آیا آینده در دستان کشورهای بریکس خواهد بود؟

رهبران پنج کشور برزیل، روسیه، هند، چین، و آفریقای جنوبی (کشورهای بریکس) اخیراً برای بار پنجم گرد هم آمدند تا در مورد آیندۀ اقتصاد جهانی گفت و گو کنند. این پنج کشور تفاوتهایی زیادی از نظر میزان پیشرفت اقتصادی دارند. روسیه با درآمد سرانۀ حدود 17000 دلار (بر مبنای برابری قدرت خرید) هر چند فاصلۀ قابل توجهی با کشورهای اروپای غربی و آمریکا دارد، ولی بالاتر از بسیاری از کشورهای دیگر قرار می گیرد. برزیل و آفریقای جنوبی با درآمد سرانۀ حدود 11000 در حد متوسط جهانی قرار می گیرند. چین با درآمد سرانۀ 8000 و هند با درآمد سرانۀ 4000 دلار در میان کشورهای کم درآمد هستند.

آنچه این پنج کشور را به سوی هم کشیده است، حجم بزرگ این کشورها از نظر جمعیت و وسعت و در نتیجه از نظر حجم اقتصاد، رشد کمابیش سریع اقتصادی در دهه های گذشته، و مهمتر از همه اشتیاق وافرشان به اعمال نقشهای فرا منطقه ای است. (البته آفریقای جنوبی کمتر از سایرین چنین ویژگیهایی را دارا است). این پنج کشور جمعیتی در حدود سه میلیارد نفر دارند و ارزش تولیداتشان در حد 15000 میلیارد دلار است که با تولید آمریکا برابری می کند و کمی کمتر از تولید اتحادیۀ اروپا است. چین دومین اقتصاد جهان است و به سرعت دارد به سمت حضوردر تقریباً همه جای دنیا پیش می رود. برزیل بزرگترین و تاثیر گذارترین کشور آمریکای جنوبی و ششمین اقتصاد بزرگ جهان است و اخیراً به سوی بازی کردن نقشهای پر رنگ تر در جهان حرکت کرده است. روسیه اقتصاد نهم دنیا است و به عنوان ابر قدرت سابق اشتهای بی نظیری برای بازی در نقش ابر قدرت جهانی دارد. هند در حد اقتصاد روسیه است ولی موقعیت جغرافیایی اش و جمعیت میلیاردی اش پتانسیلی مثل پتانسیل چین را در اختیارش قرار می دهد. تحلیل گران مجلۀ اکونومیست به هند توصیه می کنند که با اعمال تغییراتی در ساختارهای سیاسی اش باید به سمت بازی کردن نقش یک ابر قدرت بین المللی حرکت کند. آفریقای جنوبی هم اگر چه ضعیفترین عضواین حلقه است، ولی با در اختیار داشتن مقام اول اقتصادی در آفریقا می تواند حلقۀ موجود را کامل کند. اگر این پنج کشور بتوانند بر مشکلات داخلی و بین المللی شان فائق آیند و به هم نزدیک شوند، می توانند نقش بزرگی در آیندۀ جهان بازی کنند. همین امکان است که به آنها این جرات را داده است که سیطرۀ آمریکا و اروپا بر نهادهای بین المللی مثل صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را به چالش بکشند.

سؤال این است که تا چه حد باید ظهور این نیروی جدید را جدی گرفت؟

جواب این است که هر کدام از این کشورها به تنهایی جای تامل دارند، چه برسد به زمانی که با هم همراه شوند. قطعاً این کشورها در کنار هم نیروی بزرگی خواهند بود و مناسبات جهانی را متاثر خواهند کرد. نشانه های چنین تاثیری را در بسیاری از حوادث جهانی می توان دید.

ولی نیروی بزرگ بودن و حتی متاثر کردن برخی از مناسبات جهانی فرق دارد با بازی کردن نقشی که در حال حاضر آمریکا و اروپای غربی بازی می کنند. مهمترین قدرتی که آمریکا و اروپا دارند کنترلشان بر نهادهای بین المللی نیست، بلکه توانایی استفاده از منابع داخلی و بین المللی است. مهمتر از همه در میان این منابع نیروی انسانی است. آیندۀ یک کشور به این بستگی دارد که مردمش چگونه فعالیت اقتصادی می کنند.

فعالیت اقتصادی یعنی یک آدم منابعی را به کار می گیرد و کالا یا خدمتی را ارائه می دهد که افرادی حاضرند بابتش پول بپردازند. برای اینکه این مجموع این فعالیتها به افزایش مداوم ثروت بیانجامد باید انگیزه های کافی وجود داشته باشد که منابع در بهترین و کارآمدترین روش موجود استفاده شوند و کالاهایی که بیشترین ارزش از سوی سایرین را دارند تولید شوند. هر عاملی که این انگیزه ها را تضعیف یا منحرف کند، هر عاملی که مانع استفاده از منابع شود یا هزینۀ استفاده از منابع را افزایش دهد، و هر عاملی که تولید را از تولید کالای دارای تقاضا به سمت تولید کالای با تقاضای غیر اقتصادی (مثلاً ایجاد شده به دلیل مبادلات سیاسی) منحرف کند، پیشرفت اقتصادی را با مشکل مواجه می کند. شناسایی چنین عواملی گاهی می تواند خیلی مشکل باشد و رفع این موانع قطعاً بسیار مشکلتر است.

کشورهای آمریکای شمالی و اروپای غربی در این مسیر از سایرین پیش افتاده اند. آمریکا با فاصلۀ زیاد بهترین فضا را برای فعالیتهای اقتصادی فراهم کرده است و در فراهم کردن این فضا سابقه ای طولانی تر از هر کشور دیگر دارد. اروپای غربی به دلیل دخالتهای بیشتر در مالیات و خدمات اجتماعی نتوانسته است پا به پای آمریکا پیش برود، هر چند در سالهای اخیر این کشورها با تغییراتی که در سیستمهای خود داده اند توانسته اند انگیزۀ فعالتهای مولد را افزایش دهند.

کشورهای بریکس راه درازی برای کسب نمرۀ قبولی در زمینۀ فراهم آوردن زمینۀ فعالت مولد اقتصادی در پیش دارند. این کشورها بخصوص چین تغییرات بزرگی را در سالهای گذشته اعمال کرده اند، ولی هنوز عوامل غیر اقتصادی در آنها مشکلات زیادی برای فعالیت ایجاد می کند.

مثالها از مشکلاتی که در کشورهای بریکس وجود دارند کم نیست. ماجرای ثروتمندهای روسیه که به ناگهان ناپدید می شوند یا جسدشان در آپارتمانشان پیدا می شود را شاید دولتشان با انواع ترفندها توجیه کند، ولی اصل قضیه از دید فعالان اقتصادی پنهان نمی ماند. هنوز که هنوز است در چین اگر یک چینی وارد دعوای اقتصادی با یک عضو رسمی حزب کمونیست شود، باید از خیر همه چیز بگذرد (هر چند دولت امکانات حل عادلانۀ دعاوی قضایی برای خارجیان را تا حدودی فراهم کرده است). هند و برزیل راه زیادی دارند تا اینکه سرمایه گذاران و آدمهای توانا آنها را به عنوان محلهای مناسب فعالیت اقتصادی به رسمیت بشناسند. آفریقای جنوبی که جای خود دارد.

از همه مهمتر این است که جریان مهاجرت افراد تحصیل کرده و کارآفرین سالها است که از سمت این کشورها به سوی آمریکا است و تغییر جهت موثر در آیندۀ نزدیک پیش بینی نمی شود. این یعنی آدمهایی که می توانند مولد باشند با انتخابشان دارند سیگنال می دهند که وضع این کشورها نیاز به بهبود زیادی دارد.

کشورهای بریکس توانسته اند بر بسیاری از مشکلات که سایر کشورها از جمله کشورهای خاورمیانه یا آنها مواجهند غلبه کنند و همین امر سبب شده است که زیر ذره بین اقتصاددانان قرار گیرند. ولی بهتر است تا وقتی که تغییرات بنیادی وسیع و پایدار در جهت استفاده از منابع انسانی در عمل دیده نشود، چندان از موفقیتهایشان ذوق زده نشویم و آینده را دربست در دستان آنها نبینیم.

 

9 Responses to آیا آینده در دستان کشورهای بریکس خواهد بود؟

  1. ضیا می‌گه:

    سلام استاد حسین!
    عالی بود. این هم سهم کشور های یاد شده در رشد جی دی پی جهانی:

    http://www.economist.com/news/economic-and-financial-indicators/21574491-world-gdp?fsrc=scn/fb/wl/pe/worldgdp

    در ضمن نتیجه گیری نوشته ات را با این پیش بینی سازمان همکاری اقتصادی و توسعه چطور مقایسه میکنید؟

    http://www.oecd.org/newsroom/balanceofeconomicpowerwillshiftdramaticallyoverthenext50yearssaysoecd.htm

    • حسین می‌گه:

      سلام ضیا
      ممنون از اطلاعات
      نمودار اکونومیست را چندان نمی پسندم چرا که از شاخص برابری قدرت خرید استفاده کرده است. این شاخص برای مقایسۀ رفاه خوب است ولی برای مقایسۀ قدرت تولیدی که در بازارهای جهانی ارزش گذاری شود مناسب نیست. شاخص تولیدی که من نگاه کردم تولید به دلار است. در نتیجه تولید کشورهای بریکس در آمار من کمتر از اکونومیست است.
      اما آنچه من گفتم با پیش بینی او-ای-سی-دی تناقض ندارد. این کشورها به رشد خود ادامه می دهند و سهمشان از تولید جهانی بیشتر می شود ولی نمی توانند تغییری که در دو سه دهۀ گذشته شاهد بودند را با همان سرعت ادامه دهند (سهم چین را نگاه کن که در فاصلۀ سی سالۀ 2030 تا 2060 ثابت می ماند). بجز موانع معمول اقتصادی مثل گرانتر شدن نیروی کار در این کشورها، موانع دیگر هم مانع از این کار می شود. این موانع چیزی است که موضوع اصلی نوشتۀ من است. همان دلایلی که کارآفرینان و جویندگان تحصیلات را به آمریکا می کشاند.

  2. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۱۳3)

  3. بازتاب: لینک‌های هفته (۱۳۳) | نسخه آنلاین خبرخوان مدیریتی‌ها

  4. ضیا می‌گه:

    سلام مجدد استاد محترم!
    درین نوشته در واقع ظرفیت تولیدی موجود و بالقوه کشورهای عضو بریکس و کشورهای توسعه یافته صنعتی مقایسه شده و شما هم پیش بینی از آینده داشته اید. لطف نموده تاثیرات کشورهای بریکس را بر اقتصاد جهانی کمی بیشتر تحلیل کنید. اخیرن کشورهای عضو بریکس در صدد ایجاد بانک بریکس برآمدند تا وابستگی کشورهای عضو را به بانک جهانی و صندوق بین المللی پول کاهش دهند. بوجود آمدن چنین بانک چه تاثیرات بالای نظام مالی جهانی خواهد داشت؟

    • حسین می‌گه:

      سلام ضیا
      کشورهای بریکس برای همکاری نزدیک باید بر مشکلات زیادی غلبه کنند.
      رابطۀ آمریکا و اروپای غربی را در نظر بگیر. این رابطه بسیار نزدیک است و دو طرف درک خوبی از مشترکات و تفاوتهایشان دارند. چنین رابطه ای در میان کشورهای بریکس وجود ندارد و تا وقتی که شکل نگیرد نمی توانند نقش آمریکا را بازی کنند. تشکیل بانک بریکس می تواند نقطۀ شروع مهمی باشد. هر چنی جایگزین شدن بانک جهانی و صندوق بین المللی پول با آن چیزی نیست که انتظارش را در کوتاه مدت و میان مدت داشته باشیم. ممکن است خیلی ها به بانک جهانی و صندوق انتقادات درستی داشته باشند ولی اعتبار این نهادها آنقدر هست که به این زودیها از بین نرود.
      همچنین نظام مالی جهانی به این دو نهاد وابسته نیست. بازارهای مالی بسیار گسترده تر از این عملکرد این دو است.

  5. a@s می‌گه:

    سلام
    موضوع خیلی جالبی بود ولی فکر کنم این عامل به تنهایی کافی نیست و عامل
    دیگری که میتوان نامبرد شفافیت فعالیتهای اقتصادی در این کشورهاست که از
    امکان انحصار فعالیت اقتصادی خاصی برای فرد یا گروه خاصی جلوگیری میکند .

    On 4/9/13, «آی-آر-پی-دی آنلاین (IRPD ONLINE)»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: