مشکل آمار در ایران- نوشته ای از محمد کریمی

تحلیل تجارت فردا این هفته را محمد کریمی نوشته و با دقت و صحتی قابل تحسین اشاره کرده به موضوعی اساسی. وضعیت آمار در ایران نسبتاً خوب بوده است. هم مرکز آمار و هم بانک مرکزی سازمانهایی حرفه ای با استانداردهای خوب هستند. ولی مثل همۀ زمینه های دیگر، جمع آوری آمار هم به سرعت متحول می شود. فاصلۀ زمانی تولید آمار کاهش یافته، کیفیت داده ها افزایش یافته، و نوع داده ها با توجه به نیاز محققان و سیاست گذاران به روز می شود. محمد اشاره دارد به نیاز محققان و سیاست گذاران به داده های تابلویی. به نظر من در این دوران مرکز آماری که دادۀ تابلویی تولید نکند مثل محققی است که ایمیل ندارد!

از محمد اجازۀ باز نشرش را دارم. امیدوارم مسئولین تجارت فردا هم این باز نشر را سلب حق مالکیتشان ندانند، بلکه حرکتی بدانند برای تقدیر از تلاششان در جهت بهبود اوضاع و کمک به آنها در گسترش نظرات خوب.

در این شماره، همچنین نوشته ای است از حامد قدوسی در مورد بازار انرژی. نوشته ای دقیق و پر از اطلاعات مفید. آن بخشی که به ویژگیهای بازار انرژی می پردازد عالی است. حامد قدوسی حتماً آن را در وبلاگش خواهد گذاشت. خواندنش برای هر کس که می خواهد بازار انرژی را بفهمد توصیه می شود.

و اما نوشتۀ محمد:

تغییر حداقل دستمزد و سقف دستمزد کارگران بر اشتغال بخش خصوصی به چه میزان تاثیر می گذارد؟ شدت واکنش بنگاه های تولیدی خصوصی به تغییر مقررات شمول قوانین بیمه و کار در انتخاب نهاده های تولید چگونه است؟ میزان تاثیر پرداخت یارانه نقدی در مشارکت نیروی کار زنان و مردان چقدر است؟ به چه میزان طرح تحول سلامت بر مشارکت نیروی کار در بخش های مختلف اقتصادی تاثیر می گذارد؟ واکنش پزشکان, پرستاران و بیمارستان های خصوصی به آن تا چه حد خواهد بود؟ واکنش بنگاه های بخش خصوصی به افزایش مدت مرخصی حاملگی به چه میزان است؟ سایر سیاست های جدید جمعیتی چقدر بر تصمیم خانواده ها برای بچه دار شدن تاثیر می گذارند؟ برنامه توزیع شیر در مدارس به چه میزان بر عملکرد آموزشی دانش آموزان تاثیر می گذارد؟ نوع مالکیت مدرسه, ساعت آغاز کلاس های درس, جنسیت آموزگار و اندازه کلاس چطور؟ گسترش نظام دانشگاهی در دو دهه گذاشته به چه میزان به موفقیت دانش آموختگان در بازار کار کمک کرده است؟

استفاده از تجربه های سال های پیشین برای پاسخگویی به پرسش هایی از این دست به سیاست گذار امکان ارزیابی نتایج مورد انتظار از سیاست های آتی و مقایسه آن با سیاست های جایگزین را می دهد تا موثرترین سیاست ممکن انتخاب شود. متاسفانه در ایران نمی توان به هیچیک از این پرسش های کلیدی و پرسش های فراوان دیگری از این دست که به «دامنه اثرگذاری» سیاست گذاری ها بر آحاد اقتصادی می پردازند پاسخی خالی از ابهام داد؛ هرچند که نظریه های اقتصادی و مطالعه های تجربی انجام شده در سایر کشورها «چگونگی» یا «جهت» تاثیر این سیاست ها را پیش بینی می کنند. دلیل این امر نبود داده های مناسب برای انجام پژوهش های مرتبط با آنها است. داده های مناسب داده هایی هستند که به پژوهشگر این امکان را می دهند تا با انتخاب طرح پژوهش مقتضی, اثر یک سیاست گذاری بر متغیر هدف مورد نظر آن را از سایر عواملی که بطور بالقوه می توانند بر نتیجه تاثیر بگذارند تمیز دهد. به عبارت دیگر, امکان تمایز قایل شدن بین رابطه های علت و معلولی و رابطه های هم روندی را فراهم سازد.

داده هایی که بهترین فرصت برای تشخیص تاثیر مستقیم و عِلّی یک سیاست گذاری, بدون آمیخته کردن آن با آثار هم عرض, را فراهم می آورند داده های خرد و فردی هستند که از آزمایشی واقعی برای سنجش اثر مورد نظر جمع آوری شوند. ویژگی کلیدی چنین آزمایشی آن است که در مقیاسی کوچک و طی فرآیندی تصادفی آزمون شوندگان یا آنان که موجب آن سیاست هستند را به دو گروه متاثر و نامتاثر که با هم در ارتباط نیستند تقسیم کند و واکنش گروه متاثر را با واکنش گروه نامتأثر از آن سیاست مقایسه کند. ارزیابی نتایج بدست آمده و مشاهده نتایج معنی دار می تواند سیاست گذار را به گسترش برنامه مورد نظر ترغیب کند. در غیر این صورت, نحوه اجرای برنامه مورد نظر می بایست مورد بازبینی قرار گیرد و از اتلاف منابع بیشتر جلوگیری گردد. در دو دهه گذشته, چنین روشی به تناوب چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه بویژه در حوزه های کاهش فقر, بهداشت عمومی و آموزش بکار گرفته شده و به پیشبرد سیاست گذاری کارا کمک کرده و صرفه جویی هایی کلان اقتصادی در پی داشته است. تلاشی حساب شده برای بکارگیری چنین روشی در مرحله نخست هدفمندسازی یارانه ها در ایران نیز می توانست صورت بگیرد. به عنوان مثال, نسخه های متفاوتی از طرح هدفمندسازی در چند استان که بطور تصادفی انتخاب شده بودند اجرا می شد و نتایج آن بررسی می شد. در صورت انجام چنین آزمونی, محدود کردن امکان مبادله حامل های انرژی بین گروه های متأثر و نامتأثر بسیار مهم می بود که می توانست با مکان شناس کردن کارت های سوخت و در نظر گرفتن مانع های طبیعی و جغرافیایی بطور نسبی فراهم شود.

یک عامل بازدارنده بر سر راه آزمایش های واقعی اجتماعی, احتمال نارضایتی اعضای گروه های متاثر و نامتاثر از قرار گرفتن در گروه هایشان است. در عمل, ممکن است که همواره شرایط انجام چنین آزمون هایی, مخصوصا اگر آزمایش پیامدهای یک برنامه کلان اقتصادی مورد نظر باشد, فراهم نگردد. البته در کشورهایی که بصورت فدرالی اداره می شوند, به دلیل تنوع مراجع تصمیم گیری, امکان انجام آزمایش های اجتماعی بطور طبیعی فراهم می گردد. روش دیگر جمع آوری داده های با کیفیت اقتصادی-اجتماعی گردآوری داده های تابلویی است (کلمه تابلویی برگردان کلمه انگلیسی panel است. به این نوع داده ها, داده های longitudinal هم گفته می شود). داده های تابلویی داده هایی هستند که در مصاحبه با گروهی از افراد که نماینده جامعه آماری مورد نظر هستند و بصورت تصادفی انتخاب شده اند در طول سال های مختلف گردآوری می شوند. ویژگی مهم این داده ها این است که در همه ادوار به همان مصاحبه شوندگان پیشین مراجعه می شود. این ویژگی امکان تشخیص اثر عوامل شخصی همچون وراثت و پیش زمینه و تربیت خانوادگی از اثر عوامل بیرونی همچون یک سیاست گذاری اقتصادی  را فراهم می آورند. در کشوهای توسعه یافته داده های تابلویی گوناگون و طولانی گردآوری می شوند. به عنوان مثال, در ایالات متحده, چنین داده هایی از زنان جوان, زنان میانسال, مردان جوان, مردان مسن, افراد بازنشسته و بسیاری دیگر بطور جداگانه گردآوری می شود و بطور رایگان در اختیار پژوهش گران قرار می گیرد.

لازم به ذکر است که در دو دهه گذشته همزمان با گسترش روزافزون گوناگونی داده های تابلویی در کشورهای توسعه یافته, روش های آماری استنتاج از آن ها هم در حوزه تئوری و هم در حوزه کاربردی و برنامه نویسی پیشرفت شایانی کرده است. این پیشرفت های فنی, استفاده بهینه از داده های تابلویی در الگوسازی رفتار گروه های جمعیتی مورد مطالعه را برای پژوهش گران ممکن کرده است.

توجه به گردآوری داده هایی تابلویی در ایران نادر و مقطعی بوده است. بهترین نمونه گیری آماری که از ویژگی تابلویی برخوردار است آمار خصوصیات اجتماعی و اقتصادی خانوار است که در سال ۱۳۷۱ با نمونه ای شامل تقریبا ۵۰۰۰ خانوار آغاز و در ۱۳۷۴ با باقی ماندن حدود ۳۶۰۰ خانوار به پایان رسید. در این آمارگیری که بوسیله مرکز آمار ایران انجام شد, در هر یک از این ۴ سال, اطلاعات مربوط به مخارج و هزینه های این خانوارها, دسترسی این خانوارها به امکانات رفاهی منزل و دارایی هایشان گردآوری شد. از اعضای این خانوارها درباره فعالیت های اقتصادی و اشتغال, مهاجرت, تحصیلات, تاهل, باروری, علایق شخصی و موارد بسیار دیگری نیز پرسش شد. مرکز آمار ایران نمونه گیری های آماری مشابهی را در سال های ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸ و نیز ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ انجام داده است. یکی از ویژگی های مهم نمونه گیری های آماری تابلویی مفید این است که مدت زمانی نسبتا طولانی را پوشش دهند تا بتوان تغییر رفتار پرسش شوندگان را در مرحله های مختلف زندگی و نیز در اثر تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی ارزیابی کرد. هیچ یک از این سه نمونه گیری از این ویژگی مهم برخوردار نیستند.

افزون بر این, نمونه گیری های تابلویی ایران تنها بر خانوارها و هزینه ها و درآمدهای آنان متمرکز است و هیچ توجهی به سایر گروه های اجتماعی بطور خاص نشده است. با در نظر گرفتن رشد شدید زاد و ولد در نیمه اول دهه ۱۳۶۰ و عدم توازن جمعیتی حاصل از آن, شایسته بود که از دهه ۱۳۷۰ داده هایی تابلویی از گروهای سنی مختلف, مثلا جوانان ۱۵ تا ۲۴, جوانان ۲۵ تا ۳۴ سال, میانسالان ۳۵ تا ۴۴ سال, میانسالان ۴۵ تا ۵۵ سال و بازنشستگان, بطور جداگانه گردآوری می شد و تا مدتی طولانی, متناسب با سن افراد گروه در دور اول نمونه گیری, ادامه پیدا می کرد. چنین نمونه گیری هایی می توانست اطلاعات فوق العاده ارزشمندی را از وضعیت این نسل ها در بازار کار, واکنش شان به شرایط متغیر اقتصادی و اجتماعی دو دهه گذشته, انتخاب هایشان و نگرش شان به مسایلی چون اشتغال, نوع اشتغال, تحصیلات, ازدواج, باروری و مهاجرت ارایه دهد و سیاست گذار اقتصادی را به سمت سیاست های آگاهانه اشتغال, آموزش و تامین اجتماعی رهنمون سازد. در غایب مطالعه هایی که از داده های سودمند تابلویی استفاده می کنند, برآورد دامنه اثر گذاری سیاست گذاری اقتصادی لاجرم به حدس و گمان واگذار شده و در نهایت اتلاف منابع کلان بار می آورد.

روی آوری به روش های آزمایشگاهی هدفمند و در مقیاس کوچک در سیاست گذاری اقتصادی و آغاز پروژه های گردآوری داده های تابلویی هیچگاه کم اهمیت نمی گردند. لازم به یادآوری است که متولدین انفجار جمعیتی سال های ۱۳۶۰ اکنون در سال های پایانی دهه بیست و آغازین دهه سی زندگی هستند و افق اشتغال و شرایط بازار کار, به دلیل اشتغال زایی بسیار محدود در دهه گذشته, چندان مطلوب بنظر نمی رسد. بررسی و شناخت رفتار این گروه از جوانان و گروه های جمعیتی پیش و پس از آنان که به ضرورت متاثر از رفتار آنان اند در جهتگیری سیاست گذاری های اقتصادی راهگشا است.

خوش بختانه مرکز آمار ایران توان علمی مثال زدنی و تجربه طولانی در امر آمار گیری بر خوردار است. این توانمندی ها مرکز آمار ایران را قادر می سازد که تدارک لازم برای گردآوری آمارهای آزمایشگاهی موردی متناسب با سیاست گذاری ها آتی و نیز انجام نمونه گیری های تابلویی را در زمانی کوتاه انجام داده و پروژه های  تعریف شده را با کارایی بالا به پیش ببرد. گسترش فنآوری اطلاعات و نفوذ پرسرعت آن در جامعه ایرانی نیز می تواند به پیشبرد کم هزینه تر چنین پروژه هایی کمک کند. با توجه به این زیرساخت ها و نیز اهمیت فوق العاده داده های آزمایشگاهی و تابلویی در کم هزینه کردن و موثرسازی سیاست گذاری ها, نگارنده این مقاله پیشنهاد می کند که تعریف و اجرای پروژه های مرتبط و تخصیص منابع لازم در اولویت کارهای مرکز آمار ایران قرار بگیرد.

One Response to مشکل آمار در ایران- نوشته ای از محمد کریمی

  1. بازتاب: لینک‌های هفته (۲۴8) | گزاره‌ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: