سیاست جمعیتی بی اثر

آیا برنامۀ دولت برای دادن یک میلیون تومان به هر کودک از سال جدید باعث افزایش قابل توجه جمعیت در ایران می شود؟ پاسخ من منفی است.

برای بررسی اثر این سیاست باید نگاهی بیاندازیم به عواملی که تعیین کنندۀ جمعیت یک کشور و رشد آن هستند.

در دوران قبل از پیشرفتهای اقتصادی قرن اخیر، یعنی تا قبل از حدود 200 سال پیش در کشورهای صنعتی و 100 سال پیش در ایران، جمعیت کشورها تابعی بود از میزان غذا و تکرر بیماریها و جنگها. جمعیت مناطقی که اکنون ایران نامیده می شود از سالهای حدود 900 تا 1300 شمسی، یعنی از ابتدای حکومت صفویه تا آخر حکومت قاجار، بین 6 تا 10 میلیون در نوسان بوده است. در این دوران، احتمال زنده ماندن کودکان کم بوده و مشکلی تحت عنوان جمعیت زیاد وجود نداشته است. افزایش سطح بهداشت و افزایش غذا در اوایل قرن باعث افزایش جمعیت ایران شد. با ادامۀ افزایش جمعیت، در دهۀ پنجاه مسئلۀ کنترل جمعیت نیز مطرح شد.

دولت بعد از انقلاب در ابتدا سیاستهای کنترل جمعیت را کنار گذاشت ولی از اواسط دهۀ شصت با مشاهدۀ رشد زیاد جمعیت دوباره به آنها روی آورد. رشد جمعیت در ایران در سالهای دهۀ 70 کاهش یافت. جمعیت شناسان و پزشکان معتقدند که افزایش جمعیت در اواخر دهۀ 50 و اوایل 60 و نیز کاهش آن در سالهای بعد ناشی از سیاستهای «جمعیتی» دولت بوده است. اقتصاد دانان معتقدند که سیاستهای «جمعیتی» اثر کمی بر تصمیمات خانوارها داشته است و این سیاستهای «اقتصادی» دولت بوده که باعث افزایش اولیۀ جمعیت و کاهش بعدی آن شده است. یکی از دلایل اقتصاد دانان این است که افزایش جمعیت در ایران از بعد از انقلاب شروع نشد، بلکه از سالهای 1355 شروع شد، یعنی از زمانی که دولت توانست به اتکای پول نفت یارانۀ گسترده پرداخت کند. این سیاستهای اقتصادی در دهۀ اول انقلاب هم ادامه یافت و باعث افزایش جمعیت شد.

با تغییر سیاستها و نیز با تغییراتی که در خصوصیات اقتصادی و اجتماعی خانوارها ایجاد شد، رشد جمعیت کاهش یافت و در حوالی سالهای 1380 به پایینترین حد خود یعنی زیر 1.5 درصد رسید. در سالهای اخیر ترکیب همین عوامل با عوامل جمعیتی باعث افزایش مجدد رشد جمعیت شده است.

رشد جمعیت را می توان ناشی از دو عامل دانست. یکم: تعداد خانوارهایی که در شرایط بچه دار شدن قرار دارند. دوم: نحوۀ تصمیم گیری خانوارها در مورد بچه دار شدن.

عامل اول عاملی جمعیتی است. تعداد زیادی بچه در دهۀ 55 تا 65 به دنیا آمدند. این افراد در دهۀ اخیر به سن ازدواج و بچه دار شدن رسیده اند و باعث افزایش رشد جمعیت تا حد 1.7 درصد در سالهای اخیر شده اند.

عامل دوم مجموعۀ متغیرهایی را در بر می گیرد که تصمیم گیری خانوار در مورد بچه را متاثر می کند. تحصیلات مردان و مهمتر از آن تحصیلات زنان از جملۀ مهمترین این عوامل است. زنان تحصیل کرده دیرتر ازدواج می کنند و در نتیجه بازۀ زمانی بچه دار شدن برای آنها، نسبت به زنانی که زود ازدواج می کنند، کم است. بعلاوه زنان تحصیل کرده با احتمال بیشتری وارد بازار کار می شوند که باعث می شود هزینۀ فرصت بچه دار شدن برای آنها بیشتر باشد. در نتیجه تعداد بچه برای هر زن کاهش می یابد. همچنین زنان تحصیل کرده گزینه های بیشتری در پیش رو دارند که به نوبۀ خود باعث افزایش هزینۀ فرصت بچه می شود.

شرایط اقتصادی جامعه نیز تصمیم خانواده ها را برای بچه دار شدن متاثر می کند. در ایران، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، سرمایه گذاری بر روی تحصیلات از پربازده ترین سرمایه گذاریهای در دسترس عموم محسوب می شود. این سرمایه گذاری نسبت به سرمایه گذاریهای فیزیکی ریسک کمتری دارد و گزینۀ مناسبتری برای خانوارهای دارای درآمد پایین و متوسط است. تحصیلات همچنین درآمد بیشتری را در آیندۀ بچه ها تامین می کند. در نتیجه خانواده ها، که درصدد تضمین درآمد بیشتر دائمی برای فرزندان خود هستند، کمیت بچه را به نفع کیفیت بچه کاهش می دهند.

آیا پرداخت یک میلیون تومان به هر بچه، با این شرط که به مدت 18 سال نتوان به آن دست زد، می تواند این عوامل را به مقدار قابل توجهی تغییر دهد؟ به احتمال زیاد پاسخ منفی است.

توجه به این نکته هم مفید است که دولت ایران تصمیمات مشابه زیادی گرفته که بسیاری از آنها با واقعیات اقتصاد ایران سازگاری ندارند. محدودیتهای مالی دولت که باعث می شود دولت در بسیاری از پرداختها با مشکل مواجه شود، واقعیت پنهانی نیست. دولت در سیاستهای اقتصادی، که همواره باید با مطالعات گسترده و حزم و احتیاط علمی همراه باشد، بسیار متهورانه عمل کرده است. سیاستهای داخلی و خارجی دولت بسیار پر ریسک است. تمامی این عوامل باعث می شود که سیاستهای دولت «کوتاه مدت» ارزیابی شود.

خانواده ها تصمیم مهمی مانند بچه دار شدن را بر مبنای متغیرهای بنیادی که به برخی از آنها در بالا اشاره کردم میگیرند. این تصمیمات با سیاستهایی که تضمین اجرایی در بلند مدت ندارند، تغییر نمی کنند. این سیاست، در صورت اجرا، حداکثر جابجایی اندکی در زمان بندی خانواده ها برای بچه دار شدن ایجاد می کند که آنان را قادر به استفادۀ حداکثری از این سیاستها می کند.

[حاشیه: کدوم برنامۀ دولت تونسته رفتار مردم رو عوض کنه که این برنامه بتونه؟]

6 Responses to سیاست جمعیتی بی اثر

  1. عباسی می‌گه:

    گفتید:»شرایط اقتصادی جامعه نیز تصمیم خانواده ها را برای بچه دار شدن متاثر می کند. در ایران، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، سرمایه گذاری بر روی تحصیلات از پربازده ترین سرمایه گذاریهای در دسترس عموم محسوب می شود. این سرمایه گذاری نسبت به سرمایه گذاریهای فیزیکی ریسک کمتری دارد و گزینۀ مناسبتری برای خانوارهای دارای درآمد پایین و متوسط است. تحصیلات همچنین درآمد بیشتری را در آیندۀ بچه ها تامین می کند. در نتیجه خانواده ها، که درصدد تضمین درآمد بیشتر دائمی برای فرزندان خود هستند، کمیت بچه را به نفع کیفیت بچه کاهش می دهند.»
    با این پاراگراف موافق نیستم زیرا اگر این پاراگراف درست باشد باید خانواده های ثروتمند بیشتر از خانواده های فقیر صاحب بچه شوند که در واقعیت اینگونه نیست.
    علت اینکه در اغلب موارد خانواده های ثروتمند کمتر از فقرا صاحب فرزند می شوند می تواند موارد زیر باشد:
    1-خانواده های فقیر هیچ تفریحی به جز بچه هایشان ندارند بنابراین همیشه سعی می کنند یک بچه کوچک داشته باشند که با او بازی و تفریح کنند ولی خانواده های ثروتمند تفریحات زیادی دارند مثل مسافرت وغیره که داشتن فرزند بیشتر برای انها مزاحمت تلقی می شود.
    2-بچه زیاد برای خانواده های فقیر شانس بهبود شرایط اقتصادی پدر و مادر را در آینده افزایش می دهد(هرچند که در زمان حال کاهش می دهد)و بچه زیاد در خانواده ثروتمند وضعیت اقتصادی پدر ومادر را در اینده بدتر می کند.زیرا فرض کنید:
    فرد الف در ماه 3 میلیون تومان در آمد دارد وفرد ب 300 هزار تومان در امد دارد.و نیز فرض کنیم از هر 6 بچه یک نفر دارای هوش و پشتکار بالا ویک نفر دارای هوش و پشتکار پایین تر از نرمال است.اگر فرد الف صاحب یک فرزند شود این فرند به احتمال پنج ششم یک فرد متوسط یا رو به بالااست و چون خانواده هم ثروتمند است به احتمال زیاد می تواند با توجه به امکانات پدر ومادر به درآمد بالایی مثل انها برسد.ولی اگر صاحب 6 فرزند شوند به احتمال بیش از 95 درصد صاحب یک فرزند نسبتا کم هوش وکم تلاش می شوند که علی رغم سرمایه گزاری خانواده روی او تنها می تواند به اندازه یک آدم متوسط درامد کسب کند که این برای چنین خانواده ای شکست محسوب می شود.و برای اینکه سطح رفاه این بچه را تا حدی بالا ببرند باید پدر ومادر همواره بخشی از درامد خود را در اختیار این بچه قراردهند که در نتیجه رفاه خود انها کم می شود.
    اما اگر خانواده ب صاحب 1 بچه شود به احتمال پنج ششم این بچه یک فرد متوسط یا رو به پایین است وچون پدر مادر امکانات مالی کمی دارند این بچه در رقابت با بچه های متوسط خانواده های پولدار شانسی برای به دست اوردن در امد بالا ندارند و در آینده کمکی به پدر ومادر نمی تواند بکند اما اگر صاحب 6 فرزند شوند به احتمال بیش از 95 درصد صاحب کودکی با هوش و پشت کار بالاتر از متوسط می شوند و چون در عمل ثابت شده هوش و پشت کار در بسیاری از زمینه ها ار امکانات مادی مهمتر است این کودک حتی با دست یابی به درامد ماهانه یک میلیون می تواند وضعیت اقتصادی پدر و مادر را بهبود ببخشد.
    در واقع خانواده های فقیر صاحب فرزندان زیادی می شوند تا لااقل یکی از انها بتواند علی رغم امکانات کم خانواده به جایی برسد و در آینده حامی پدر مادر باشد اگر من و شما هم جای انها بودیم همین کار رو می کردیم(به خصوص اینکه در دوران پیری چشم پدر و مادر فقیر به فرزندان است چون دارایی نداشتند که برای ان موقع ذخیره کنند.)
    ببخشید که طو لانی شد.

  2. عباسی می‌گه:

    احتمال 95 درصد غلطه 67 درصد درسته (موقع نوشتن کامنت قبلی محاسبه نکرده بودم)

  3. حسین می‌گه:

    جناب عباسی
    ممنون از نکته سنجی هایتان. و ممنون که بحث رو منظم و دقیق مطرح کردید
    استدلال بند 2 شما بر پایۀ هوش و استعداد خدادادی به عنوان متغیر تعیین کنندۀ درآمد آتی است. این فرض به نظر من چندان معتبر نیست. بزرگترین نقش را در درآمدهای فردی به نظر من سرمایه های انسانی کسب شده بازی می کند.
    همچنین من درست نفهمیدم چطور از پاراگراف من به این نتیجه رسیدید که «باید خانواده های ثروتمند بیشتر از خانواده های فقیر صاحب بچه شوند که در واقعیت اینگونه نیست.»
    درضمن اطلاعات مرکز آمار نشان می دهد که دهکهای درآمدی بالاتر دارای بعد خانوار بزرگتر هستند. هر چند این دقیقاً به معنای افزایش تعداد بچه با افزایش درآمد نیست (متغیرهایی مانند سن والدین باید کنترل شوند) ولی احتمال وجود چنین رابطه ای را نشان می دهد.

  4. عباسی می‌گه:

    حسین عزیز
    1-لزومی نداره که این بچه باهوش در خانواده فقیر حتما بره پزشک ویا استاد دانشگاه بشه و…
    من منظورم این بود که اگه این بچه کارگر ساده ساختمون هم که باشه بعد چند سال با هوش و پشتکاری که داره ممکن یک کارگر تخصصی مثل بنا یا سنگ کار بشه که 2 برابر یه کارگر ساده درامد کسب کنه یا اگه بره و شاگرد یه جوشکار بشه با استعداد و توانییش می تونه یه جوشکار تمام حرفه ای بشه ودرامد خوبی رو هم کسب کنه چون هوش و استعداد فقط در تحصیلات که نیست در همه جا به کار میاد حتی اگه قاچاقچی بشه ، قاچاقچی حرفه ای تری میشه.ثانیا همون طور که در متن هم اشاره کردم در یک خانواده فقیر در امد ماهی 1 میلیون موفقیت بزرگی به حساب میاد اما در مورد خانواده های ثروتمند این چنین نیست.
    2-من در مورد اون پاراگراف نتیجه گیری غلطی کرده بودم. نتیجه اون پاراگراف اینه که امروزه اکثر خانواده ها چه ثروتمند وچه فقیر سعی میکنن صاحب بچه های کمتری بشن تا سرمایه گزاری که قرار بود روی چند بچه انجام بدن روی تعداد کمتری انجام بدن تا موفقیت اون بچه بیشتر بشه.
    3-بنابر استدلالی که در بالا گفتم این استراتژی یعنی فرزند کمتر به ضرر خانواده های فقیر وبه نفع خانواده های ثروتمند است.در واقع من حدس می زنم با یک استراتژی صحیح ابتدا خانواده های ثروتمند به سمت تعداد بچه های کم حرکت کردند(بنا بر دلیل کامنت قبلی)و بعد خانواده های فقیر تر با اشتباه گرفتن علت و معلول(یعنی فکر کردند چون خانواده های پولدار صاحب بچه های کمتری میشن ،پس هر کس صاحب فرزند کمتری بشه می تونه پولدار شه یا لااقل بچه اش پولدار شه)به سمت تعداد بچه های کمتر حرکت کردند و این تقلید کورکورانه به ضررشون تموم میشه.
    4-البته یک دلیل اینکه در سال های اخیر خانواده های کم درامد به سمت تعداد بچه کمتر هم حرکت کردند می تواند شرایط اجباری نیز باشد مثلا ندادن دفترچه بیمه به بچه چهارم به بعد یا پیدا نشدن خانه برای اجاره وغیره

  5. دکتر س.م. متخصص زنان می‌گه:

    کافیست سری به آمارهای اتاق زایمان بیمارستانها بزنید تا تاثیر این سیاستها را ببینید! پیک هرم جمعیتی ایران در سالهای شصت تا شصت و پنج در سنین یک تا پنج سال است این پیک یا به اصطلاح شکم هرم اکنون در سن ازدواج است فرض کنید حال اگر این پیک را تشویق به بچه دار شدن بکنیم چه انتظاری دارید؟ انفجار جمعیتی… به زودی خواهید دید که ما دوباره شاهد به ترتیب مشکل شیر خشک سپس مدارس چند نوبته و… خواهیم بود. سازمانهای بهداشت جهانی میلیاردها دلار در ایران صرف کردند تا تنظیم خانواده را وارد ایران کنند ولی ما چه کردیم؟ دوباره ما همچنان همانند قرون وسطی تصمیم میگیریم!

    • حسین می‌گه:

      دکتر س.م عزیز (اگر با اسم کامل می نوشتی بهتر بود)
      این گروه اگر با نرخ معمول هم بچه دار شود انتظار می رود که شکم دوم هرم ، که معمولاً کوچکتر از شکم اول است، را ایجاد کند. این شکم ایجاد نشده است. یعنی زاد و ولد از میزان انتظاری کمتر است. (در نوشتۀ 4 سپتامبر به این نکته پرداخته ام.) گمان نکنم که زاد و ولد خیلی پایین برای یک جامعه مفید است. اگر جامعه نتواند افرادش را جایگزین کند پیر می شود و در نهایت تولیدش را از دست می دهد. این اتفاق برای بسیاری از کشورهای اروپایی، اگر در سیاستهایشان تجدید نظر نکنند، می افتد.
      من سری به اتاقهای زایمان نزده ام. کارم هم این نیست و از سر زدن به اتاقهای زایمان هم نمی توانم آمار به دست بیاورم. منتظر می مانم تا ببینم آمارهای مرکز آمار چه می گویند. در عین حال سخت به عقلایی بودن مردم معتقدم. این سیاست اثری مثبت ولی بسیار کوچک بر نرخ زاد و ولد خواهد گذاشت. مهمترین دلیلش هم این است که اولاً مردم عاقل تر از دولتند و مصلحت خود را بهتر می دانند و ثانیاً اسن سیاست آنقدر بی حساب و کتاب طراحی شده است که باور به ادامه اش سخت است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: