داستان خودرو در ایران

داستان خودرو در ایران هر روز شگفتی های بیشتری نشان می دهد.

در اخبار بود که دو نفر (زن و شوهر) 6700 خودرو را پیش خرید کرده اند و الان در دادگاه در حال محاکمه اند و احتمالاً حکم اعدام می گیرند. اگر دولت در این میان نمی بود، خرید این تعداد خودرو سبب می شد که خودرو ساز احتمالاً مجسمۀ این مشتری را در جلو کارخانه اش برپا کند. ولی وقتی دست دولت در میان است، خرید این تعداد خودرو به معنای رد و بدل شدن میلیاردها رانت است. دولتیانی که این امکان را فراهم کرده اند الان رانتشان را گرفته اند و قرنطینیده اند در ویلاهایشان. این دو نفر که احتمالاً حق و حساب چند نفر را اینور آنور کرده اند، افتاده اند در مخمصه.

وقتی می گویم دولتیان، منظورم افرادی است نظیر مسئولان سازمان حمایت که کارشان این است که هر روز جلسه بگذارند و تقاضای اشد مجازات برای یکی بکنند که دارد از سوراخهایی که آنها ایجاد کرده اند، استفاده می کنند. رئیس این سازمان که جایش از وزیر هم محکم تر است، اخیراً نامه داده که بروند و ماشینهای بدون پلاک را از پارکینگها جمع کنند، تا با محتکران برخورد شود.

بعد هم پلیس رفته 126 ماشین را از پارکینگها جمع کرده، با قیمت متوسط حدود 200 میلیون برای هر ماشین. یعنی به اندازۀ ماشین های یک نمایندگی فروش خودرو هم نتوانسته اند جمع کنند.

فکرش را بکنید: 126 ماشین برای شهری مثل تهران با میلیونها ماشین! اسمش را هم می گذارند احتکار.

پس نوشت: تیم ملی مالدیو رو یادتونه که از ایران 17 تا گل خوردن؟ اگه اون تیم رو بذارن به عنوان مسئولان سر و سامان دادن به بازار خودرو در ایران، از این آدمهایی که تاحال مسئول بودن بهتر عمل می کردن!