گفتگوی «تجارت فردا» با گری بکر

مجلۀ دنیای تجارت مصاحبه ای دارد با گری بکر. (لینک مطلب را از سایت خبر آنلاین می گذارم اینجا) خواندنی است به دو دلیل. اولاً سؤالها را داده اند مسعود نیلی طراحی کند که نهایت حرفه ای گری محمد طاهری سردبیر تجارت فردا را نشان می دهد. نیلی هم مجموعۀ بسیار خوبی از سؤالات را پرسیده.

دلیل اصلی البته این است که طرفِ مصاحبه بکر است و همۀ نوشته ها و حرفهایش ارزش خواندن و شنیدن دارد. گری بکر (وبلاگش با پوزنر را می توانید از اینجا دنبال کنید) حرفه ای ترین اقتصاددانی است که من می شناسم (طبیعتاً از روی نوشته ها، هر چند بکر را در سمینار اقتصاد ایران دیده ام و پای صحبتش نشسته ام). حرفهایش روشن، علمی، دقیق، و خالی از زوائد و حواشی سیاسی است. می خواهید ارزشش را بدانید مقایسه اش کنید با نوشته های پل کروگمن که زور بزند یک چند درصدی از نوشته هایش در مورد اقتصاد است و بقیه اش جار و جنجال (و البته دارد نان جنجالش را می خورد. مثل همه جای دنیا در آمریکا هم اگر دست به فحش و دادار دودورتان خوب باشد نانتان چرب است).

خلاصه محضر علامۀ حکیم آقا گری را از دست ندهید. دست مریزاد به محمد طاهری هم یادتان نرود که دارد کاری می کند کارستان در تجارت فردا و مهرنامه.

One Response to گفتگوی «تجارت فردا» با گری بکر

  1. simsilver.com می‌گه:

    با درود

    گری بکر این همه از ایرانو, مردم ایرانو, اقتصاد دانان ایرانی و ضد تحریم صخبت کرده ولی سایت اش را فیلتر کرده اند…! چکار کنم؟ برای اینکه از دلش در بیاد وقتی آمد ایران یک فرش ابریشم اعلا بهش هدیه می کنیم تا هوش از سرش رفته و کمتر غصه بخورد. .
    در گفتگویش اما در مورد آمریکا هیج راه حلی پیش نهاد نمی کند. تنها تاکید بر سرمایه گذاری بیشتر برای رشد بیشتر و کاهش بیکاری دارد. ولی نمی گوید که سرمایه جای امن می خواهد و چرا مردم آمریکا احساس نا امنی می کنند. شاید به خاطر دور باطل اینکه اول اوباما اسکناس چاپ کند و تو سیستم بریزد و اگر کار بالا گرفت ما هم وارد و سودی می بریم.

    ولی تریلیون های اوباما اثر نکرد زیرا که به جای اینکه به مردم امید دهد ( ok …ok این علم اقتصاد نیست ولی مصرف را که نیش میزد!؟ داد و بیداد پل کروگمن هم از این است) بانک های مجرم ( ok…ok علم اقتصاد اخلاق نیست و این مقوله به درد کانت فیلسوف و جان پل ساتر یاغی می خورد) را نجات داد و تاره اگر چنین شود. چون این اول هیجانات است و لب جوی آب نشستن و درس یاد گرفتن ها در دانشگاه جهانی …و به راستی هم چیزی نشده یک روز رشد و یک روز رکود و هر دو حک شده در سرمایه داری ( به بخشید بازارآزاد).

    مردم ایران هم یاددددددددددد گرفتن ها کرده اند. از چپ و راست, عرب و عجم, شرق و غرب و از غیر خودی و خودی ها و در نهایت برنده یک «گلیم از تاریخ بیرون کشیده شده» هستند. وحتا دهک چهارم ( بعد از این طوفان دوم دلار دیگه دهک پنج تا نه نداریم و یک راست به دهک دهم میرسیم واین نگرانی نداشتن یک سازمان مرتب تامین اجتمائی را نیز یک شبه رفع کردیم) ما امروز می توانند به آمریکا کمک و آن سرمایه گذاری مورد علاقه آقای بکر را انجام دهند. چطور؟

    برای نمک بیشتر پاشیدن به زخم های دهک ده پیام های بازرگانی در تلویزیون های ایران جلس مربوط به EB5 را افزایش دهند. کافیست دو میلیون ایرانی دهک چهار پورشه های دست دوم خود را بفروشند و هر کدام پانصد هزار دلار ( این جا این ارقام برای این طبقه بساز بنداز ایرانی شرم آور است) که می شود یک تریلیون دلار در آمریکا سرمابه گذاری کنند. مزایا:

    – جلوگیری از جنگ زرگری بیشتر میان اوباما و کنگره به «خاطر یک تریلیون دلار» چاپ اسکناس جدید.
    – براه اندازی دو میلیون پیتزا فروشی با فرانچایز و با سر در» بخور حالشو ببر دنیای دوروزه» در آمریکا با پیتزای هنرایرانی به قطر حد اقل سه سانتیمتر.
    – صف های طویل و پس کرفتن آبروی از دست رفته ایرانیان برای ترانه های بند تنبانی ایران جلسی ها.
    – ایجاد بیست میلیون کار برای مکزیکی و خصوصن چینی ها که در جستجوی آزادی در «آمریکا آمریکا» مخفیانه رنج می برنند. توضیح:

    برای اینکه در آمار بیایند اوباما گرفتن آن کارت بهشتی را برای آنها سرعت داده و نرخ بیکاری نه در صد کاهش و منفی می شود. البته اگر اعداد غیر رسمی پانزده در صد را بی خیال شویم.

    «بکر» نو آوری های دیگر در اقتصاد امروز را هم فراموش کرده. سرمایه داری ( بخشید ! بازار آزاد) زنده است و مانند جویبارهای قدیم در ایران راه خود را پیدا می کند و به باتلاق انزلی (با پورش خشک شده از ارومیه استفاده شود) میریزد. برای مثال بیکاران اسپانیا به دهات خود برمی گردنند و جانی تازه به «محیط زیست بر باد رفته» می دهند.مجسم کنید پدرو آلمودووار را که پس از خلاصی از کارگری در صنعت سینما در حال خوردن سرشیر است. آمریکائی ها هم به ایران مهاجرت کنند و از مخ خلاص به دل بپردازنند. چرا که نه؟ می خندی؟ خواهی دید.

    تو بودی ؟ یک لحظه ترسیدم! قول میدم دیگه ننویسم!
    مانوئل چیت ساز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: