داستان دنباله دار خودروسازی در ایران

داستان محیرالعقول خودروسازی در ایران هر روز شکل تازه ای می گیرد. عکس زیر را ببینید (از اینجا) و آن را جایی حفظ کنید تا روزی به بچه هایتان نشان بدهید و بگویید بله ما چنین اقتصادی داشته ایم. دارند خودرو را قرعه کشی می کنند. پنج میلیون نفر ثبت نام کرده اند برای 15 هزار خودرو. (البته شاید هم خیلی حفظ کردن نداشته باشد. احتمالاً بچه هایتان از این داستانهای محیرالعقول فراوان خواهند داشت که به شما نشان دهند و بگویند «این که چیزی نیست». همانطور که پدران ما همین داستان را در دهۀ شصت داشتند. تا بازار خودرو دست دولت است همین آش است و همین کاسه)

علتش را هم می توانید در تصویر زیر ببینید:

اگر یکی از این خودروهای را بتوانی بگیری سودی بیش از 100% نصیبت می شود. قیمت خودرو در بازار هم به طور متوسط تفاوت نزدیک به 50 درصدی با قیمت کارخانه دارد. تشکیل باندهایی که از این رانت استفاده می کنند غیرقابل اجتناب است. صدایش بعداً در می آید!

حالا بخش دیگر داستان هم جالب است. خودرو سازان 55 هزار میلیارد تومان زیان انباشته دارند. تقریباً همیشه هم از منابع دولتی برای پوشاندن ضررهایشان استفاده کرده اند.

تعادلی که در این بازار شکل گرفته، بر مبنای حمایت دولت از خودرو سازان با ممنوعیت واردات و تعرفه و کمک ارزی و ریالی، (صبر کنیم و ببینیم از این یک میلیارد «حمایت از حمل و نقل عمومی» از محل منایع صندوق توسعه چقدرش نصیب خودروسازان می شود) و حمایت خودروسازان از سیاستمداران با اشتغال ناکارآمد هزاران نفر، اکثرشان به رابطه و توصیه، و دادن قراردادها و خودروها و انواع منصبها به پسرخاله ها، تعادلی سیاسی است که تکان دادنش با ساختار کنونی اقتصاد ایران تقریباً غیر ممکن است. اینکه خودروسازان حتی با معیارهای خودروسازان متوسط کشورهای در حال توسعه هم دارند آشغال می سازند چندان نقشی در این میان ندارد.