یادگیری جوامع و نرخ ارز در ایران

آنهایی که نهادها و سازمان‌ها را در اقتصاد بررسی می‌کنند به این نکته اشاره کرده‌اند که برخی از جوامع بهتر از جوامع دیگر توانسته‌اند دانش علمی و عملی انباشت کنند و از آن در جهت بهبود وضع استفاده کنند. نظریات یادگیری در جوامع هنوز در ابتدای راه است ولی این مقدار را می‌دانیم که اشتباه در جوامع دموکراتیک زودتر کشف و اصلاح می‌شود.

نمونۀ قابل توجه از یادگیری در حوزۀ اقتصاد داستان تورم است. دهۀ هفتاد و هشتاد آمریکا و اروپا دهه‌های تورمی بودند. نشستند و راه‌حلش را درآوردند. حالا مسئلۀ تورم حل شده است. دیگر کسی در آمریکا و اروپا نگران تورم 10-15 درصدی نیست.

نرخ ارز هم همین طور. سالها است که حتی کلاس اولی‌های اقتصاد هم می‌دانند که بازار دوگانۀ ارز به هیچ یک از مقاصدی که می‌گویند، نمی‌رسد. انتخاب بین کنترل و عدم کنترل نرخ ارز نیست. انتخاب بین تغییرات تدریجی است (در بازار غیر کنترل نشده) و تغییرات جهشی (در بازار کنترل شده).

پنجاه سال است که ما کنترل بازار ارز را انتخاب کرده‌ایم. وقتی قیمت دلار بالا می‌رود، رئیس کل بانک مرکزی می‌آید و اعلام می‌کند نگران نیاشید و ارز نخرید. دلیلی برای افزایش ارز وجود ندارد و بزودی می‌آید پایین. بعد هم سعی می‌کند با ریختن ارز در بازار حرفش را ثابت کند. هر رئیس بانک مرکزی هم همین کار را چند بار تکرار می‌کند!

به این می‌گویند یادگیری صفر.

Advertisements