بنزین نوعی سیب زمینی است!

این روزها صحبت از افزایش قیمت بنزین است. افزایشی که قیمت بنزین در سال 1390 داشت عملاً با افزایش تورم و افزایش قیمت ارز آزاد خنثی شده است. بر گشته ایم سر جای اولمان. بنزین صد تومانی با ارز 1200 تومانی خیلی با بنزین 400 تومانی و ارز 3600 تومانی فرقی ندارد. بازار قاچاق بنزین اگر امسال خیلی داغ نباشد، به زودی داغ می شود. افزایش تورم هم بنزین را دوباره مثل سالهای قبل آنقدر بی ارزش خواهد کرد که دوباره برای شستن کابراتور گالن گالن بنزین مصرف خواهیم کرد.

قیمتش را بکنیم 1000 تومان یا 2000 تومان یا سه هزار تومان هم اصل مشکل رفع و رجوع نخواهد شد. مشکل این است که یکی بنا دارد با حساب و کتاب روی کاغذ چیزی به نام «قیمت» را تولید کند. چنین قیمتی نه اطلاعاتی  از «ارزش منابع صرف شده برای تولید» را در بر دارد و نه اطلاعاتی از «ارزشی که مصرف کننده ها برای آن قائلند». برای همین است که این بازار را هر کاری اش بکنید باز هم یک جای کارش می لنگد.

راه حل بلند مدت همان است که در حال حاضر در همه جای دنیا بجز ایران و ونزوئلا و چند کشور عربی نفت خیز استفاده می شود: بنزین تولید می شود و به قیمتی که در بازارهای جهانی تعیین می شود فروخته می شود به توزیع کننده. توزیع کنننده هم به قیمتی که منعکس کنندۀ هزینه هایش است آن را به جایگاه دار می فروشد. و جایگاه دار هم با حساب و کتاب هزینه هایش آن را می فروشد به مشتری. برای همین است که قیمت بنزین این طرف خیابان با قیمت بنزین آن طرف خیابان متفاوت است بدون اینکه عدالت و از این قبیل چیزها لکه دار شود.

ترجمۀ چنین بازاری در ایران می تواند چنین باشد: بازار بنزین را مثل بازار سیب زمینی کنید.

پالایشگاه بنزین را به شرکتهای توزیع بفروشد. پالایشگاهها دولتی هستند و ممکن است با استفاده از نفوذشان در دولت قیمت انحصاری برای محصولاتشان تعیین کنند. امکان واردات بنزین و نظارت شورای رقابت می تواند این احتمال را کاهش دهد. فروش پالایشگاهها به بخص خصوصی در بلند مدت هم می تواند بخشی از برنامه باشد.

از این مرحله به بعد جایی برای دخالت دولت نیست. توزیع کننده می تواند بنزین را حمل کند و به جایگاه دادان بفروشد. جایگاه داران هم بنزین را به مردم می فروشند. قیمت هم در این فرایند بدون دخالت دولت تعیین می شود. هزینه های خرید، توزیع و فروش بنزین هم در این قیمت ظاهر می شود. لزومی هم به صدور مجوز برای جایگاه نیست. فقط استانداردهای محیط زیستی و امنیتی باید رعایت شوند.

در چنین حالتی بنزینی که در فرمانیه فروخته می شود با بنزینی که در جادۀ بهشت زهرا فروخته می شود تفاوت قیمتی دارد. این تفاوت طبیعی است، چرا که هزینه فرصت جایگاه داری در این دو محل کاملاً متفاوت است. آنچه غیر طبیعی است و با هیچ منطق اقتصادی نمی خواند این است که در حال حاضر قیمت در همه جای ایران یکی است. مثلاً صفهایی که در شمال تهران برای بنزین تشکیل می شود نشان می دهد که جایگاه داری در این مناطق با توجه به قیمت بالای زمین به صرفه نیست.

لب کلام اینکه شبکۀ (لابد مافیایی) سیب زمینی در ایران دارد به خوبی کارش را انجام می دهد و کاری هم به دولت ندارد. تصمیم گیران بازار بنزین برای مدتی بروند سیب زمینی بفروشند تا دستشان بیاد تنظیم بازار یعنی چه.

پس نوشت: آنچه من گفتم کاری است که همۀ کشورها دارند می کنند. اگر ما این کار را نمی کنیم مشکل از ماست نه از بازار بنزین. اگر نظر بدهید که بنزین با سیب زمینی فرق دارد و نمی شود این کار را کرد، یه سیب زمینی استامبولی می کوبم وسط چشم چپتان تا ببینید که فرق ندارد!

5 Responses to بنزین نوعی سیب زمینی است!

  1. وبلاگ ماد می‌گه:

    همه چیز گران شده نوبتی هم باشد نوبت بنزین است دیگه!

  2. آرش می‌گه:

    البته تو بلاد کفر با سیب زمینی بنزین درست می کنن. بنابراین حرفتون زیاد هم بی معنی نیست.

  3. اقا رضا می‌گه:

    آقا نظر به اینکه ما یکی از همین شبکه مافیایی سیب زمینی محسوب می شویم خواهش میکنیم با مطالب روشنگرانه تان نظر ایادی دولتی را به سیب زمینی جلب نکنید. بگذارید ما کار خودمان رابکنیم. نکند از همین فردا دولت دست بگذترد روی قیمت گذاری سیب زمینی.(کاری که در تلاش است از طریق اتحادیه های کشاورزی و در جهت حمایت از کشاورزان انجام دهد.). ضمنا از سیب زمینی می شود بنزین گرفت ولی از بنزین نمی شود چیپس درست کرد. پس قطعا یک تفاوتهایی دارند. راست میگویی به جای سیب زمینی استامبولی، بنزین بزن وسط چشم چپتان تا بدانی چقدر تفاوت دارند.

  4. سیاوش می‌گه:

    نکته اشاره شده در مقاله ایده درستی است، اینکه قیمت محصولات نظیر بنزین در یک بازار رقابتی تعیین بشه، در طولانی مدت هم به نفع تولیدکننده هست و هم مصرف کننده. اما نکته اصلی در این میان وجود بستر اقتصادی مناسب برای انتقال یک کالا از یک بازار انحصاری به یک بازار رقابتی است. خوب طرح هدفمند سازی یارانه ها هم در نظر اول طرح جامع، منطقی و در راستای توسعه عدالت اجتماعی بود. اما نکته ای که سیاست مداران کنونی دانسته بدان توجه نکردند، توجه به بسترسازی مناسب برای پیاده سازی این طرح بود. در واقع پیش نیاز اجرای طرح وجود ثبات در عرصه سیاسی و رشد ثابت اقتصادی در چند سال بود، که متاسفانه فقدان این بستر و تأکید در اجرای طرخ بجهت اهداف سیاسی داخلی و نه اقتصادی شد آنچه که امروز همه ما از رشد تورم، نقدینگی و نرخ بیکاری می بینیم. در خصوص موضوع بنزین هم مطمئناً در شرایط کنونی در صورت آزادسازی و خصوصی سازی برخی از اجزای زنجیره تأمین و توزیع آن، مافیای جدیدی شکل می گیرد که نه اجازه فعالیت سرمایه گذاران بخش خصوصی را می دهد و نه اجازه نظارت دستگاه های اجرایی را. بهتر است قبل از تأکید بر آزادسازی و خصوصی سازی بخش های مربوط به این کالای استراتژیک، توجهی به عملکرد ناموفق اصل 44 در سایر بخش ها داشته باشیم که امروزه همه شاهد آن هستیم که پیاده سازی این اصل نه تنها کمک به توسعه بخش خصوصی نکرد، بلکه موجب کاهش سطح نظارت دولت در بسیاری از شرکت های کلیدی در حوزه های مختلف نفت و گاز و مخابرات و افزایش قدرت ارگان های نظامی در عرصه اقتصادی گردید.

    • حسین می‌گه:

      سیاوش
      درست است که مافیا و یا به عبارت اقتصادی مافیا می تواند مشکل ایجاد کند. ولی راه دیگری بجز تصحیح فرایندهای کنونی و تشکیل بازارها وجود ندارد. برای همین است که سمت و سوی فعالیت دولت باید از تولید و توزیع کالا به تنظیم بازار و نظارت بر انحصارات حرکت کند.
      اینکه برای انجام یک طرح باید زمینه فراهم باشد هم درست است ولی به نظر من این زمینه ها را باید حداقلی دید نه حداکثری. ثبات سیاسی و رشد اقتصادی اگر باشد که عالی است ولی اگر بخواهیم حذف سوبسیدهای انرژی را مشروط به آن کنیم هیچوقت به مرحلۀ اجرا نمی رسیم.
      معمولاً بحرانها است که سیاستمداران را وادار می کند تصمیات اقتصادی سخت را بگیرند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: