوش اقتصاددان ها و بطبع سیاست گذاری ها فقط آمار هستندو بس. البته از دولتی که ساده ترین اصول علم اقتصاد رو قبول نداره و معتقد به این که علم اقتصاد جدیدی باید ساخت یا اصلا به دست توانمندش ساخته!!!!!!!بیشتر از این نباید انتظار داشت .
    به نظر بنده تمام مسائل جاری یک کشور ( فرهنگ و …) بطبع جهان تابعی از سیاست گذاری های بلند مدت اقتصادیه که این خود نشان از اهمیت آمار و ارقامی می دهد که به راحتی دست خوش منافع گروه ها و اشخاص می شود و…

    • حسین says:

      سلام علی
      اینجا جایی است برای مبادلۀ نظرات. من باید تشکر کنم از اینکه نوشته ها رو می خونی و نظرت رو می نویسی
      کاملاً درسته که آمار مثل چشم و گوشه. اگه آمار درست نداشته باشیم هیچ کاری نمی شه کرد
      دولتها همیشه دوست دارن آمار موفقیتشون رو نشون بدن. گاهی حاضرن آمار رو فدا کنن تا مشکلاتشون پنهون بمونه. خوشبختانه پنهان کردن آماری که مشکلات رو نشون می ده خیلی هم ساده نیست. تغییر دادن آمار به طوری که واقعیت دیده نشه از این هم مشکلتره. مثلاً آمار رشد اقتصادی چند ساله که منتشر نمی شه. اگه می تونستن جوری تغییرش می دادن که به نفعشون باشه. اونایی که با آمار کار می کنن می تونن تضادهای آمارهای ساختگی رو در بیارن. برای همینه که جزئیات آمار رشد منتشر نمی شه.

  3. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۶9)

  4. شیرین says:

    نمی دونم فرمت شکلهایی که می زارین چی؟ هیچکدوم از عکسهای مطالبتون باز نمیشه!!

    • حسین says:

      فرمت شکلها PNG بود که قاعدتاً باید توسط همۀ نرم افزارها باز شود. تبدیلشان کردم به JPEG که عمومی تر است. اگر باز هم باز نشدند بگو که فکر دیگری بکنم.

  5. محمد از مشهد says:

    واقعا برای خودم متاسفم که توی جنین کشوری زندگی میکنم که نرخ بیکاری اینقد زیاد باشه من الان30 سالمه فوق لیسانس حقوق رو دارم الان باید با ماشین بابام برم کار کنم واقعا ک…….

    • حسین says:

      محمد عزیز
      از شنیدن این مشکل متاسفم. تاسف و حسرت وقتی بیشتر می شود که مشکل بیکاری گسترده بخصوص در میان تحصیل کردگان سالها پیش حتی قبل از اینکه آشکار بشود، پیش بینی شده بود و راه حلهایی برای آن پیشنهاد شده بود، ولی حکمرانان چندان توجهی نکردند. و از این بدتر این است که چشم انداز روشنی در حل مشکل هم دیده نمی شود.

  6. خوشحال میشم به ما هم سر بزنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: