هدفمند کردن برنامۀ هدفمندی یارانه ها

این نوشته به عنوان سرمقاله در روزنامۀ دنیای اقتصاد شنبه 29 مهر منتشر شد.

شرایط اقتصادی کشور بخصوص تورم بالا و افزایش نرخ ارز باعث شده که تصمیم گیران اقتصادی در جهت متوقف کردن فاز دوم برنامۀ هدفمندی یارانه ها گام بردارند. همین شرایط به همراه واقعیتهای اقتصاد ایران لزوم باز بینی در کلیت این برنامه را هم گوشزد می کند. برنامۀ هدفمندی یارانه ها باید به سمت برنامۀ هدفمند کردن کمکهای دولتی در قالب نظام حمایت اقتصادی از اقشار کم درآمد تغییر جهت دهد.

برنامۀ هدفمندی یارانه ها، مستقل از انتقاداتی که همواره از نحوۀ اجرای آن مطرح شده است، سیاستی ضروری بود. برای سالها قیمت کالاهایی که دولت ارائه می کرد ثابت بود یا افزایشی بسیار کمتر از نرخ تورم داشت. در نتیجه، تقاضای این کالاها، و به تبع آن، یارانه ای که دولت برای آنها پرداخت می کرد به سرعت افزایش یافت.

برنامۀ هدفمندی یارانه ها با افزایش قیمت کالاهای دولتی کنترل تقاضا، کنترل یارانه های پرداختی و تصحیح رفتار مصرفی را دنبال می کرد. برای جلوگیری از کاهش شدید قدرت خرید مردم و نیز ممانعت از بروز مخالفت عمومی با برنامه، دولت پرداخت نقدی یارانه ها را در دستور کار قرار داد. مبلغ کنونی پرداختها هر ساله بودجه ای برابر 40 هزار میلیارد تومان طلب می کند که در حدود 40 درصد بودجۀ 1389 و حدود یک چهارم بودجۀ 1390 است. این ارقام و نسبتها به روشنی بیانگر چالشهای ادامۀ برنامه است.

نخست: اگر دولت مبلغ پرداختی را ثابت نگه دارد، با شرایط تورمی حاضر، چندی طول نخواهد کشید که قدرت خرید یارانۀ نقدی تقریباً از میان خواهد رفت. بعلاوه اگر دولت قیمتهای کالاهای دولتی را ثابت نگاه دارد، در مدت کوتاهی اقتصاد به شرایط پیش از آغاز برنامه باز خواهد گشت؛ و این یعنی بی نتیجه بودن کل تلاشهای دولت برای حل مشکل یارانه ها.

دوم: اگر دولت بخواهد قدرت خرید یارانۀ پرداختی را حفظ کند، ناچار است هر ساله مبلغ پرداختی را برابر با نرخ تورم افزایش دهد. چنین افزایشی به معنای پرداخت بخش بزرگی از بودجۀ سالانه است که در بلند مدت غیر ممکن است. مشکل بزرگتر این گزینه وابسته کردن مردم به دریافت پول از دولت است. این وابستگی در صورت امتداد انگیزۀ فعالیت اقتصادی را کاهش می دهد. بعلاوه بعد از مدتی قطع چنین پرداختهایی با مخالفتهای شدید روبرو می شود. تجربۀ یونان که پرداختهای سخاوتمندانۀ دولتی در سطحی بسیار کمتر ازگزینۀ مطرح شده در اینجا را برای سالها در دستور کار داشت، می تواند ما را از نتایج وخیم چنین گزینه ای آگاه کند.

سوم: قطع یارانۀ پرداختی بسیاری از خانواده ها را با مشکل مواجه خواهد کرد. شاید خانواده های با درآمد متوسط بتوانند با جابجایی برخی هزینه ها شرایط سخت کنونی را پشت سر بگذارند، اما خانواده های کم درآمد، تقریباً سه دهک کم درآمد جامعه، با مشکلات معیشتی شدید مواجه خواهند شد.

برآیند این گزینه ها تنها به یک راه حل می رسد: حرکت از برنامۀ کنونی هدفمندی یارانه ها به سمت هدفمندی پرداختهای حمایتی دولت.

سازمانهای دولتی و غیر دولتی مختلف اطلاعات ذی قیمتی از خانوارهای نیازمند حمایت در اختیار دارند. با تجمیع این اطلاعات و نیز گسترش خدمات حمایتی به سایر خانواده هایی که به هر دلیلی درآمد ناکافی دارند، می توان به سمت ایجاد تور حمایت اقتصادی، مشابه نظامهای حمایتی که در همۀ کشورهای پیشرفته وجود دارد، حرکت کرد. خانوارهای کم درآمد می توانند با پیوستن به این تور حمایتی خود را در مقابل شرایط بد اقتصادی محافظت کنند. به این صورت دولت فقط حداقلهای لازم را برای ضعیف ترین اقشار تامین می کند، نه درآمد مستمر برای همۀ اقشار را.

بعلاوه اطمینان از برخورداری ضعیفترین اقشار از حداقلهای لازم دست تصمیم گیران را در انجام اصلاحات اقتصادی کمی بازتر می کند.عدم وجود چنین نظام حمایتی همواره یکی از بزرگترین مشکلات تصمیم گیران در انجام تغییرات اساسی در اقتصاد بوده است. تشکیل تور حمایتی مؤثر می تواند این ضعف بزرگ اقتصاد ایران را برای همیشه حل کند.

اصلاحات اقتصادی هیچگاه بدون هزینه نیستند. اگر بتوانیم این اصلاحات را در زمان مناسب انجام دهیم شاید بتوانیم هزینه های اصلاحات را تحمل کنیم. اگر تعلل کنیم، ممکن است هزینه های اصلاحات به طرز غیر قابل تحملی افزایش یابد. برنامۀ هدفمندی یارانه ها اصلاحی لازم بود، ولی این برنامه اکنون نیازمند اصلاح است. حرکت به سمت هدفمند کردن هدفمندی یارانه ها اصلاحی ضروری است.

Advertisements

6 Responses to هدفمند کردن برنامۀ هدفمندی یارانه ها

  1. simsilver.com says:

    در انتها, راه صد در صد درست است و چاره همین است که گفتی ولی چاه و چاله قبل از آغاز راه پایانی زیاد.

    به علت:

    • اقتصاد زیر زمینی در ایران
    • ضعف دستگاه آماری, و ازهمه مهم تر
    • عدم اطمینان ملت به دولت

    شناخت دهک ها یعنی محدود و تفکیک کردن دقیق آنها کاری بس دشوار است.

    کسی می داند چند در صد اقتصاد ایران زیر زمینی است ؟ چند نفر کارمند یکی دو ساعت زود تر از کار جیم می شوند و کار دوم و سپس سوم را با مسافر کشی و کارهای ساختمانی و …شروع می کنند که, می شه به درستی حدس زد, بیش از 50 در صد در آمد کل آنها را تشکیل می دهند ؟ کی آن زمان خواهد رسید که حد اقل نیمی از این افراد دل سورانده نیمی از این در آمد ها را اعلام کنند ؟ کشور و دولت را یکی بدانند ؟ تا دولت اختلاف طبقاتی را کاهش ندهد و طبقه متوسط پایدار – نه اینکه با یک افزایش قیمت دلار نابود شود ! – شکل نگیرد ملت چاره ای جز مخفی کاری ندارد.

    کجا و چه زمانی این در آمد را باید اعلام کرد ؟ در ایران مالیات بر در آمد کل از حقوق کارمندی گرفته تا یک ماه کار فصلی … که باید سالی یک بار به شکل منسجم انجام گیرد هنوز وجود ندارد. البته هر بخشی و آنهم به تازگی سعی می کند سر هر بزنگاه یقه مودی را که می خواهد حرکت بعدی را بکند بگیرد و مالیات ها گذشته را یکهو از او بستاند. ما در ابتدای اصلاح مالیاتی هستیم که خوب است ولی بدون اعتماد سازی ملت به دولت فرار و گریز کار را طولانی و همان طور که گفتی هزینه آن را بالا نگاه می دارد. تا اول دولت به مردم حساب میلیارد ها دلار نفتی را پس ندهد ملت چاره ای جز مخفی کردن چند میلیون اش را که با فروش زندگی اش (وقت فراغت) کسب کرده است ندارد.

    پدولت این ها را دانسته و راه حل «دیم» – پرداخت یکسان یارانه به همه – را به جای «علم» انتخاب کرده است. آنها می دانند که اقتصاد جزئی از علوم انسانی و خصوصن سیاست, اجتماع, تاریخ و فرهنگ است و برای پیشبرد یک کشور احتیاج به حرکت کم-و- بیش همزمان این رشته های بهم تنیده است. و این دشوار است چون نیروی شگرف ملی پشتوانه آن آماده همکاری نمی باشد.

    بر خلاف کشور های جا افتاده در کشور های عقب نگه داشته شده اقتصاد به تنهایی کار برد ندارد و دیده ایم خیلی از اوقات جواب ضد انتظار می دهد: یارانه که قرار بود مشگل گشای باشد, چه خوب اشاره کرده ای, بزودی بزرگ ترین مشگل کشور خواهد شد !

    • حسین says:

      البته مشکلات زیاد است. ولی نپنداریم که کشورهای ثروتمند در طراحی و اجرای نظامهای حمایتی مشکل ندارند.
      انگیزه ها برای پنهان کردن درآمدها همه جا هست. نمی توان منتظر ماند تا اول ثروتمند شویم و مردم مخفی کاری را کنار بگذارند و بعد نظام حمایت اقتصادی را راه بیاندازیم. بعلاوه کسی که کار دوم و سوم می کند برای کسب درآمد اضافه، اگر درآمدش را مخفی هم کرد، مشکل بزرگی برای سیستم ایجاد نمی کند. هدف این نظام حمایتی هم حل همۀ مشکلات نیست. پیشگیری از درافتادن بخش قابل قبولی از ضعیفترین گروههای جامعه به استیصال است.
      اطلاعات کامل وجود ندارد ولی اطلاعات لازم برای طراحی اولیۀ نظام حمایتی وجود دارد. با تقریبی که برای چنین نظامی لازم است می توانیم تشخیص دهیم که چه گروههایی باید تحت پوشش قرار گیرند.
      بعلاوه بازبینی مستمر کارآمدی نظامهای حمایتی جزء جداناپذیر چنین نظامهایی هستند. با این بازبینی می توان نظام حمایتی را اصلاح کرد یا حداقل به اندازۀ کافی مفید کرد.

      • simsilver.com says:

        با سپاس نکاتی را که گفتی برای هر دو گروه کشور درست است. می ما ند «اندازه» و » کار آمدی»
        اندازه:
        در کشورهای ثروتمند مقاومت در مقابل دولت این چنین نیست. حد اکثر 20 در صد از مردم تقلب و هنگام گرفتاری تلاش بیهوده نمی کنند. در این جا اما حد اقل 80 در صد مخفی کاری و تا پای زندان مقاومت می کنند!
        کار آمدی:
        نتیجه اش کندی کار است. مثال: تا آن زمان که سه دهک گروه های به استیصال رسیده و میزان یارانه آنها مشخس شود امواج دیگری داده ها را دگرگون کرده است و کار از اول و هزینه دیگر …یک پروژه هنگامی سود دهی دارد که در حول-و-حوش زمان مشخص شده بکار آید. در این جا هم احتیاج به همکاری مردم با دولت است.

        نفس کار ایرادی ندارد. با پرداخت هزینه های گزاف از در آمد های نفتی و روش آزمون-و-خطا می شود سنگی را از کوه سرازیر کرد. برنا مه های اقتصادی اما به تنهایی در کشور های عقب نگه داشته شده کار برد ندارند. باید پنج قوه بکار افتد تا این کوه را تکان داد. به امید آن روز.

        • مرتضی says:

          سلام
          کنجکاو شدم بدانم این آمار بیست و هشتاد درصد حدس و گمان است یا شواهد و منابعی هم وجود دارد؟

          • simsilver.com says:

            با درود !
            برای کشور های اروپایی می توان ارقام دقیق آن را پیدا کرد. با ید حول و حوش 5 در صد باشد من 20 در صد گفتم تا چنین پرسشی پیدا نشود و از من نخواهند که منابع نشان دهم ! چون موضوع اصلی این نیست. ولی اگر بخواهید برایتون پیدا می کنم برای این کار ساعتی 100 دلار می گیرم. 200 دلار بود ولی چون دلار گران شده شما همان 100 تا را بده !

            در مورد آمار ایران اگر شما آمار 99 در صدی هم بمن نشان دهی قبول نمی کنم ! 20 در صد آنرا کم می کنم و به همان 79 در صد می رسم. برای مثال دیروز بانک مرکزی تورم را 24 در صد اعلام کرد و ما موج اول افزایش دلار ( 10 ماه پیش) و افزایش بها حامل های انرژی را از سر گذرانده ایم. گفتم ماشین حساب را فوری بیارید. زدم 24 و بعد + و بعد 20 همیشگی ضریب تقریب آمار ایران و دیدم شد 44 ! یک کم, کم گفته ! با لات محل مشاوره کردم گفت: » 44 چیه آقا ! شما که ماشالا سوات داری» . ترسیدم بگم ایران بانک مرکزی و مرکز آمار داره, یک گنده بارم می کرد! مادر زنم می گه با اینا دهن به دهن نشو.

            خودتان آمار آیران را سر انگشتی بگیرید:

            — بازار قدرت اول اقتصاد کشور چیزی بنام مالیات نمی شناسد. ارزش افزوده را یک دانش آموز برای خرید خودکارش می دهد ولی میلیارد ها دلار سکه (a) در بازار اینور-و-آنور شد و آب از آب تکان نخورد. تازه نمی دانم به چی اعتراض کردند !؟
            — از دوستان کارخانه دار بپرسید چقدر پارسال مالیات دادید. اگر دولتی ها می دهند معنی دار نیست چون از جیب به جیب است.
            — دوستان تحصیل کرده و پیشرو سابق که همه از مدیران محترم شرکت های کوچک و متوسط کشور هستند جگرشون کباب میشه وقتی می گی امسال پنج میلیون مالیات دادم. میگه » دیوانه بمن می گفتی با دو تا سکه حل می کردم!». تو ضیح: سکه ارزش قدیم.
            — می ماند بیچاره کارمندان و کارگران که مالیات آنها مستقیم از حقوق شان کم می شود. آنها هم با زدن از وقت کاری و …و کار دو وسه جبران می کنند.

            بنابراین همین 99 در صد شما درست است ولی چون من دارای پرنسیب های اخلاقی هستم با 20 در صد تخفیف با شما 79 را می بندم.

            یک کار دیگه هم میشه کرد. من آمار اروپا را می آرم چون آسان است و شما آمار ایران را که وچود ندارد ! بجاش تحلیل و گزارش بیارید.

            با سپاس از حوصله شما
            چیت ساز

            (a) حتمن باید بگم این ارقام را از کجا آورده ام !؟ الگو اقتصاد سنجی در اختیار ندارم ولی با روش اجدادی دیم و سرانگشت بریم جلو: اگر یک میلیون خانوار هر کدام چهار تا دونه سکه به قیمت متوسط 500 دلار خریده باشند میکنه 2 میلیارد دلار. دو تاش در آمد! کم گفتم !؟ و اگر 10 بار این جابجایی انجام گرفته باشه میشه 20 میلیارد. و ارزش افزوده 5 در صدی آن 1 میلیارد دلار.
            با این رقم میشه بیش از یک میلیون و پانصد خانوار چهار نفره را به مدت یک سال یارانه داد !

            در چنین کشوری راه حل های اقتصادی جوابگو مشکلات نیستند. باید اول جامعه شناسی و …باد بگیریم و تدریس کنیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: