لزوم ارزیابی تغییر سیاست یارانه ای

سالهاست که سازمانهای مختلف، و در صدر آنها بانک جهانی، برنامه های توسعه در کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه اجرا کرده اند. میلیونها دلار صرف این گونه برنامه ها شده است. این برنامه ها در موارد متعدد به نتایج مورد نظر نمی رسیده اند. در سالهای اخیر برای رفع این مشکل، عنصر «ارزیابی» به این برنامه ها افزوده شده است.

فرض کنید قرار است در یک کشور هزینه ای صرف دادن کمک غذایی به خانواده ها شود. برای ارزیابی نتایج احتمالی این سیاست، ابتدا اطلاعاتی از نحوۀ هزینۀ خانواده ها در نمونه ای با ابعاد کوچک جمع آوری می شود. سپس کمک غذایی به خانواده های این نمونه داده می شود. بعد از مدتی اطلاعات نحوۀ هزینۀ خانوار مجدداً جمع آوری می شود. این کار در فواصل زمانی تکرار می شود. با مطالعۀ این آمار می توان سؤالات زیادی را در مورد اثرات سیاست و نیز نحوۀ بهبود اجرای آن پاسخ داد. طرح اصلی با در نظر گرفتن این پاسخها اجرا می شود.

این ارزیابی ها گاهاً به نتایج غیر منتظره منجر شده است. به عنوان نمونه هدف بسیاری از کمکهای غذایی افزایش سلامت غذایی کودکان بوده است. برای این کار سیاست کمک به خانواده ها به صورت ارائۀ غذا یا پول به خانواده ها اجرا می شد. اینکه خانواده های فقیر این پول را صرف خرید مهمترین قلم یعنی غذا کنند، مفروض گرفته می شد. اما نتایج ارزیابی ها نشان داد  که در موارد بسیاری این کمکها باعث افزایش سلامت کودکان نشده است، بلکه صرف تامین مشروبات الکلی برای سرپرست خانوار شده است. با تغییر فرد گیرندۀ کمکها از پدر به مادر بهبود زیادی در نتیجۀ طرح مشاهده شد (جواد در پست قبلی به این نکته اشاره کرده بود.) اینکه گیرندۀ کمکها چه کسی باشد، امری بود که تا مدتها به آن توجه نشده بود و اثر آن در مطالعات ارزیابی سیاست آشکار شد.

در اجرای سیاستها همیشه باید مراقب نکات بسیار ظریفی بود که موفقیت طرح را به خطر می اندازند. این نکات جز با انجام ارزیابی های مستمرقابل ردیابی نیستند.

تغییر روش پرداخت یارانه ها مهمترین طرح اقتصادی بعد از انقلاب است. این طرح، در صورت اجرا، تمامی خانوارهای ایرانی را متاثر می کند. بحث بر سر نتایج احتمالی این سیاست ماههاست که ادامه دارد، ولی اینکه این سیاست به اهداف خود خواهد رسید یا نه، فقط بعد از انجام آن و با مطالعات مفصل معلوم خواهد شد. آنچه می تواند راه را برای کسب نتایج مطلوب هموارتر کند، ارزیابی مستمر نتایج است.

به نظر من مجلس می تواند با الزام به ارزیابی سیاست و تغییر آن در صورت انحراف از اهداف، قدم بزرگی در تضمین اجرای صحیح آن بردارد. طبعاً مراکزی که هم بی طرفند و هم دانش آن را دارند، یعنی دانشگاهها، بهترین گزینه ها برای انجام این ارزیابی ها هستند. دولت/مجلس می تواند تیمهایی از چند دانشکدۀ اقتصاد را موظف کند (و امکانات آن از جمله امکان جمع آوری اطلاعات را فراهم کند) تا به طور مستمر تغییرات رفتار خانواده ها را مطالعه کنند. تنها در این صورت است که می توان از اجرای صحیح آن تا حدی مطمئن شد.

پس نوشت: در سالهای اخیر ادبیات مفصلی در مورد ارزیابی سیاستها ایجاد شده است. یکی از درخشانترین اقتصاددانان این سالها، استر دوفلو از ام-آی-تی، پایه گذار روشهای جدید ارزیابی سیاست و اجرا کنندۀ آنها در مسائل توسعه بوده است. کارهای دوفلو و همکارانش شاخۀ جدیدی از اقتصاد توسعه را ایجاد کرده است که به آن اقتصاد توسعۀ خرد هم می گویند. این شاخه که از روشهای اقصاد سنجی خرد، مشابه روشهای اقتصاد بازار کار، استفاده می کند، به سرعت در حال گسترش است و آیندۀ بسیار درخشانی برای آن قابل تصور است. آنهایی که می خواهند روی ارزیابی سیاستها در ایران کار کنند، قطعاً بایر به کارهای دوفلو توجه خاص داشته باشند.

در اینجا هم می توانید یک مقالۀ ساده دربارۀ ارزیابی سیاستها و تقسیم بندیهای آن پیدا کنید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: