قاچاق در میان همسایگان

چندی قبل خبری بود کوتاه در میان دهها خبر موجود در باب قاچاق کالا که توجهم را جلب کرد.

ایران، عراق و افغانستان بعد از سقوط دولت صدام و طالبان تبدیل شده اند به شرکای تجاری. بجز آنچه به طور رسمی در میان این سه کشور جابجا می شود، بازار بزرگی هم به طور غیر رسمی جریان دارد. سوخت (بنزین و گازوئیل) از ایران به این دو کشور قاچاق می شود و مواد مخدر (عمدتاً تریاک که هنوز محبوبترین مخدر در ایران است) و الکلجات از این دو کشور به ایران. اینطوری دوستان عراقی و افغان می توانند چرخی توی خیابانهایشان بزنند و ما هم فرصت می یابیم چرخی توی عوالم هپروت بزنیم. ما راضی و دوستانمان راضی.

باز هم بگویید تجارت آزاد چیز بدی است!

Advertisements

18 Responses to قاچاق در میان همسایگان

  1. ضیا says:

    فایده این نوع تجارت از منظر اقتصادی چیست؟

    • میثم says:

      فایده ان سود تجاری فی مابین تجار است. حال اکر فایده خدمات ان مد نظر باشد خدمات به مصزف کننده.
      ولی به لحاظ کلی تجارت غیر معمول و غیر قانونی است و از راه قاچاق است.
      مقصر قانون گریز عزیز یعنی قاچاقچی و همین طور سیستم داخلی کشور های منتفع از این خدمت.
      راه جلو گیری از این قانون گریزی اصلاح قانون و نوع ساختار اقتصادی داخل.
      چه کسی نمیداند.
      این را من نیافتم.

      • حسین says:

        با میثم موافقم
        آنچه می خواهم اضافه کنم این است که تجارت اصولاً مثبت است مگر اینکه خلافش ثابت شود. قاچاق کالا هم بیانگر تمایل افراد به بده بستان کالا است و تا وقتی دخالت دولت در قیمتها نباشد وضع تولید کننده و مصرف کننده را بهتر می کند و از این نظر فرقی با تجارت رسمی ندارد (فرق قاچاق با تجارت رسمی این است که دولت یک کالا را دوست دارد و یک کالا را دوست ندارد در حالیکه مصرف کننده هر دو کالا را دوست دارد!). البته باید قاچاق سوخت از ایران را به شکلی متفاوت از تجارت کالاهای دیگر دید که دلیل آن دخالت دولتدر تعیین قیمت است. اگر قیمت سوخت در بازار تعیین می شد و باز هم به کشورهای دیگر قاچاق می شد آن را هم می شد مثبت ارزیابی کرد.
        روشن است که مواد مخدر و الکل در ایران متقاضی دارد. همین تقاضا سبب شده است که افرادی علی رغم ریسک موجود (که حتی تا مجازات اعدام هم پیش می رود) حاضر به مبادله باشند. این مبادله وضع هر دو طرف را بهتر می کند. البته به دلیل وجود اثرات جانبی منفی بخصوص در مورد مواد مخدر قوی، ممکن است نیاز به دخالت دولت باشد. بعلاوه روشن است که کنترلهای دولت برای از بین بردن این تقاضاها نتیجۀ مطلوب نداده است. شاید باید نوع نگرش به الکل و مواد مخدر در ایران عوض شود تا از اثرات منفی ان کاسته شود. شاید مجاز سازی و همزمان نظارت دقیق بازار الکل و مواد مخدر بتواند تقاضای موجود را تا حدی جواب دهد و در عین حال از اثرات منفی بکاهد.

        • میثم احمدزاده says:

          نوع برخوردی که خود من پیشنهاد میکنم از نوع رقابت خدمات است. یعنی کالای جایگزین با معیار حمایت مصرف کننده است. این کالا می تواند خدمت باشد نه عرضه جنس. مثلا اگر مشکل نوع تفریح است با استفاده از الگوهای متناسب انسانی که معمولا به دست بخش خصوصی نیز احیا می شود خدمت جایگذین برای نسل مصرف کننده تفریح ایجاد کرد. البته در رقابت با الکل و مخدرها کالای جذاب تر یا همان خدمات تفریحی ارزانتر و جذابتر مورد استفاده قرار میکیرد.

          هفته قبل از یکی از دلسوزان ترک اعتیاد شنیدم که در ایران در زندانها متادون را جایگذین کریستال میکنند که خود مرگ تدریجی را به همراه دارد.
          و البته به گفته ایشان متادون در آمریکا برای معتادان چین ساخته شده است تا جایگذین برخی مواد شود.البته صحت آن مهم نیست.
          ولی در ایران این کالا جایگذین مصرف کننده برای ترک است. که خود کالای مضری است.
          آقای عباسی از اینکه این مطلب را از نظراقتصادی باز کردید متشکرم زیرا نکته بسیار تازه ای بود.

          • حسین says:

            مسئلۀ ترک اعتیاد مسئله ای است که من چیزی در موردش نمی دانم. اما از نظر اقتصادی وقتی می خواهیم کالای جایگزین برای کالایی معرفی کنیم میزان موفقیتمان بستگی به این دارد که مصرف کننده تا چه حد این دو کالا را جایگزین می بیند که ادبیات اقتصادی شناخته شده دارد. مشکل کالاهای اعتیاد آور این است که جایگزین نزدیک ندارند. بسیاری از معتادان حاضر نیستند یا نمی توانند کالای اعتیاد آور را با چیزی جایگزین کنند مگر سایر اعتیاد آورها.
            خدمات تفریحی جذاب و ارزان می تواند در مرحلۀ آغازین استفاده از مواد مخدر بخصوص در مورد نوجوانان مؤثر باشد.

            • امیر خان وفایی says:

              یک اشکال بزرگ بحث شما اینه که از بازار و اقتصاد چنان صحبت میشه که گویی تنها اقتصاد توجیه و تعبیر همه چیزه. البته با سوابق «حسینی» دوست عزیزم حسین آقا ایشان به جد در جواب بر این نکته اصرار خواهند داشت که بله اقتصاد ال است و بل ولی جدا از قصد اصلی که اذیت کردن حسین آقاست به عنوان معترضه عرض می کنم که به شدت در مورد برتری تریاک و مواد وابسته در بازار مواد روانگردان ایران تردید دارم و به احتمال زیاد در تولید داروی مورد نیاز نسل سومی ها و چهارمی ها و حتی پنجمی ها به مرز پر افتخار خودکفایی نزدیک شده ایم. ضمنا متادون جایگزین داروهای محرک نیست و آمریکاییهای بی سواد هم در کلینیکهای متادونشان پذیرای همه نوع ملیتی هستند. راستی حسین جان نیستی ببینی یارانه های مورد تایید شما و سایر اقتصاددانان پر شور توسط معتادان وطنی چگونه در اولین روز توزیع در هر ماه تبدیل به دود در همان اولین ساعات صبح میشود. اقتصاد در مورد دود شدن یارانه یا یارانه دود اظهارنظر خاصی دارد؟ و ایضا دود شدن یارانه زن و بچه معتاد یا استفاده از یارانه در اعمال فشار بر زن وبچه پدران وطن یا ……..

              • حسین says:

                امیر خان عزیز البته که اقتصاد ال است و بل است! اگر شک داری بیا بشین یه دیزی یزنیم و یه بحث جدی بکنیم.
                اما در امور معترضه البته شما صاحب نظرید. هیچ اصراری بر تریاک ندارم. جنس باید خوب باشد حالا هر چه که باشد!
                اقتصاد در مورد دود شدن یارانه البته نظر دارد. می فرماید آزادش کن و مالیات بگیر تا قابل کنترل باشد. معتادان عزیز وطنی هم به واسطۀ یارانه که معتاد نشده اند. تا حالا پول نان و آب زن و بچه شان را دود می کردند حالا دارند پول بنزین دوستان ماشین سوار را دود می کنند. شما قضاوت کن دود بنزین را ترجیح می دهی یا دود تریاک را!
                در ضمن ما خیلی مخلصیم و سرافراز که عنایت فرمودی.

                • امیر خان وفایی says:

                  به رغم احترام زیادی که برای شخص شخیص شما قایلم ولی مایلم مخالفت شدیدم را نسبت به نظراتتان اعلام کنم. البته که اقتصاد مهم است ولی نه به این صورت که شما و بسیاری از دوستانتان برای ملت نسخه می پیچید. همین قصه تکراری پول از غنی بگیر و به فقیر بده رو در نظر بگیر.در یک تقسیم بندی ساده نوع و موارد استفاده از اتوموبیل به ۳ گروه تقسیم می شود. اتوموبیل های گران قیمت تولید خارج – اتوموبیلهای با قیمت متوسط و اتوموبیلهای با قیمت پایین چیچی خودروهای وطنی. انواع پورش و مازراتی و لامبورگینی و…. در گروه اول و رده های ۴ و ۶سیلندر هیوندا و کیا و … در گروه دوم و پراید و آر دی در گروه سوم هستند. استفاده کنندگان گروه اول عبارتند از فرزندان ددی های واجد الاستحاله و مجهول السوابقهای صاحب شرکتهای چند منظوره و منصوبات و معشوقات مربوطه. در شهرهای بزرگ اینها کمتر از ۵ درصد کل خودروها را شامل می شوند. صاحبان گروه دوم اکثرا دارای مشاغل آزاد یا مدیران بلند پایه و یا پزشکان و مهندسان پردرآمد هستند. اینها بین ۲۰ تا ۳۰ درصد اتوموبیلهای شهرهای بزرگ و کمتر از ۵ درصد شهرستانها هستند. بقیه ۷۵ درصد شهرهای بزرگ و ۹۵ درصد شهرستانیها در گروه سوم هستند. اینها کارمندان ساده و کارگران و.. هستند. یعنی آدمهای با درآمد ثابتی که ماشین داریشان به این دلیل است که پول آژانس ندارند یا در شیفت دوم و سوم مسافرکشی میکنند یا برای رفتن به سولوقون و خلاصی از نق و نوق زن وبچه که گاهی هواخوری لازمشان است با وام و قرض و قوله یک قراضه ای جور کرده اند. جور ماشین ندارها را هم همین گروه می کشند با مسافرکشی درون و برون شهری. حالا اقتصاددانان عزیز شما هر چه بنزین گران کنید گروه اول و دوم که دو لا پهنا از افزایش قیمت پنیر گرفته تا شامپو و واجبی ضرر که نمی کنند هیچ به ارواح مردگان اقتصادیون روزی هزاران فاتحه برای سودهای بی حساب صدلا هزارلا می فرستند که همان فاتحه ایست که بر زندگی و امید و آینده آن اکثریت ۷۵ تا ۹۰ درصدی است که ماهی ۴۰ هزار تومان می گیرند و هیچ پنیر و واجبی که گران کنند ندارند هیچ خیلیهاشان اضافه کار و سایر حقوق معوقه اشان کم کم به دوران باستان نزدیک می شود. واقعا دست مریزاد این عدالت و اقتصاد و اقتصاددانی را.

                  • میثم says:

                    امیر آقای عزیز ترازوی شما کمی اشکال دارد. بنده به نحوه معیار بندی شما و مبناهای شما اشکال دارم.
                    اگر طرح آزادی اقتصادی را معیار قرار دهید و در زیر مجموعه آن آزادی قیمتها تا سقف جهانی باشد یکی از مشککلاتی که شما میگویید هم پیش می آید ولی در پی آن یک دوره رکود و یک دوره برداشت پیش می آید که در انتها آن کسی که از سر اجبار با خودرو خود بنزین می سوزاند تا شاید عائله خود را تامین کند اکنون در تخصص جدید سر کار است چون اقتصاد متکی بر نفت او را بنزین خور کرده بود و اکنون اقتصاد متکی بر تولید او را احتیاج دارد .

                    لذا اگر به اقتصاد ترکیه دقت کنید اکنون بعد از تورمهای عجیب و خلق پولهای میلیاردی بر گردش مالی با تکیه بر علم اقتصاد ارزش پولی چند برابر ریال و تورمی در حدود 7 درصد را امروز تجربه میکند.
                    این تافاقات در ترکیه در طول 10 سال رخ داد و همان ال و بل ها آنها را نجات داد.

                    اکنون که نحوه آزاد سازی قیمتها با تکیه بر تصمیمات سیاسی گرفته میشود شما اقتصاد را متهم به فساد علمی میدانید و میگویید علم اقتصاد بی راهه میرود.

                    علم همیشه علم است و تجربه همیشه به کار میرود. مادیون میگفتند چون همه چیز متغیر است پس علم منطق که بر اصول پایداری میگذرد به کار نیمی آید . به آنها جواب دادند شما خود با اصول منطقی منطق را رد میکنید. پس منطق به کار می آید.

                    شما هم از علم اقتصاد استفاده میکنید و میگویید بر مبنای محاسبات بنزین را نباید آزاد کرد و ازمبانی علم اقتصاد هر چند اشتباه استفاده میکنید و نتیچه غلط میگیرید.

                    قبلا میگفتند املا نا نشته غلط ندارد. اما اکنون املایی که دیگران نوشتند و به نسبت متعادلی برای دخالت دولت در قیمتها رسیدند را میگویید برای اقتصاد ایران مضر است.
                    خوب دلیلتان هم این است که آنچه انجام شد همان بود که توصیه اقتصاد آزدی ها بود. اما دقت نداردید که آنچه کردند بر مبنای اقتصاد آزاد انجام شد و قدمها را درست برداشتند؟؟
                    در مورد متادون هم همین طور است جایگذین نیست ولی جایگذین میشود. و از نظر بنده اعتیاد اعتیاد است چه به متادون چه مواد دیگر.
                    در ضمن ببخشید که ما در بحث شما فضولی کردیم , آخه ما چن وقته دیزی نخوردیم. اونهم دیزی سنگی مشهدی.

                    با این اوضاع که بوش میاد ما فعلا باید کشکمان را بسابیمو منتظر شویم سیاست چه به بازار دستور میدهد.

                    • امیر خان وفایی says:

                      اولا من با «علم» اقتصاد هیچ مشکلی ندارم ولی با اینکه کلماتی مثل اقتصاد آزاد مثل چوب دو سر طلا نقاط حساسمان را بیازارد بر حسب آنچه از مردانگیمان تصور می کنیم باقی مانده معترضیم. برادر من اقتصادی که زیر بار تحریمهایی که در زمان مصاحبه جنابعالی با دنیای اقتصاد ایجاد و تشدیدشان صد در صد بود و انزوای سیاسی و انواع جریانهای سیاسی از چپ و راست و افراطی و فتنه و انحرافی و ابراز محبت بی وقفه سران قوا به یکدیگر و …… کدام علمی انجام بزرگترین جراحی اقتصادی در تمام طول تاریخ ایران را بر آن تجویز می کند؟ شرط اول جراحی ثبات است. یک بچه اگر سرما خورده باشد شما حق ندارید کوچکترین عمل حتی ختنه را بر او تحمیل کنید چه رسد به حذف سوبسید. من نه از زبان شما و نه از زبان هیچیک از عالمان اقتصاد ندیدم که بصراحت بگویند بابا اقتصاد آزاد که هر بیسوادی می فهمد که لازم و واجب است ولی نه الان. این جسم نای تحمل تیغ ندارد. حالا شما هی یک جور وانمود کن که ما هنوز از مارکس رد نشدیم هر چند که آن مرحوم عجب جانوری بود عجب …….

                    • ناشناس says:

                      نگاه کنید من اگر فرض را بر درستی حرف شما بگذارم و برداشت درستی از بحث شما داشته باشم , شما با علم اقتصاد موافقید و علم اقتصاد این نوع مدیریت را کاملا فساد آور و مستحلک می داند. بنا بر آمارهای رسمی تنها حدودا 2 تا 3 درصد تورم حال حاضر از تحریم شکل گرفته است.
                      ببینید فرزند مورد نظر شما مریض است از تحمل سختی های بیرون نبوده بلکه از تحمل دردهای اقتصادی بوده است.
                      شما به موضوع مدیریت این جراحی ظاهرا معترض نیستید و با توجه به حرفهایتان داوری شما نسبت به مدیر این پروژه و مدیریت این پروژه کاملا مثبت است.
                      بگذارید راحتتر با شما صحبت کنم.
                      آیا شما قبول دارید که اسلام یک دین علمی است و به همه ابعاد انسانی متمرکز است؟
                      آیا اگر امروز ایران در این زمینه مشکل دارد اسلام مشکل دارد؟

                      راحتتر بگویم تصمیم اقتصادی برای آزاد سازی قیمتها سازو کاری دارد که دولت این ساز و کار را در حوزه دلبخواه خود اجرا کرده و به انحراف کشانده است.
                      کدام اقتصاد دانی تذکر نداد که این راه که میروید به کردستان است؟
                      و اکنون اگر ساز و کار اقتصاد را به رسم مبانی اصولی آن پیش میبردند امروز در پی جمع و جور کردن ریخت و پاش تصمیمات حوزه یارانه نبودیم.
                      حتی وقتی تصمیم گرفته میشود که 15 هزار تومان حق هر نفر است و صنعت نیز باید حمایت شود, 45 هزار تومان به هر کس داده میشود و صنعت هم تنها میماند . معلوم است که تورم نقطه به نقطه بالا میرود و شما امروز سرچشمه را گل آلود میبینید.

                      اندکی صبر بفرمایید در انتخابات اتفاقات بد تر هم خواهد افتاد.
                      زیرا تصمیمات سیاسی همیشه مخرب بر اقتصاد ما بوده و جور آنرا با ارز نفتی میشیدند.
                      امروز نیز در شرایط بد زخمها سر باز خواهند کرد.

  2. مهران says:

    هر چيز خوبي يا قاچاق است يا مضر
    اين را فکر کنم آل کاپون گفته بود

  3. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۱۲3)

  4. ناشناس says:

    گونشوموزا هیوا گلیر نار گلیر

    خان اوینه شر گلر گویروخ بولار

    بیزیم اوه کور ایت گلر هار گلیر

    خلقه گوناخ گلیر گوزو سورملی

    بیزیم اودن کور گتممیش کار گلیر
    شعری ترکی از شهریار
    ترجمه
    به همسایه مان بِه و انار می آید
    خانه خان شیر می آید دم می جنباند
    خانه ما سگ کور هار می آید
    به خانه مردم مهمان سرمه کشیده
    از خانه ما کور نرفته کر می آید

  5. حسین says:

    امیر خان وفایی
    مخالفت غلیظ و شدید شما دریافت شد. و البته همچنان اقتصاد آزاد ال است و بل! و ما نابجا بکنیم به نقاط حساس حتی اشاره بکنیم مگر اینکه هر جا ما پایمان را می گذاریم نقاط حساس شما مثل دم جناب شیر دقیقاً همانجا باشد.
    در مورد اتومبیل هم حل مسئله چندان نیازی به مازراتی بازی ندارد. طبق آمار بودجۀ خانوار 19.7 خانوارهای روستایی و 40 درصد خانوارهای شهری دارای اتومبیل شخصی هستند که با توجه به نسبت شهری و روستایی در ایران می شود حدود 35 درصد کل جامعه. یعنی سوبسید بنزین دارد داده می شود به این 35 درصد. هر کس هم اتومبیل بیشتر دارد و بزرگتر، بیشتر می گیرد. این باید عوض شود.
    اقتصاد آزاد چیزی نیست بجز اینکه هر کس هزینۀ چیزی که مصرف می کند را بدهد که پول بنزین است و پول آلودگی اش. اگر مازراتی می خواهد سوار شود یا ژیان. می خواهد برود هوا خوری یا برود مسافر کشی یا همینطوری برای خودش بچرخد.
    اینکه این پولدارها فرزندان ددی فلان و بهمان هستند یا صاحب منصب و معشوق و چقدر حال می کنند با پولشان به بحث من ربطی ندارد. پول دارد برود حالش را بکند. تا وقتی که پولش را بقیه نمی دهند ربطی به من ندارد.
    اینکه الان وقت اصلاح قیمتها نبود به دلیل تحریمها و غیره و غیره را هم قبول ندارم که تحریمها بعد از این برنامه شدت گرفت و دعوای سیاسیون جزء لاینفک سیاست است. همچنین است نظرم در مورد مثال سرما خوردگی و ختنه و این گونه مثالها.
    وضعیت خراب بود و باید عوض می شد. اینکه چه طوری باید می شد و چه طوری نباید می شد و تا چه حد از این برنامه را قبول دارم و کجایش را قبول ندارم را قبلاً در همین وبلاگ نوشته ام و نیاز به توضیح مکرر ندارد.
    وارد بحث عدالت هم اصلاً نمی شوم که همۀ سیاستهای اشتباه به بهانۀ همین یک کلمه انجام شده. ضربه ای که این یک کلمه به جوامع وارد کرده از هر عامل دیگری بیشتر بوده.

  6. دستت درست حال دادی دمت گرم خیلی مرسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: