این اعدام از خشونت پیشگیری نمی کند، آن را تشدید می کند.

در مباحثی که بعد از اعدام دو جوان زورگیر در وبسایتها به راه افتاده یک نکته خود نمایی می کند: بسیاری از مردم عادی از این حادثه متاثر نشدند، بلکه برخی از آن استقبال کردند با این استدلال که این اعدامها سبب می شود که مجرمان حساب کار دستشان بیاید. برخی تا آنجا پیش رفتند که به مخالفان این اعدامها بگویند «امیدوارم نصیب شما و یا خانوادۀ گرام هم بشود که بعد نظرت را بپرسیم». (این را از سایت بی بی سی فارسی برداشتم که از صفحۀ فیس بوک سمیه توحید لو نقل شده بود). گستردگی دفاع از این اعدامها و وجود چنین نظراتی، که کم هم نیستند، نشان می دهد که مردم تا چه حد از عدم امنیت کافی رنج می برند. این احساس عمیق عدم امنیت سبب شده است صاحبان قدرت حکم به اعدام زورگیران بدهند تا مردم را از قاطعیتشان در برخورد با سلب کنندگان امنیت مردم مطمئن کنند.

انتظار مردم از مسئولان برای تامین امنیت اولین و بدیهی ترین خواسته ای است که می توان از حکومت داشت ولی متاسفانه با این اعدامها نه انتظار مردم برآورده خواهد شد و نه صاحبان قدرت به هدفشان، که اطمینان بخشی به مردم است، خواهند رسید. مجازات اعدام برای زورگیری از تعداد زورگیریها کم می کند، ولی نه می تواند آن را به صفر برساند و نه می تواند از شدت و خشونت آن بکاهد. برعکس شدت خشونت در این نوع حوادث و حوادثی که در پی آن ایجاد می شود، افزایش خواهد یافت.

اصل اولیۀ مجازات تناسب میزان مجازات با جرم است. اگر میزان مجازات کمتر از میزان متناسب با جرم باشد، مجرمان بالقوه، که بر مبنای محاسبه مرتکب جرم می شوند، انگیزه ارتکاب جرم بیشتر خواهند یافت. رشوه گیری در ادارات یا استفاده از اموال عمومی برای مصارف شخصی را در نظر بگیرید. این جرائم که در بسیاری از کشورها می تواند فرد را از هستی بیاندازد، در ایران تقریباً بدون مجازات است (البته مگر اینکه به نوعی به سیاست متصل شود.) و در نتیجه به وفور دیده می شود.

از سوی دیگر اگر میزان مجازات بیش از مقدار متناسب با جرم باشد انگیزۀ افزایش شدت جرم را ایجاد می کند. همین زورگیرها را در نظر بگیرید. اگر این افراد می دانستند که در صورت دستگیری اعدام خواهند شد بی تردید به شدیدترین مقاومت ممکن دست می زدند و برای پرهیز از گرفتار شدن از قتل هم ابا نمی کردند. به همین ترتیب افرادی که جرمهایی از این قبیل را مرتکب می شوند به هر نوع خشونتی از جمله قتل دست خواهند زد که احتمال گرفتار شدنشان را به حداقل برسانند. همین دیروز بود که خبر درگیری مسلحانه نیروی انتظامی با گروهی از اراذل و اشرار منتشر شد. تعجب نمی کنم اگر کسی بگوید اشرار در آن حادثه با شنیدن خبر اعدام زورگیران به هر اقدامی متوسل شدند تا دستگیر نشوند.

نکتۀ دیگر این است که پیش از وقوع این جرم کسی گمان نمی کرد که مکافات زورگیری اعدام باشد. این امر، علاوه بر معضل حقوقی ناشی از عدم آگاهی فرد مجرم از نوع جرم، مشکل دیگری ایجاد می کند. وقتی که افراد در مورد مجازات جرمی که مرتکب می شوند مطمئن نباشند، اثر پیشگیری کنندۀ مکافات تضعیف می شود. این امر بخصوص در مواردی که جرم بدون برنامه ریزی قبلی اتفاق می افتد صدق می کند.

در یکی از نوشته هایی که در روزهای اخیر منتشر شد به این نکتۀ بسیار مهم  اشاره شده بود که قبلاً مجازات اعدام جرائم مربوط به مواد مخدر فقط در مورد قاچاقچیان عمدۀ مواد مخدر بود و در نتیجه گروهی که برای پرهیز از گرفتار شدن به سلاح گرم متوسل می شد همین قاچاقچیان بودند. از زمانی که حکم اعدام در مورد فروشندگان خرده پا و حتی گروهی از معتادان اجرا شد، این گروهها هم دست به سلاح بردند.

حکم اعدام برای هر جرمی به جز قتل عمد دقیقاً همین اثر افزایش خشونت را دارد. خشونتی که در زورگیریها هست می تواند زندگی را برای مدتها بر قربانیان آن تلخ کند، ولی اعدام می تواند این خشونتها را تا حد غیر قابل جبرانی افزایش دهد.

 پس نوشت اول: ما زورگیر نیستیم. اما اگر امروز از اعدام این افراد، که جرمشان قطعاً به اندازۀ مجازاتشان نیست، حمایت کنیم فردا این مجازات با استدلالی مشابه و با روشی مشابه نصیب قاچاقچیان مواد مخدر و مصرف کنندگان مواد و نوشندگان الکل و خریداران کالای قاچاق و دارندگان ارز آزاد و زیر میزی گیرندگان و زیر میزی دهندگان و خانواده هایی که عروسی مختلط می گیرند و افرادی که با هدف تفریح به خارج از کشور می روند و افرادی که از منابع عمومی استفاده می کند و افرادی که به واسطۀ آشنایانشان در فلان اداره چیزی گیرشان می آید، و به عبارتی نصیب همۀ ما، خواهد شد. فکر می کنید کم اند افرادی که این نوع جرائم را محاربه بنامید؟ هر کس که در یکی از این گروهها نمی گنجد برود طناب دار را بیاندازد گردن زورگیران. (شرمنده، نشد این مطلب را بدون این نکتۀ احساسی تمام کنم)

پس نوشت دوم: اگر من هم قربانی یکی از این زورگیریها بشوم ممکن است آرزو کنم که زورگیر اعدام شود. این امر تغییری در استدلال فوق حاصل نمی کند. بعلاوه دیدیم که قربانی زورگیری اخیر در دادگاه ابراز کرده که راضی به اعدام نیست. معتقدم بسیاری از آدمها، نمی دانم من جزو آنها هستم یا نه، آنقدر مسلط به خود هستند که در شرایطی این چنین هم راضی به مجازات اعدام نباشند.

پس نوشت سوم: من به قضیه از این دید نگاه نمی کنم که زورگیران قربانی شرایط بد اقتصادی یا اجتماعی و امثال اینها بوده اند. حتی اگر شرایط زندگی شان بد بوده است، افرادِ بالغ و عاقل بوده اند و مسئول رفتارشان. اگر زورگیری کرده اند باید سزایش را ببینند، ولی البته سزای زورگیری اعدام نیست. همچنین استدلال من بر این مبنا بنا نشده است که اعدام خشونت است و نبابراین نباید اعدام کرد.

Advertisements