نوسانات ارزی و نوسانات سیاست ارزی

نوشتۀ زیر را برای روزنامۀ دنیای اقتصاد نوشتم. این نوشته به عنوان سرمقالۀ دوشنبه دهم مهر چاپ شد.

نرخ دلار در یک سال گذشته در دو دورۀ کوتاه مدت، اولی درنیمۀ دی ماه سال گذشته و دومی نیمۀ شهریور سال جاری، دو جهش بزرگ را طی کرد و از حدود هزار و سیصد تومان به حدود دو هزار و پانصد تومان رسید. [نرخ دلار امروز به سه هزار تومان رسید]. این افزایش قیمت به معنای ضعف بانک مرکزی در کنترل قیمت ارز  تلقی شد. بانک مرکزی  به عنوان بزرگترین عرضه کنندۀ ارز البته مسئول است و باید پاسخگو باشد، ولی نه الزاماً پاسخگوی نوسانات ارز، بلکه بیش از آن پاسخگوی نوسانات سیاست ارزی. مشکل بازار ارز ایران افزایش نرخ ارز نیست، نامشخص بودن سیاست ارزی است. افزایش نرخ ارز محصول شرایط کلی حاکم بر اقتصاد است و در حال حاضر تقریباً اجتناب ناپذیر. آنچه بانک مرکزی، البته با تاخیر غیر قابل قبول، کرده است پذیرش این شرایط است.

وظیفۀ بانک مرکزی در بازار ارز این است که به عنوان عرضه کنندۀ تقریباً انحصاری ارز، قیمت آن را منطبق بر واقعیات و البته اهداف بلند مدت اقتصاد ایران تنظیم کند. قیمت بازار آزاد ارز مهمترین واقعیتی است که بانک باید به آن توجه کند چرا که خلاصۀ تعاملات بازار ارز و نیز اثر سایر متغیرهای مرتبط را می توان در این نرخ مشاهده کرد. حرکت به سمت تخلیۀ اثر تورم انباشت شده در نرخ ارز در دهۀ گذشته، و در نتیجه بازیابی قدرت رقابتی تولید داخلی، می تواند هدفی باشد که بانک مرکزی در تعیین قیمت ارز به آن توجه کند.

اخبار منتشره نشان می دهد که بانک مرکزی در راستای رسمیت بخشیدن به قیمت بازار آزاد گام بر می دارد که هم توجه به واقعیات اقتصادی را در بر دارد و هم هدف فوق الذکر را برآورده می کند. این نشانۀ خوبی است و بهتر خواهد بود اگر بانک مرکزی نا اطمینانی های موجود در بازار ارز را با اتخاذ سیاستهای پایدار و قابل دفاع از بین ببرد.

در تهیۀ این سیاستها دو نکته اهمیت دارد. نخست شفافیت سیاستها و دوم عدم تقابل با علائم بازار. در لزوم شفافیت سیاستها همین مشاهده کافی است که به محض افزایش افت و خیز قیمت ارز بسیاری از فعالان اقتصادی محتاطانه شده و خرید و فروش را متوقف می کنند چرا که نمی دانند واکنش بانک مرکزی پذیرش افزایش قیمت خواهد بود یا کمک گرفتن از نیروهای امنیتی برای مقابله با آن. این کاهش فعالیت به مراتب مخرب تر از فعالیت با نرخ ارز بالا است.

عدم تقابل با اصول بازار نکتۀ مهم دیگر در تدوین سیاست ارزی است. افزایش قیمت ارز نتیجۀ افزایش تقاضا و انتظار کاهش عرضه است. مقابله با این افزایش قیمت بجز هزینه دستاورد دیگری برای اقتصاد ندارد. خواه این مقابله در قالب برخورد امنیتی باشد، خواه در قالب اصرار در پایین نگاه داشتن نرخ ارز از طریق عرضۀ فراوان ارز ارزان، و خواه پرداخت ارز ارزان (نرخ مرجع) به برخی از اقلام خاص. دو روش اول آزموده شده اند و شکستشان ثابت شده است. می ماند روش سوم که اخیراً مطرح شده است. پرداخت ارز ارزان به برخی اقلام یا مصارف اگر با هدف کاهش نرخ ارز آزاد باشد ماهیتی متفاوت از سیاست ثبات قیمت ارز ندارد و نتیجه اش کاهش ذخایر ارزی، اتلاف منابع، و افزایش فساد است. اگر این پرداخت با هدف تامین برخی اقلام «ضروری»  به قیمت پایین باشد، روشهای کم هزینه تری وجود دارند. فروش ارز به قیمت بازار و تخصیص یارانۀ شفاف در بودجۀ سالانه برای اقلام «ضروری» این کار را با شفافیت بیشتر و فساد کمتر انجام می دهد.

حداقل فایدۀ پرداخت یارانۀ این اقلام «ضروری» از طریق بودجه این است که به جای ارائۀ فهرست ثابت کالاهایی که ارز ارزان می گیرند، هر ساله نمایندگان مردم در مقابل سؤالاتی قرار می گیرند از این قبیل که کالایی مانند «شکر» چه ضرورتی برای اقتصاد و سلامت جامعه دارد که باید یارانۀ خاص به آن تعلق بگیرد.

اقتصاد ایران در دهه های گذشته از دخالتهای قیمتی صدمات زیادی خورده است. تا وقتی دلایل متقن و روشن اقتصادی برای تکرار این دخالتها یافت نشود، باید از آزمودن دوبارۀ آنها پرهیز کنیم.

23 Responses to نوسانات ارزی و نوسانات سیاست ارزی

  1. آرش فهیم می‌گه:

    وقتی راجع به فساد بالقوه صحبت می شه، معمولا با این حرف مسوولین مواجه می شیم که واردکنندگان ما آدم های شریفی هستند و این وسله ها بهشون نمی چشبه! متاسفانه بسیاری از واردکنندگان سالهاست که از رانت اتوماتیک ارز ارزان استفاده می کنن، بلکه الان هم تمام اعمال نفوذ خودشون رو در سیاست کالا های مشمول ارز ارزان می کنن. آخه سیگار برگ یا تخم انواع پرندگان چه جور اقلامی هستند که ارز ارزان بخوان. بیشتر شبیه اینه یه واردکننده که مثلا هم موز و هم سیگار برگوارد می کنه، بخواد ارز مورد نیازش رو از دولت به شکل قانونی و ارزان بگیره.

    • حسین می‌گه:

      آرش
      سیگار برگ و تخم پرندگان که سهله. ارز همون اقلام اولویت اول و دوم مثل گوشت قرمز و شکر خام و دارو و امثالهم هم تنها به جیب پسر خاله ها و پسر عموها می ره. الان هر کلاس اولی اقتصاد هم می دونه که چه طوری می شه به اونایی که نیاز به اقلامی مثل داروهای وارداتی دارن کمک کرد. این امر به ارز مربوط نیست و تنها چیزی که اون رو به ارز مربوط می کنه اینه که وارد کننده های این کالاها زورشون می چربه و سیاستمدارا هم می خوان نشون بدن که مثلاً به رفاه مردم خیلی اهمیت می دن.

      • آرش می‌گه:

        تازه آقایون نشستن تو اتاق بازرگانی می گن ارز دولتی هم برای واردات هم گرونه و هم کم. می دونم افراد زیادی که سرمایه ریالی داشتن در این میان ضرر کردن، اما من واقعا خوشحالم که هزینه واردات به شدت افزایش پیدا کرده. امیدوارم که همین باعث بشه که تولید ملی کمی تکون بخوره، البته اگر آقایون به جای جنگ و دعوا و متهم کردن هم دیگه، کمی بشینن فکر کنن و از نظرات کارشناسی هم استفاده کنن.
        تو یک کنفرانسی حدود ۴ سال پیش در ایران، دکتر عبده تبریزی می گفت که بهتره دلار رو آزاد کنن یا حداقل قیمت تثبیتی رو افزایش بدن. یکی پرسید آقای دکتر هزینه ها افزایش پیدا می کنه و با حقوق ها نمی خونه. دکتر هم جواب داد که مردم خودشون راهش رو پیدا می کنن. لازم نیست دولت کاری بکنه و یه مثال زد که دولت این همه پول می ریزه تو پروژه های عمرانی، به اندازه ای اشتغال ایجاد نمی کنه که مردم یکی یه موتور می خرن می افتن دور شهر مسافر کشی. کی فکر می کرد یه روزی شغل یکی بشه مسافر کشی با موتور.
        هر چی دخالت های (انگولک های) دولت در امور جاری کم تر بشه و به جاش به سیاست گذاری مشغول بشه، وضع مردم بهتر می شه. چه در ایران چه در آمریکا.

  2. ضیا می‌گه:

    سلام
    ببخشید اگر بحث را بطرف دیگر ببرم. با دنبال نمودن وضعیت اقتصادی ایران و خصوصن سیاست ارزی این کشور و مقایسه نمودن آن با اقتصاد افغانستان و سیاست ارزی فعلی در کشور ما، به این نتیجه میرسم که ما در شرایط مشابه با ایران قرار داریم. دولت ایران با کمک نفت مدتی زیاد توانست ارزش ریال را بصورت مصنوعی حفظ کند که ثمره اش را حالا میبیند. در افغانستان هم وضعیت چنین است. بانک مرکزی کشور ما با استفاده از ذخایر ارزی کشور که از آدرس کمک های بلاعوض بدست آمده وارد بازار شده و ارزش افغانی را حفظ میکند. قرار است از سال 2014 ببعد کمک های خارجی قطع گردد و اگر بانک مرکزی قادر نباشد که ارزش افغانی را بصورت مصنوعی حفظ کند؛ فکر نمیکنید که ما نیز در شرایط کنونی ایران قرار گیریم؟ سوال دوم این است که آقای احمدی نژاد در مصاحبه اخیرش گفت که دست های پنهان باعث شد که دولت نتواند مشکل ارزی را بصورت درست مدیریت کند و در نتیجه ملت درک کرد که اعمال تحریم های دشمن سنگین است. بنظرت این دست های پنهان کدام اند؟ تشکر

    • حسین می‌گه:

      سلام ضیا
      کاملاً درست گفتی. اگر دولتها بتوانند تا مدتی به واسطۀ ارزی که دارند نرخ دلار را پایین نگه دارند روزی که با مشکل کاهش دلار روبرو شوند به حال و روز ایران خواهند افتاد. این اتفاق البته مشکل ایران و افغانستان نیست. اکثر کشورهای در حال توسعه در دورانی سیاست ثبات نرخ ارز در شرایط تورمی (تحت نام حمایت از مصرف و واردات کالاهای سرمایه ای و واسطه ای) را تجربه کرده اند و شکست آن را چشیده اند. تاسف در اینجا است که ما داریم تجربه های شکست خوردۀ دیگران را تکرار می کنیم.
      اما در مورد دستهای پنهان. چطور این دستها را نمی شناسی؟ هر کس که ذره ای اقتصاد می داندآنها را می شناسد. این دستها همان سیاستهای نادرست خود تصمیم گیران است. دولتها در مورد نتایج سیاستهایشان خیالات و تصوراتی دارند که در بسیاری از مواقع با آنچه اقتصاد می گوید در تعارض است. در نتیجه وقتی واقعیت رو می کند مبهوت می شوند که چرا این گونه شد و آن گونه نشد. و این را اثر دستهای پنهان می نامند. همین نرخ ارز ایران را ببینید. فکر می کنند اگر بگویند ما ارز داریم یا تقاضا کاذب است یا می گیریم و می بندیم مردم دمشان را می گذارند روی کولشان و می روند خانه. این خبرها نیست. مردم اطلاعات دارند و با خرید ارز و طلا دارند خود را در مقابل سیاستهای مخرب دولت (مثل تورم) محافظت می کنند. در نتیجه سکه و ارز گران می شود. حالا شما اسمشان را بگذار دستهای پنهان.
      (در ضمن من عنوان نظر شما را کمی تصحیح کردم)

  3. هدیه می‌گه:

    سلام اقای عباسی
    امروز که قیمت دلار به ۳۴۷۰ تومان رسید. پیش بینی شما در مورد افزایش قیمت ارز چیست و اینکه ممکن است این افزایش نرخ ارز برنامه ی خود دولت باشد تا مردم را ترغیب به ریختن ریال در بازار کند؟ با توجه به کسری بودجه و …..شبیه این مورد را اخیرا در فصل مسافرتهاشاهد بوده ایم ولی در شرایط فعلی انگیزه ی این کار در صورت امکان چه می تواند باشد جز اینکه مردمی را که پولهایشان را در بانکها گذاشته اند (کاری که ترجیح خیلی از بازنشستگان در این روزهاست) بخواهند پولهایشان را از بانک بیرون بکشند و به ارز و طلا تبدیل کنند که در نهایت به ورشکستگی بانک ها و نهایتا دولت خواهد انجامید….؟

    • حسین می‌گه:

      سلام هدیه
      مردم هوشمند تر از این حرفها اند. پولهایشان را نگه می دارند برای روزهای خیلی بدتر از این.
      دولت نشان داده که مایل است دلار ارزان بماند. مشکلش این است که شرایط کنونی اقتصاد ایران دلار ارزان را بر نمی تابد. در نتیجه من گمان نکنم این افزایش برنامۀ دولت باشد.
      اما اگر اقتصاد بخواهد در همین حد تورمی باقی بماند و نرخ بهرۀ بانکها را هم پایین نگاه دارند اتفاقی که شما گفتی می افتد یعنی مردم پولهایشان را از بانکها می شکشند بیرون و هر چیزی که قیمت رو به افزایش باشد را می خرند.
      اما پیش بینی نرخ ارز در چنین شرایطی تقریباً محال است. بستگی کامل به حوادثی دارد که هیچ کدامشان را نمی توان از قبل حدس زد. ولی یک چیز معلوم است: اگر اوضاع تغییر اساسی نکند قیمتها افزایش خواهند داشت. چقدرش را نمی دانم.

  4. مرتضی می‌گه:

    سلام حسین
    دکتر جواد صالحی اصفهانی در سرمقاله دنیای اقتصاد گفته «به اعتقاد من فعلا ناخواسته در يك سيستم ارز دو‌نرخي گرفتار شده‌ایم و براي خروج از آن اصلا نبايد عجله كنيم». شما در سرمقاله ات گفته ای «مقابله با این افزایش قیمت (ارز) بجز هزینه دستاورد دیگری برای اقتصاد ندارد. خواه این مقابله در قالب برخورد امنیتی باشد، خواه در قالب اصرار در پایین نگاه داشتن نرخ ارز از طریق عرضۀ فراوان ارز ارزان، و خواه پرداخت ارز ارزان (نرخ مرجع) به برخی از اقلام خاص»
    از نوشته تو شاید برداشت شود که نظر متفاوتی با نظر دکتر جواد صالحی اصفهانی را مطرح کرده ای . شما صراحتاً پیشنهادی برای برون رفت از این گرفتاری یعنی مصیبت ارز چند نرخی داری؟

    در حاشیه به یک ضرب المثلی اشاره کنم. اون قدیما می گفتند «یه دیوونه سنگی ته چاه میندازه صد تا عاقل نمیتونند دربیارند». البته از ذکر این ضرب المثل غرض اشاره به نقش دیوونه نیست. انگشت اشاره ام به شما به عنوان یکی از عقلا است. :)

    • مرتضی می‌گه:

      حسین
      احتمالا جواب من را اینگونه خواهی داد که صراحتاً پیشنهادت را گفته ای :
      فروش ارز به قیمت بازار و تخصیص یارانۀ شفاف در بودجۀ سالانه برای اقلام «ضروری»
      و با این حساب با پیشنهاد دکتر صالحی موافق نیستی.

      • حسین می‌گه:

        درست حدس زدی مرتضی
        من هنوزدلایل اقتصادی روشنی در دفاع از نرخ دوگانۀ ارز ندیده ام. تخصیص یارانۀ ریالی از طریق بودجه را کارآمدتر از دخالت در قیمت بازار ارز می دانم.
        در حاشیه بگویم که من از جزئیات اتفاقاتی که در بازار ارز می افتد خبر ندارم. امکانی وجود دارد که بتوان نوعی تنظیم بازار را توجیه کرد. برای همین است که در نوشته ام به «دلایل روشن و متقن اقتصادی» به عنوان تنها توجیه کنندۀ دخالت در بازار ارز اشاره کرده ام. و البته این دلایل چیزی از قبیل «سقوط ازاد ریال» و «نصف شدن ثروت ایرانیان» و امثالهم نیست.
        در انتها فکر می کنم افرادی در ایران هستند که به مراتب بیش از من از اوضاع اقتصادی ایران مطلعند. سیاستمداران بروند از آنان راه حل بخواهند. گروهی که من می شناسم مثل تیم دکتر نیلی یک بار ارز را در سال 1381 یکسان کردند و آب از آب تکان نخورد.

        • آرش می‌گه:

          متاسفانه کسانی رو که در زمان اصلاحات به دولت کمک می کردند به طور کلی کنار گذاشتن دیگه چه برسه به کسی که با اصلاح طلبان هم فکر بوده.

  5. silver account می‌گه:

    در اواخر بهار امسال، بانک مرکزی در پی افزایش شدید نرخ ارز ابتدا سعی کرد تا با تزریق حجم زیادی ارز، قیمت ها را کنترل کند اما بعد از ناکامی در کنترل قیمت ارز به این روش، یکباره قیمت انواع ارز را در بازار افزایش داد.

    • حسین می‌گه:

      در طول سالیان آنقدر قیمت ارز را ثابت نگه داشته بودند که نمی شد تقاضاهای انبوه در آن قیمتها را برآورده کرد. این واقعه قابل پیش بینی بود.

  6. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۱۰8)

  7. simsilver.com می‌گه:

    حسین عزیز
    شما بیشتر بانک مرکزی را مخاطب قرار داده اید درحالیکه می دانیم این بانک استقلال عمل ندارد و بیشتر مرکز همه چیزشده است و کمتر بانکداری ! یک مثال اش نیروهای فشار که دوستان «دست های …» معرفی کردند که باید دقیق تر «دست کش های سیاه و قرمز…» نامید. ما باید دولت و سپس سیاست های فرا دولتی را بررسی کنیم که آن هم بی فایده است ! چرا ؟
    بررسی زمانی امکان پذیر است که بتوان از حد اقل علم اقتصاد و, همان طور که گفته شد, از تجارب کشورهای دیگر که تبدیل به روش شده اند استفاده کرد. در ایران اما آزمون-و-خطا روز به روز به نفع این یا آن و یا با نیت خوب امروز-تا-فردا-خدا-بزرگ است حاکم است. و البته هزینه اش بالا لا لا لا …است تا صندوق خالی لی لی لی …شود و, همانطور که «آرش» گفته است, اقتصاد راه خود را در «پایان کار» پیدا و مردم نیز با موتور های بو گندو راه خود!

    • حسین می‌گه:

      بانک مرکزی را مخاطب قرار دادیم چون «دست ها» و «دستکشها» را، اگر وجود هم داشته باشند، نمی شناسیم. در ضمن اگر همه چیز زیر سر آنها باشد حتماً خیلی خطرناکند و نمی شود با آنها شوخی کرد. با بهمنی می توان عکس یادگاری انداخت. اقتصاددان است و زورش به چیزی نمی رسد، در نتیجه امن است!
      در کلیت قضیه، آنچه فرمودید درست است.

  8. gold price می‌گه:

    به نظر می رسد که اقدام بانک مرکزی در افزایش رسمی قیمت ارز تاثیری منفی بر بازار داشته است.

    • حسین می‌گه:

      در حال حاضر چندان نمی توان به درستی از بازار ارز صحبت کرد. من حتی نمی توانم از تاثیر مثبت یا منفی بر بازار ارز مطمئن باشم. تنها چیزی که مطمئنم این است که شرایط حاضر اقتصاد را با مشکل مواجه می کند و ضررش از ارز با قیمت یکسان سه یا چهار هزار تومانی بیشتر است.
      الان بازار غیر رسمی امنیتی شده و خرید و فروش در آن شدیداً ریسکی است. وعدۀ فروش ارز به دو درصد زیر قیمت بازار هم رعایت نمی شود. ارز عرضه شده در مرکز مبادلات ارز هم بیش از آنکه به مصرف کالاهای اعلام شده برسد به صورت رانت به افراد خاص داده می شود. حتماً شنیده اید که حتی افراد شرکتهای صوری تاسیس می کنند و مبادلات صوری ترتیب می دهند تا ارز مبادلاتی بگیرند. خلاصه بلبشویی شده در بازار.
      این شرایط سبب شده که قیمت بازار چندان معتبر نباشد. در بلند مدت اگر دولت نتواند این مشکلات را رفع کند و بخواهد بر قیمت مبادلاتی اصرار کند همان مشکلات همیشگی بازار دوگانه بروز خواهد کرد.

  9. banking offshore می‌گه:

    عکس: علی شایگانگروه بازار پول- رضا راعی در تحلیلی از دلایل شکاف ارزی ایجاد شده در بازار به ارائه راهکارهای خود در خصوص مواجهه با آن پرداخته است. او در خصوص قیمت واقعی ارز نیز به اظهار نظر پرداخته است. راعی در دوران طهماسب مظاهری به عنوان معاون ارزی در بانک مرکزی مشغول و پس از روی کار آمدن بهمنی از این سمت کنار رفت. او می‌گوید: وقتی محدودیت را در بازار ارز زیاد می‌کنیم، شکاف قیمتی بیشتر می‌شود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: