50000 دلار درآمد سرانه

فرموده شد: «اگر اقتصاد و تولید ملی ما راه بیفتد هیچ ایرانی نیست که درآمد سرانه آن زیر ۵۰ هزار دلار باشد».

البته چنین است. بیایید حساب و کتاب کنیم که اقتصاد چقدر باید راه بیافتد.

درآمد سرانۀ ایرانیان چقدر است؟ معیار معمول بر مبنای «برابری قدرت خرید» است که قیمت دلار را بر مبنای قدرت خرید یک دلار در کشورهای مختلف حساب می کند، نه بر مبنای قیمت بازار (قیمت اسمی). برآورد درآمد سرانه یک ایرانی بر مبنای برآورد صندوق بین المللی پول و بانک جهانی حدود 13000 دلار است. یعنی به طور متوسط، هر ایرانی با 13000 دلار می تواند همین سطح زندگی کنونی اش را در یک جای متوسط آمریکا ادامه بدهد. جهت مقایسه، این رقم برای یک آمریکایی 64000 دلار و برای یک ترکیه ای 28000 دلار و برای متوسط دنیا 17000 دلار است. اگر به جای دلار «برابری قدرت خرید» از دلار بازار استفاده کنیم، درآمد ایران حدود 7000 و درآمد ترکیه حدود 8000 و درآمد متوسط دنیا حدود 11000 دلار است و البته درآمد یک آمریکایی همان 64000 است.

آیا می توانیم به 50000 دلار درآمد سرانه برسیم؟ البته که می توانیم. فقط بستگی به نرخ رشد و زمان دارد. محاسبه اش ساده است و ارقام زیر بدست می آید:

با نرخ رشد حدود 3.4 درصد سالانه، حدود 40 سال طول می کشد تا درآمد سرانه مان 50000 دلار شود.

اگر بخواهیم در 20 سال به این درآمد برسیم، نیازمند رشد 7 درصدی سالانه هستیم.

و اگر بخواهی در ده سال به این درآمد برسیم حدود 14 درصد رشد سالانه لازم داریم.

(این ارقام رشد اگر بر حسب درآمد با دلار بازار محاسبه شود به ترتیب 5.5 و 11 و 23 درصد خواهد بود. ولی کار با نرخ دلار برابری قدرت خرید درست تر است).

آیا می توانیم به این نرخها برسیم. بیایید نگاهی بیاندازیم به نرخهای رشد کشورهای دنیا.

درآمد سرانه متوسط دنیا در فاصلۀ 2010 تا 2018 در حدود 1.63 درصد رشد سالانه داشته است که کشورهای جنوب آسیا با رشد متوسط سالانه 5.2 درصد پیشرو بوده اند و بعد از آن کشورهای جنوب شرقی آسیا قرار داشته اند با متوسط رشد 3.7 درصد. کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی با رشد 1.1 و 1.45 به آرامی در حال پیشروی بوده اند و آمریکای جنوبی و آفریقا با نرخ سالانه 0.23 و 0.6 خیلی به آرامی رشد کرده اند. ترکیه در این مدت سالانه 4.4 درصد رشد کرده است.

اگر بازه زمانی را خیلی بلند مدت کنیم، نرخ رشدها به هم نزدیک می شود چون هر کشوری دوره های رکود و رشد دارد. رشد متوسط سالانه دنیا از 1960 تا 2018 (58 سال) در حدود 1.85 درصد بوده است. این نرخ برای کشورهای جنوب شرقی آسیا 3.65 و برای کشورهای جنوب آسیا حدود سه درصد بوده است. اروپا و آمریکا با نرخهای سالانه 2.3 و 2 درصد رشد کرده اند و آمریکای جنوبی و آفریقا نرخ 1.6 و 0.7 درصد داشته اند. همسایۀ ما ترکیه 2.7 درصد رشد سالانه داشته است.

در طول این 58 سال فقط شش کشور چین، کره جنوبی، بوتسوانا، سنگاپور، تایلند، میانمار و مالزی توانسته اند به نرخ رشد بالا 3.4 درصد برسند که ما برای چهل سال لازم داریم تا به 50000 دلار درآمد سرانه برسیم.

اما اوضاع ما چطور بوده است؟

قبلاً در نوشته ای افت و خیز اقتصاد را در پنجاه سال گذشته آورده ام. نمودار آن نوشته را دوباره اینجا می آورم.

ما در یک سوم این سالها در رکود بوده ایم. بهترین دهه ما سالهای 1377 تا 1378 بوده که نرخ رشد متوسط سالانه 8 درصد داشته ایم و فقط در این دهه بوده که با رکود مواجه نبوده ایم.

نرخ رشد سالانه ما در فاصلۀ 2010 تا 2018 در حدود 0.5 درصد بوده است، کمی کمتر از آفریقا و کمی بیشتر از آمریکای جنوبی و بسیار کمتر از نواحی دیگر و نزدیک یک دهم ترکیه.  دو سال اخیر را هم که با آن بیافزاییم احتمالا نرخ متوسط رشدمان صفر بوده است. در فاصلۀ 1960 تا 2018 رشد اقتصادی سالانه ما در حدود 1.6 درصد بوده است که کمتر از رشد دنیا و یک درصد کمتر از ترکیه و کمتر از نصف جنوب و شرق آسیا بوده است. ما به طور پیوسته در حال عقب افتاده از دیگران بوده ایم.

نرخ رشدی که حتی در زمانی طولانی مثل چهل سال ما را به درآمد سرانۀ 50000 دلار برساند به نظر رقم بالایی نمی آید ولی وقتی در جزئیات آن دقیق می شویم می بینیم که دسترسی به آن فقط برای معدودی از کشورها ممکن شده است.

تجربۀ ایران در سیاست اقتصادی و تمامی جهت گیریهای اقتصاد در ایران نشان می دهد که چنین رشدی در ایران تقریباً از محالات است.

 

2 Responses to 50000 دلار درآمد سرانه

  1. عبدالکریم .اباد says:

    جناب دکترعباسی.ایابراوردی وجودداردکه نشان دهد هریک ازکاندیداهای انتخابات امریکا دربدست اوردن هررای چه میزان هزینه کرده است(دلار).تشکر

    • حسین says:

      سلام
      هزینه های انتخابات در دسترس است. در این انتخابات بیش از 11 میلیارد دلار خرج شده که نیمی از آن مربوط به ریاست جمهوری است. برخی از هزینه ها مربوط به افرادی است که وارد رقابت شده اند و بعد بیرون رفته اند مثل بلومبرگ. برخی از این هزینه ها توسط ستاد انتخاباتی خرج می شود و برخی توسط حزب و برخی هم توسط افراد. احتمالا جزئات بیشتری از هزینه ها هم می توان بدست آورد چون اطلاعات مخارج طبق قانون، اطلاعاتِ عمومی است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: