اقتصاد تولید گندم

گندم مهمترین محصول کشاورزی در ایران است، هم به این دلیل که نان مهمترین قلم غذایی خانواده های ایرانی است و هم به این دلیل که زندگی اکثر کشاورزان ایرانی با کاشت آن عجین شده است. بعلاوه بعد از انقلاب تولید گندم با ورود مقولۀ «خود کفایی» با سیاست آمیخته شد. با وجود همۀ اینها ایران هنوز از بزرگترین وارد کننده های گندم در جهان است.

سال گذشته ایران در حدود 2.5 میلیارد دلار صرف واردات گندم (چیزی در حدود 6.6 میلیون تن) کرد. این در حالی است که در اوایل دهۀ هشتاد ایران تقریباً از واردات گندم بی نیاز شده بود. این امر به معنای کاهش تولید است ولی بیش از آن به این معنا است که دولت در خرید گندم از کشاورزان ناتوان است. مهمترین مشکل در این میان به نظر من قیمت خرید گندم است.

نمودار زیر شاخص قیمت خرید گندم از کشاورزان و شاخص سطح عمومی قیمتها را نشان می دهد. برای مقایسه هر دو را برای سال 1372 به 100 تبدیل کرده ام.

wheat

تفاوت این دو شاخص بعد از سال 1386 کاملاً واضح است. در حالی که قیمتهای عمومی در این سالها به سرعت در حال افزایش بوده اند، قیمت خرید گندم به افزایش خطی ادامه داده است. دانش اقتصادی زیادی لازم نیست تا تبعات چنین تفاوتی معلوم شود. کشاورزان تولید گندم و بخصوص فروش آن به دولت به قیمت مصوب را به صرفه نمی بینند. در نتیجه یا تولید خود را کاهش می دهند و یا محصول خود را در بازارهای دیگر به فروش می رسانند. اخباری که برخی مسئولین داده اند (صحت و سقمش با خودشان) نشان می دهد که برخی کشورهای عربی مشتری گندم ایرانی با قیمت بالا هستند (برخی همان گندم را مجدداً وارد می کنند و به دولت می فروشند). همچنین گفته می شود بخشی از کشاورزان ترجیح می دهند محصولشان را به دامپروران بفروشند که حاضرند قیمتی بیش از دولت بپردازند و گندم را برای خوراک دامشان بخرند.

قیمت 840 تومان برای هر کیلو گندم برای سال 1392 این دو شاخص را مساوی می کند. یعنی برای جبران عقب افتادگی قیمت تضمینی از تورم لازم است قیمت تضمینی حداقل دو برابر شود. و البته قیمت باید برای سالهای آینده حداقل به اندازۀ تورم بعلاوۀ رشد درآمدی که در سایر بخشها هست باشد تا کشاورزان به کاشت گندم و فروش آن به دولت ادامه دهند.

در حال حاضر دولت دارد به جای پرداخت قیمتی حداقل به اندازۀ قیمت حقیقی سال گذشته، گندم را هر ساله ارزانتر می خرد. در نتیجه نمی تواند به اندازۀ مصرف گندم داخلی بخرد و تفاوت مصرف و خرید داخلی را از خارج تامین می کند.

دولت حدود دو و نیم میلیارد صرف واردات گندم می کند. قیمت پرداختی برای هر کیلو در حد 0.38 دلار است که با دلار 3500 تومانی می شود چیزی در حدود 1325 تومان. اگر دولت دلار را در بازار آزاد بفروشد و همین قیمت را به کشاورزان داخلی بدهد قطعاً نیازی به واردات نخواهد داشت. در چنین حالتی هم وضعیت کشاورزان بهتر خواهد شد و هم دولت نیازی به هزار نوع ترفند برای دور زدن تحریمها و خرید گندم نخواهد داشت.

مشکل این است که تاکنون دولت برای خرید گندم ارز 1220 تومانی اختصاص می داده است. با این قیمت گندم وارداتی در حدود 460 تومان در هر کیلو تمام می شد و دولت ترجیح می داد به جای خرید گندم از داخل آن را از خارج وارد کند.

در این میان البته اقتصاد سیاسی واردات گندم به نظر من نقش اصلی را بازی می کند. وارد کننده ها و افرادی که در این فرایند دخیلند ترجیح می دهند تمام قضیۀ گندم با ارز 1200 تومانی حل و فصل شود. تنها در این حالت است که واردات گندم اقتصادی جلوه خواهد کرد. برای توجیه مسئله هم چه استدلالی بهتر از اینکه گندم غذای مردم است و دولت باید به آن ارز مرجع بدهد.

این نوشته را به معنای دفاع از خودکفایی در تولید گندم نگیرید. خود کفایی برای اقتصادهای امروزی معنا ندارد. ادعای من این است که تولید گندم در ایران و بخصوص فروش آن به دولت در سالهای اخیر کمتر از مقداری است که اصول اقتصادی ایجاب می کند. مهمترین دلیلش هم این است قیمت خرید از تورم دور افتاده است و از قیمت جهانی آن پایین تر است. تنها دلیلی هم که به نظرم برای ادامۀ این روند می آید این است که وارد کنندگان که احتمالاً از نزدیکان تصمیم گیرندگان هستند، نفوذ زیادی در تصمیمات دارند.

12 Responses to اقتصاد تولید گندم

  1. آرش می‌گه:

    اگر اقتصاد اسلامی بلد بودید، متوجه می شدید چرا دولت قیمت گندم رو این طوری تعیین کرده.

  2. وبلاگ ماد می‌گه:

    نمی دانستم ولی واقعاْ فکر نمی کردم ایران اینقدر به گندم خارج و کشوری مثل آلمان وابسته باشد آن هم در صورتی که تولید خوبی داریم.

    • حسین می‌گه:

      تولید خوبی داریم ولی هیچ فعالیت اقتصادی تضمین شده نیست. وقتی شرایط به ضرر یک فعالیت شود، حتماً در آن تجدید نظر می شود. اگر سیاستهای فعلی ادامه یابد تولید گندم کاهش می یابد.

  3. آرش می‌گه:

    سلام
    فکر ميکنم يک سالي باشه که وبلاگتون را ميخوانم و خواستم ازتون تشکر کرده باشم.
    خيلي خوبه که پستها را به زبان ساده توضيح ميديد تا حتي من هم بدون سواد اقتصادي بتونم درکشون کنم.
    به نظرتون من اگر بخواهم اصول ابتدايي و مسائل ساده اقتصاد را ياد بگيرم بايد چه کتابي بخونم؟ اگر ممکنه توي پستي کتابهاي اقتصادي مفيد را معرفي کنيد که درک آنها احتياج به پيش نياز اقتصادي خاصي نداشته باشند. البته دوره اقتصادي درسنامه مطالب مفيدي داشت ولي خيلي مبتدي بود.

    • حسین می‌گه:

      ممنون آرش
      خوشحالم که نوشته ها مفید بودن.
      هر کتاب مبانی اقتصاد می تونه مقدماتی که لازم داری رو بهت بده. با دونستن اونا می شه خیلی چیزا رو تحلیل کرد.
      در تحلیل اقتصادی مهمترین چیز اینه که ببینی آدمها چطوری رفتار می کنن و چطوری به سیگنالها (مهمترین سیگنال همون قیمتها هستند) پاسخ می دن. اگه این اصل فراموش بشه تحلیل اقتصادی به بیراهه می ره. مبانی اقتصاد خرد همش در مورد رفتار آدمها در بازارها است و فهمیدنش اهمیت اساسی داره. مبانی اقتصاد کلان هم تصویر کل اقتصاد رو بهت نشون می ده.
      اگه انگلیسی خوندن برات خیلی مشکل نیست وبلاگ بکر و پوزند (لینکش تو وبلاگ من هست) رو دنبال کن. این دو (بخصوص بکر) بهترین تحلیلها رو با ساده ترین زبون بهت می دن.

  4. سروش می‌گه:

    مسئله جالب مقاله تان این است با اینکه از اقتصاد سیاسی کناره گیری می کنید باز بخوبی به آن اشاره نموده اید . دیگر آنکه اشاره نموده اید کشاورزان کندم را به عربها می فروشند ای کاش درست باشد باز نیمی از زیان جبران می شود بنظر می آید کشاورزان گندم را محصول دیگری جایگزین کرده اند موفق باشید

    • حسین می‌گه:

      سروش
      اقتصاد سیاسی در این تصمیمات حرف اول را می زند. افراد واردتر از من در این رشته احتمالاً بهتر می توانند شرایط را تشریح کنند.
      خبر خرید گندم توسط بازرگانان عرب توسط یکی از نمایندگان مجلس (اگر اشتباه نکنم) گفته شد. و موافقم که فروش آن با قیمت بالا به بازرگانان خارجی به نفع کشاورزان است.

  5. امیررضا می‌گه:

    ممنون از تحلیل عالی.
    فقط یک تبصره می‌خواستم اضافه کنم و اون هم این که اگر دولت آن ۲٫۵ میلیارد دلار را در بازار آزاد بفروشد احتمالا قیمت ارز کمی افت خواهد کرد و ممکن است محاسبات به هم بخورد با این که هنوز قیمت واردات گندم از ۸۴۰ تومان بیشتر درخواهد آمد احتمالا. (و ازطرف دیگر اگر واقعا اثر کاهشی روی ارز داشته باشد نشان می‌دهد که این حرکت یک مزیت دیگر برای دولت هم در شرایط فعلی که با نرخ ارز صعودی دست و پنجه نرم می‌کند دارد که باز انجام نشدنش را عجیب‌تر می‌کند.)

    • حسین می‌گه:

      کاملاً درست گفتی. ورود 2.5 میلیارد به بازار ارز قیمت ارز را کاهش می دهد. این واقعیت کمی ارقام را جابجا می کند ولی در بنیاد استدلال من که فروش ارز در بازار آزاد و افزایش قیمت خرید گندم است، تغییری ایجاد نمی کند.
      قیمت ارز به دلیل اینکه تعیین کنندۀ قیمت نسبی کالاهای داخلی و خارجی است، در هر قیمت گذاری اهمیت اساسی دارد. قیمت ارز در بازار آزاد به دلیل انحصاری بودن عرضه معنای اقتصادی ندارد. در نتیجه باید یک مبنا تعریف شود که انحراف بزرگ از آن زنگ خطر باشد. به نظر من برای اینکه قیمتهای نسبی در داخل و خارج یکسان بماند باید قیمت ارز با تورم خالص افزایش یابد. در نتیجه دولت می تواند به جای 2.5 میلیارد گندم به اندازه ای ارز وارد بازار کند که این مبنا را حفظ کند. (این توصیه البته با این فرض است که دولت همچنان بنا ندارد از کسانی که مدلهای تعیین نرخ ارز واقعی را بلدند، استفاده کند، که فرض معقولی است)

  6. اقا رضا می‌گه:

    حدود سالهای 81-82 (اگر اشتباه نکنم)، حجتی، وزیرکشاورزی وقت دولت خاتمی طرح خودکفایی گندم را مطرح کرد که همان زمان مخالفان زیادی رو در بین علمای علم کشاورزی داشت. تعیین قیمت نسبتا بالا برای خرید گندم که تضمین شده هم بود، باعث شد خیلی از کشاورزان زمینهایی که به سایرمحصولات اختصاص داشت تبدیل کنند به کشت گندم که هم پول خوب و هم دردسر کمتر داشت. این شد که جشن خودکفایی گندم گرفته شد. هرچند خیلی از متخصصین بر این عقیده اند که بدلیل بارندگی های بسیار خوب اون سالها،دلیل این خودکفایی، عملکرد بالای گندم های دیم بوده نه عملکرد مناسب دولت. با این حال ضربه ای که این طرح به کشاورزی زد خیلی بیشتر از این حرفهاست.مثلا خیلی از باغات، زمینهای علوفه و جالیز جای خودشون رو به گندم دادند و برای اولین بار در سال خود کفایی گندم ما مجبور به واردات جو و علوفه شدیم که هنوز هم که هنوزه باهاش درگیریم. خود آقای حجتی بعدها در مصاحبه هایی به ایرادات این طرح اذعان کرد ولی راهش همچنان ادامه دارد. حالا اگر یک کسی پیدا بشه و این ضرر و زیانها رو از دیدگاه اقتصادی بررسی کنه که عمق فاجعه پدیدار می شه. حالا بحث ارز مرجع و غیر مرجع که از پارسال شروع شد. اما زمانیکه گندم به قیمت 320 تومان خریداری میشد،و ارز هم 1000 تومان بود، همین ترکمنستان (همسایه شمالی عزیز) کیلویی 200 تومان گندم رو در هر جای استان خراسان بهتون تحویل می داد. به نظر من، هم پایین بودن قیمت تضمینی مشکل ساز است و هم بالا بودن آن.اعمال نرخ تورم تنها، در تعیین قیمت چندان معقولانه نیست. نرخ جهانی تعیین کننده است، یا حداقل نرخ کشورهای همسایه که امکان واردات از آنها با اندکی زد و بند با مرزبانان غیور امکان پذیر است.
    خدا را شکر که طرح خود کفایی شکر و روغن به سرانجام نرسید.

    • حسین می‌گه:

      لب کلام رو فرمودی وقتی گفتی هم پایین بودن و هم بالا بودن قیمت تضمینی مشکل زا است. هر دو حالت سیگنال اشتباه به تولید کننده و مصرف کننده می دهد. اگر می توان گندم را با قیمت پایین از بازار جهانی خرید باید این کار رو کرد. این البته به شرطی است که قیمت ریالی به زور دلار ارزان پایین نباشد.

  7. بازتاب: قیمت آنلاین جو و گندم - سایت قیمت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: