یارانه ها را به سمت کودکان هدفمند کنیم

این مطلب را برای روزنامۀ دنیای اقتصاد نوشتم که به عنوان سرمقاله روز پنجشنبه 28 آذر منتشر شد.

اگر بخواهیم بر مبنای اصول اقتصادی بهترین سرمایه گذاری اجتماعی را برای جامعه ای توصیه کنیم، آموزش و سلامت کودکان در اولویت اول قرار می گیرند، چرا که این دو بیشترین منافع اجتماعی را تولید می کنند. پرداخت یارانۀ سخاوتمندانه به آموزش و سلامت و بهداشت کودکان توجیه اقتصادی کامل دارد و باید مبنای جهت گیری سیاست یارانه ای دولت در بلند مدت باشد.

برای توضیح این ادعا ناچاریم نظریۀ اقتصادی یارانه را یک بار دیگر مرور کنیم. یارانه حمایت اقتصادی مستقیم یا غیر مستقیم است از افراد یا فعالیتهای اقتصادی با هدف تصحیح ایراداتی که به دلیل شکست بازار ایجاد می شوند، یا با انگیزۀ حمایت از اقشار ضعیف جامعه. هستۀ مرکزی نظریۀ اقتصادی پرداخت یارانه این است که برخی منافع اقتصادی وجود دارند که در صورت اتکای محض به بازارهای رقابتی حاصل نمی شوند یا کمتر از حد بهینه حاصل می شوند.

در توضیح این پدیده به تفاوت منافع فردی و منافع اجتماعی اشاره می شود. آموزش و بهداشت پایه دو مثال شاخص از مواردی هستند که منافع اجتماعی شان بیشتر از منافع فردی است، و در نتیجه پرداخت یارانه توجیه اقتصادی دارند. به عنوان نمونه، خانواده ها به دلیل رابطۀ مثبتی که بین تحصیلات و درآمد مشاهده می کنند، حاضرند در آموزش فرزندانشان سرمایه گذاری کنند. سرمایه گذاری خانواده ها فقط برمبنای منافع فردی آموزش صورت می گیرد. ولی منافع آموزش به این منافع فردی محدود نمی شود، بلکه جامعه هم از حضور افراد تحصیل کرده منفعت خواهد برد. از جمله نرخ جرم بین افراد تحصیل کرده کمتر از نرخ جرم در میان افراد با تحصیلات پایین است، فرزندان سالمتر و تحصیل کرده تری دارند، و بیشتر احتمال دارد که فناوریهای جدید را وارد اقتصاد کنند و کارایی اقتصاد را افزایش دهند.

خانواده ای که در مورد سرمایه گذاری در تحصیلات تصمیم می گیرد، به طور طبیعی این اثرات جانبی مثبت را وارد محاسباتش نمی کند. سرمایه گذاری که بر اساس منافع شخصی صورت می گیرد از سرمایه گذاری که بر اساس مجموع منافع فردی و اجتماعی می تواند شکل بگیرد، کمتر است. به عبارت دیگر، سرمایه گذاری بر تحصیلات کمتر از حد بهینۀ اجتماعی خواهد بود. چنین است سرمایه گذاری در هر زمینه ای که دارای اثرات مثبت اجتماعی است.

آموزش و بهداشت پایه ای مثل آموزش تا سطح دیپلم و واکسیناسیون کودکان بیشترین اثر مثبت اجتماعی را دارند. در مقابل، سطوح بالای آموزشی، مانند آموزش دانشگاهی، و درمان پیشرفته بیشتر منافع فردی به همراه دارد تا منافع اجتماعی. در نتیجه پرداخت یارانه برای پیشرفت وضع آموزش و سلامت کودکان پیش از سن مدرسه و در مدارس بیشترین توجیه را دارد.

با این توضیح می رسیم به سیاست یارانه ای دولت. تا کنون برای همگان روشن شده است که دولت به دلایل بودجه ای نمی تواند وضع کنونی پرداخت یارانه را ادامه دهد. اینکه در کوتاه مدت چه روشی پیش گرفته شود موضوع این نوشته نیست. اما در بلند مدت سیاست یارانه ای باید فقط  بر مبنای منافع اجتماعی جانبی تدوین شود. آموزش و سلامت کودکان در صدر لیست برنامه های دارای منافع اجتماعی قرار می گیرند. مدارس و مهد کودکها بهترین زمینه را برای جهت دهی یارانه های دولتی به سمت کودکان فراهم می کنند.

خوشبختانه تجربۀ کافی در سایر کشورها در زمینۀ تقویت آموزش و سلامت کودکان در مهد کودکها و مدارس وجود دارد که می تواند پس از تعدیلات لازم در کشور اجرا شود. دولت می تواند وسایل آموزشی و کمک آموزشی نوین، وعدۀ غذای گرم یا سرد، بهداشت و درمان ضروری، و نیز نیازهای ورزشی را بویژه برای کودکانی که والدینشان توانایی مالی بالایی ندارند، فراهم کند. مسئولین مدارس می توانند به سادگی اطلاعات لازم را در مورد کودکانی که به دلیل مشکلات مالی والدینشان نیازمند حمایت هستند، گردآوری کنند. چنین اطلاعاتی می تواند مبنای کمکهای دولت قرار گیرد و یارانه ها را به سمت صدمه پذیرترین گروههای اجتماعی که کودکان خانواده های کم درآمد هستند، جهت دهی کنند.

این سیاست با استقبال مردم هم مواجه خواهد شد. کیست که مخالف باشد با کاهش یارانه روی بنزینی که هوای شهرها را مسموم می کند و انتقال آن به سمت کودکانی که آیندۀ کشورمان را می سازند؟

6 Responses to یارانه ها را به سمت کودکان هدفمند کنیم

  1. ds می‌گه:

    احتمالا به سیاست افزایش جمعیت هم کمک می کنه،ولی ما یه مشکل بزرگ هم داریم که همون سیستم آموزشی هست چه دانشگاهی و چه پایین تر از اون که افراد رو با کیفیت نازلی (در اکثر موارد) وارد بازار کار می کنه مثلا سیستم تربیت معلم معمولا افرادی رو جذب می کنه که توانایی پایینی دارن و چون بخش عمده نیروهای آموزشی کشور از این طریق تامین میشن،میشه انتظار داشت که خیلی از استعدادها به حاشیه رونده میشه و اتفاقی که سال هاست میافته رو شاهد هستیم،به نظر من دولت هرقدر یارانه به همچنین نظام بیماری تزریق کنه عواید خیلی کمتری به جامعه میرسه.

    • حسین می‌گه:

      سیستم آموزشی مشکل کیفیت دارد و هر بهبود کیفیتی وضع را بهتر می کند. در عین حال مشکلات دیگری هم هست که ربطی به کیفیت آموزش ندارد. مثلاً اگر کودک دبستانی گرسنه باشد یا وسایل آموزشی نداشته باشد، خیلی سخت بتوان از بهبود کیفیت صحبت کرد. یارانه به کودکان همۀ مشکلات را حل نمی کند ولی برخی از مهمترین آنها را برطرف می کند.
      درست است که رتبه های بالای کنکور نمی روند معلم شوند، ولی این الزاماً به معنای کیفیت پایین آموزشی نیست. معلمان در همه جای دنیا افرادی هستند که شغلشان را با علاقه انتخاب می کنند نه به دلیل بازده مالی آن. در دانشگاهی که من درس می دهم، از این افراد زیاد می بینم که هدفشان این است که معلم بشوند. اکثر این افراد از نظر درسی بهترینها در کلاس نیستند، ولی معمولاً جزو بهترین دانشجویان از نظر شخصیتی و تعهد به یادگیری هستند.

      • ds می‌گه:

        اینجا هم کسی انتظار نداره رتبه زیر 1000 کنکور بیاد معلم بشه مشکل افرادی هست که وارد نظام تربیت معلم میشن و بعدها حداقل کیفیت لازم برای انتقال دانش خودشون رو هم ندارن،مثلا خود من تو یکی از شهرهای بزرگ ایران دوره دبیرستان رو تمام کردم و اون هم تو یه مدرسه غیرانتفاعی که به نسبت خیلی از مدارس دیگه تو اون شهر بهتر بود اما به وفور معلم هایی رو دیدیم که از سرناچاری معلم شده بودند(حالا خدا می دونه تو شهرهای کوچک تر چه خبره؟!) و توانایی انتقال درس رو نداشتن، تمام حرف من اینه که اگه این حداقل کیفیت آموزشی تو کل ایران رعایت می شد لااقل وقت و استعداد این همه آدم تلف نمی شد.در ضمن شما نمی تونید امریکا رو با ایران در آموزش مقایسه کنید بهتره با جایی مثل ترکیه مقایسه کنید که چند ماه پیش گزارشی خوندم که وضعیت آموزشی ترکیه اصلا خوب نیست حالا احتمالا اگه همون ناظرین که گزارش رو تهیه کرده بودن یه سر بیان ایران و وضعیت کل ایران رو ببینن اونوقت احتمالا می فهمن ترکیه خیلی هم بد نبوده.

        • حسین می‌گه:

          اینکه کیفیت آموزشی اشکالاتی داره که می تونه رفع بشه رو باهات موافقم.
          در مورد شهرستانها اتفاقاً تجربۀ شخصی من اینه که معلمی شغل بسیار محترمیهو خیلی از دانش آموزان که یه زندگی بی سر و صدا و آورم و یه «آب باریکه» می خوان می رن سراغش. زندگی معلمی پول زیادی توش نیست ولی مزایای زیادی داره که سبب می شه خیلی ها جذبش بشن. البته افراد زیادی هم هستن که از سر ناچاری می رن معلم می شن.

  2. ضیا می‌گه:

    سلام استاد حسین
    تفکیک کودکان مربوط به والدین فقیر و ثروتمند مثل تفکیک سطح درآمد والدین شان مشکل نخواهد بود؟ نظرت در مورد پارگراف ذیل چیست؟

    The risk of corruption and neglect is thus endemic in any government, but is likely to be more sever in three circumstances: First, in case when the government is trying to get people to do things whose value they don’t appreciate, such as wearing a helmet on a motorcycle, or immunizing a child. Second, when what people are getting is worth a lot more than they are paying for it; for example, a hospital bed provided free to those who need it, regardless of income, invites a bribe form richer people who want to jump the queue. Third, when bureaucrats are underpaid, overworked, and not well monitored, and have little to lose by getting fired any way.

    Professors Abhijit Banerjee and Esther Duflo, Poor Economics

    ریسک فساد را در زمینه مورد اول ( ازرش ندادن گروپ مورد هدف) و مورد دوم ( تفکیک نکردن کودکان فقیر و ثروتمند) چگونه ارزیابی میکنید؟

    ممنون

    • حسین می‌گه:

      سلام ضیا
      مشکل تشخیص خانواده های کم درآمد و پر درآمد این است که دولت، یعنی مثلاً سازمان هدفمندی یارانه ها نمی تواند به طور مداوم اطلاعاتی دقیق از درآمد خانواده ها جمع کند. این به این معنی نیست که مدیران یا معلمان مدارس نمی توانند به طور تقریبی
      دانش آموزان نیازمند را از دانش آموزان غیر نیازمند جدا کنند.کلید مسئله در غیر متمرکز بودن فرایند جمع آوری اطلاعات توسط مدارس است نه در هدف گیری کودکان به جای والدین.
      در مورد پاراگراف فوق هم هر چند بحث درستی است، ولی ربطش را با موضوع مورد بحث نفهمیدم. مورد اول و دوم به نظرم به ارزش ندادن گروه موردهدف یا جدا کردن فقیر و غنی بر نمی گردد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: