احتکار و انحصار

مختار عباسی از خوانندگان این وبلاگ پرسیده «نظر اقتصاد جدید در مورد مسئله احتکار چیه؟ آیا اصلا احتکار رو معضلی میدونه یا نه؟»

ما در اقتصاد آنچه تقبیح می کنیم انحصار است نه احتکار. آنچه احتکار می نامیمش، یعنی خرید کالا در یک زمان و فروش آن در زمان دیگر، اگر به انحصار شدید بیانجامد مضر است، اگر نیانجامد مفید است. برای شرح این جواب دو حالت را در نظر بگیرید.

در تابستان میوه ها و سبزیجات می رسند. مقدار خیلی زیادی از این محصولات مثلاً سیب زمینی وارد بازار می شود و قیمت آنها افت می کند. اگر بنا باشد که این سیب زمینی ها همگی به فروش برسند باید قیمت خیلی پایین بیاید. حتی در این حالت هم ممکن است سیب زمینی کاران نتوانند تمامی محصولات را بفروشند.

حال اگر کسی بیاید و این سیب زمینی ها را بخرد و آنها را در سردخانه انبار کند تا به قیمت بالا بفروشد، لطف بزرگی در حق جامعه کرده است. این کار باعث کاهش عرضه در بازاهای معمولی می شود و در نتیجه قیمت را بالا نگاه می دارد. در زمستان کالاها وارد بازار می شود و باعث کاهش قیمت می شود، هر چند قیمتش از قیمت تابستان بیشتر است. این «ملایم کردن تغییرات قیمتی» نقش مهمی در استفادۀ بهینه و افزایش رفاه تولید کننده و مصرف کننده دارد. در کشورهای صنعتی این امر در ابعاد بسیار بزرگ انجام می شود در نتیجه تغییرات قیمتی در فصول مختلف تقریباً صفر نیست.

خرید در دوران وفور و نگهداری برای دوران کمیابی فقط برای کاسبی نیست. این کار را همگان می کنند. کافی است از افرادی که دهۀ پنجاه و شصت را یادشان است بپرسید. در آن سالها همۀ خانواده ها در پاییز می رفتند میدان بار و پیاز کیسه ای می خریدند و می گذاشتند در زیر زمین برای زمستان. مربا و ترشی و خشک کردن میوه همگی خرید زیاد در دوران ارزانی و فروش یا مصرف در دوران کمیابی است.

حالا همین شرایط را کمی عوض کن. فرض کن سیب زمینی در بازار زیاد نباشد و کسی بتواند با فروشندگان به قراردادی برسد که تنها خریدار سیب زمینی باشد و آنها را انبار کند و ذره ذره و با قیمت بالا وارد بازار کند. در این حالت او انحصاردار بازار سیب زمینی است و در نتیجه هم قیمت بالاتر است و هم مقدار کمتر از مقداری که می توانست باشد. این انحصار است که به ضرر اقتصاد است. انحصار بخصوص وقتی کل عرضه را محدود کند کمبود ایجاد می کند.

این امر در اقتصادهای کوچک ممکن است در هر بازاری ایجاد شود. ولی وقتی اقتصاد بزرگ می شود و بخصوص در بازارهایی که تعداد فروشنده ها و خریداران زیاد هستند، کسی که کالایی می خرد و انبار می کند نمی تواند باعث تغییرات گسترده در قیمت شود و در نتیجه انحصار عملاً موضوعیتش را از دست می دهد.

اقتصاد ایران بزرگتر از آن است که کسی بتواند در ابعاد بزرگ در کالاهایی مثل سیب زمینی انحصار ایجاد کند. آنچه در اقتصاد ایران می تواند اتفاق بیافتد (و در برخی بازارها اتفاق می افتد) این است که تولید یا واردات یا پخش کالاهایی توسط دولت منحصراً به کسی داده شود. در این حالت است که فرد می تواند به دلایل مختلف این کالاها را در انبارها نگه دارد یا ذره ذره از گمرک ترخیص کند تا بازار انحصاری اش حفظ شود.

هر وقت می شنوم که کالایی در ایران توسط «سودجویان زالو صفت» احتکار شده است، می گردم ببینم کجای قضیه به یکی از افراد یا سازمانهای دولتی وصل می شود و کالای مربوطه چقدر قابلیت ایجاد انحصار دارد. اکثر موارد دیگر چیزی نیست بجز خرید و فروش کالا در دو زمان مختلف که به نفع کل اقتصاد است.

(مواردی که اصولاً نه احتکاری است و نه انحصاری، و سروصداها فقط برای پنهان داشتن نتایج سیاستهای مخرب دولت در بازارها ایجاد شده اند، را وارد این بحث نمی کنم که خودش بحث دیگری است.)

Advertisements