شیر یارانه ای در مدارس ایران

نویسنده: محمد (حسن) کریمی

ایسنا دیروز خبری مبنی بر گسترش ارایه ی شیر رایانه ای به دبیرستان ها منتشر کرد. البته معلوم نیست که به هر دانش آموز به چه میزان شیر و در چه فاصله های زمانی داده می شود. در خبر ایسنا هم چنین بر رابطه ی مستقیم اجرای طرح «شیر مدرسه»  و افزایش قد دانش آموزان تاکید بسیار شده است. در این مورد، به دلیل اهمیت موضوع،  چند نکته شایسته توجه است:

 ۱- همان طور که در همین خبر هم آمده است، کشورهای بسیاری وجود دارند که طرح های مشابه را اجرا می کنند. اجرای چنین طرح هایی در کشورهایی نظر ایران که در آن سو تغذیۀ دانش آموزان، به ویژه آن ها که از خانوارهای کم درآمدتر می آیند، مساله ی کم اهمیتی نیست، قابل توجیه است. البته برای اینکه چنین طرح هایی از نظر مالی نیز توجیه پذیر بوده و ثبات شان تضمین شود، نیاز به هدف گیری دقیق تری دارند. به عبارت دیگر، با اجرای هوشمندانه آنان می توان صرفه جویی های بودجه ای کلان داشت. به عنوان مثال، همان طور که مدارس خصوصی مشمول طرح شیر یارانه یی نمی شوند، سهمیه ی مدارس دولتی را نیز می توان تابعی سطح درآمد خانوارها در مناطق مختلف کرد.

 ۲- انجام چنین طرح هایی، فرصت های ارزشمندی را برای تحقیق در مسایل و مشکلات آموزشی و شناخت روابط علت و معلولی در حیطۀ آموزش فراهم می آورد. به عنوان مثال، می توان طرح تحقیقی مطرح کرد که در آن فرضیه ی مورد ادعای مطلب ایسنا مبنی بر تاثیر اجرای طرح شیر مدرسه بر افزایش قد را آزمود. البته به نظر من نمی توان شواهد محکم و مستدلی ارائه کرد که رابطه ی علت و معلولی بین اجرای طرح های شیر مدرسه و افزایش قد دانش آموزان را تایید کند؛ چرا که عوامل بنیادین و مهم تر دیگری وجود دارند که بر طول قد فرد اثر می گذارند. خصوصیات ژنتیکی از این جمله اند.

 به جای این، فرضیه های مربوط تری را می توان به بوته ی آزمایش گذاشت؛ از جمله می توان تاثیر اجرای طرح شیر مدرسه بر افزایش سطح یادگیری دانش آموزان که در نمرات آنان منعکس می شود را آزمود. البته در این مورد نیز عامل بنیادی تر زمینه ی خانوادگی را باید در نظر گرفت (یا به زبان اقتصادی تر «کنترل کرد»).

 هر چند که برای سنجش دقیق چنین اثری به اطلاعات خاص و پر هزینه ای دربارۀ زمینۀ خانوادگی و سایر عوامل بنیادین نیاز است، اما اطلاعات دست اول درباره عوامل بنیادین نباید به عنوان بن بست در تحقیق تلقی شود. در سال های اخیر اقتصاددانان روش هایی را برای سنجش رابطه هایی از این دست بر اساس تجربه های طبیعی (Natural Experiments) ابداع کرده اند. در یک بیان ساده، یک تجربه طبیعی اساساً شامل پیدا کردن یک عامل برون زای تصادفی است که افراد مورد مطالعه را به دو دسته تقسیم می کند: دستۀ تاثیر پذیرفته (دسته ای که طرح شیر مدرسه بر آن ها اجرا شده است) و دستۀ تاثیر نپذیرفته (دسته ای که این طرح بر آن ها اجرا نشده است.) سپس تفاوت سطح نمرات افراد دو گروه مقایسه می شود. به عنوان نمونه ای از یک عامل برون زای تصادفی، اجرای غیر همزمان این طرح در استان های مختلف البته اگر تصادفی باشد، می تواند دانش آموزان را به دسته های مورد نظر تقسیم کند. بنابراین، شناخت جزییات اجرایی و عملیاتی طرح برای پیدا کردن آن عامل برون زای تصادفی کلیدی است. در مرحله بعد، باید روش اقتصادسنجی مناسب را انتخاب کرد. به عنوان مرجعی برای مطالعه های این چنینی، کتاب «اقتصادسنجی بی خطر» یا مقاله ی استیون لویت و جان لیست، اقتصاددانان دانشگاه شیکاگو را توصیه می کنم.

انجام چنین تحقیقهایی موجب انباشت دانش در حوزۀ آموزش شده به بهبود کارایی در سیاست گذاری های آموزشی خواهد انجامید که خود صرفه جویی های مالی قابل توجهی را در پی دارد. به همین دلیل است که شاخه ی «اقتصاد آموزش» در کشورهای توسعه یافته مورد توجه شایان است و جوانب آن موضوع مطالعه های فراوان قرار گرفته است.

۳- تاثیر این اقدام بر بازار شیر ایران چیست؟ این اقدام به چه میزان تقاضای شیر را افزایش خواهد داد؟ آیا ظرفیت تولید برای اجابت این افزایش تقاضا وجود خواهد داشت؟ اگر نه، این خود موجب افزایش بیشتر قیمت لبنیات در کشور می شود. اگر وزارت آموزش و پرورش به صورت خریدار عمدۀ شیر تولیدشده در کشور درآید، آیا قیمت مورد نظر خود را به عرضه کنندگان شیر تحمیل خواهد کرد؟ اینها پرسش های اساسی هستند که باید پاسخ داده شوند.

Advertisements