تورم مشکلی سیاسی است نه اقتصادی

تورم در ایران بیش از سی درصد شده است. واکنش دبیر کل بانک مرکزی به این مسئله این بوده که «تورم سی درصد بسیار بالا است. ولی چه کنیم. سعی کردیم آنرا کاهش دهیم ولی توانمان در همین حد اجازه داد.»

در همین حدش هم که رئیس بانک مرکزی طلبکار مردم نبوده (که این مردم حرص زدند و رفتند هی کالا خریدند و انبار کردند) یا تورم را به توطئۀ دشمنان نسبت نداده، جای قدردانی دارد. از این که بگذریم می ماند مسئلۀ حل تورم. از دید اقتصاددانان تورم مسئله ای حل شده است.

نمودار زیر مقادیر میانۀ تورم در سالهای 1975 تا 2011 را کشورهای جهان  نشان می دهد.

Inflation in the world-median

بسیاری از اقتصادهای جهان تا اواخردهۀ نود تورمی بوده اند. کشورهای صنعتی در دهۀ هشتاد و کشورهای در حال توسعه در دهۀ نود بر تورم غالب شدند. همانطور که در نمودار دیده می شود، در اواخر دهۀ هفتاد بیش از نیمی از کشورهای جهان تورم دو رقمی داشتند. کشورهای آمریکای جنوبی در دهۀ هشتاد و کشورهای شوروی سابق در دهۀ نود تورمهای چند هزار درصدی را برای یکی دو سال و تورمهای چند صد و چند ده درصدی را برای سالهای متوالی تجربه کردند.

همین کشور همسایه ترکیه از سال 1975 تا 2002 تورم متوسط سالانۀ 57 درصدی داشت. در سال 2001 کمال درویش اقتصاددان ارشد بانک جهانی و یکی از معاونان این بانک بعد از 22 سال فعالیت در بانک به ترکیه دعوت شد و وزیر اقتصاد شد. تورم ترکیه در سال 2003 به 25 درصد و در سال بعد به 10 درصد رسید. از این سال به بعد تورم ترکیه زیر ده درصد بوده و در سالهای اخیر در حد شش درصد مانده است.

این داستان را گفتم تا بگویم که ماجرای تورم ونحوۀ رفع آن در حال حاضر موضوع کتاب اقتصاد کلان مقدماتی است. ایران و چند کشور انگشت شمار دیگر نتوانسته اند تورم را کاهش دهند (یا نخواسته اند. هر چه نباشد تورم ساده ترین روش کسب درآمد دولتها است). اگر ایران نتوانسته بر تورم غلبه کند مشکل را باید جای دیگر جستجو کرد.

Advertisements