تضاد در نرخ سود رقابتی بانکها

شورای پول و اعتبار بالاخره رضایت به افزایش نرخ بهره داد. این اتفاق  نیافتاد مگر بعد از اینکه بانک مرکزی در کنترل نرخ دلار و قیمت سکه دچار مشکل شد. تجربۀ چند روزۀ اعلام افزایش نرخ بهره که منجر به توقف رشد قیمت دلار و سکه شد، توجه تصمیم گیران را به نقش نرخ بهرۀ بانکی در تقاضای سوداگرانه برای دلار و سکه جلب کرد. هر چند این سیاست بلا فاصله با تکذیب روبرو شد ولی با رشد مجدد قیمت دلار و سکه، سیاست افزایش نرخ بهره به طور رسمی اعلام شد.

سیاست جدید برای نخستین بار در تاریخ بانکداری بعد از انقلاب بر «رقابتی بودن» نرخ بهره تاکید دارد. همین تازه بودن سیاست سبب شده است همگان حتی تصمیم گیران اصلی مانند اعضای شورای پول و اعتبار و وزیر اقتصاد در تفسیر این سیاست دچار اختلاف شوند. در حالی که شورای پول و اعتبار اصرار دارد که بانکها باید نرخ بهره را خود تعیین کنند و سقفی برای این نرخ وجود ندارد، وزیر اقتصاد معتقد است تعیین نرخ سود بانکی بیش از بیست درصد خلاف قانون تلقی می شود. (اینجا را ببینید)

آنچه موضوع را پیچیده کرده است وجود سازمانهایی به نام «شورای هماهنگی بانکهای دولتی» و «کانون بانکهای خصوصی» است که در نشستی رسمی و علنی برای سپرده ها نرخ بهره تعیین کرده اند. صرف وجود چنین سازمانهایی و بدتر از آن تعیین نرخ بهره، عین نقض رقابت است.

در اقتصاد وقتی از رقابت صحبت می کنیم منظورمان روشن است: هر بنگاه اقتصادی (و البته فرض می شود که تعداد بنگاهها بیش از یکی است) باید قیمت کالایش را خودش تعیین کند. هر گونه هماهنگی با بنگاههای اقتصادی تولید کنندۀ کالای مشابه که منجر به قیمت گذاری مشترک شود، ضد رقابت و از نظر اقتصادی موجب افزایش ناکارآمدی محسوب می شود. چنین رفتارهای در اکثر اقتصادها جرم محسوب می شود.

با این توضیح تضاد موجود باید روشن شده باشد: نمی توان از رقابت در تعیین نرخ بهره صحبت کرد در حالی که سازمانهای رسمی وجود دارند که وظیفه شان هماهنگی بین رقبا است.

پذیرفتن اینکه اصول اقتصادی نرخ بهرۀ بالاتر از تورم را ایجاب می کند، قدم بزرگی است که برداشته شده است، هر چند اگر در ابتدای سال که سیاست کاهش نرخ بهره اعلام شد به هشدارهای اقتصاددانان توجه می شد، اقتصاد با دست انداز هفته های اخیر روبرو نمی شد. حرکت به سمت بازار رقابتی در بازار سرمایه هم قدم بزرگی است که باید برداشته شود. ولی این قدم الزاماتی دارد که بدون توجه به آنها بازار رقابتی شکل نمی گیرد. مهمترین این الزامات هم عدم امکان قیمت گذاری مشترک توسط رقبا و نیز کنترل رفتار آنها از نظر عدم شکل گیری انحصار است.

اگر تصمیم گیران در رقابتی کردن سود بهره بانکی جدی باشند، حرکت بانکها از وضعیت فعلی به وضعیت رقابتی واقعاً دیدنی خواهد بود.

[پس نوشت نا مربوط 1: چندی پیش صحبتی داشتم با دنیای اقتصاد در بارۀ بازار ارز که روز شنبه چاپ شد.]

[پس نوشت نا مربوط 2: دکتر عسلی نوشته ای دارد در دنیای اقتصاد که ضمن بررسی بازار ارز پیچیدگیهای تعیین نرخ ارز تعادلی را معرفی می کند.]

Advertisements

8 Responses to تضاد در نرخ سود رقابتی بانکها

  1. البته ظاهرا مشکل ارز و سکه رو با دستگیر کردن مدیر یک سایت که اتفاقا به یک فرقه ی ظاله تعلق داشته برطرف کردند. البته شاید تا روز اعدام این آقا هنوز اندکی مشکل وجود داشته باشه. اما پس از اعدامش احتمالا تمام مشکلات اقتصادی مملکت حل می شه.

  2. سروش says:

    رقابت کی با کی ؟ بخش خصوصی ضعیف و نحیف با دولتی که تمام امکانات و اختیارات را دارد ؟ یادآوری جنگ گلادیاتورهای یونان باستان است . مگر چند سال پیش مثلا رقابتی نبود که بانکهای خصوصی چندرغاز سود بیشتر می دادند دولت آن را باطل کرد. آزموده را باز آموختن ؟ شورای (دولتی ) پول واعتبار ! شورای هماهنگی بانکهای دولتی .( این بار رسما با نام دولتی ، رقابت را هم آهنگ کنند ؟) . کانون بانکهای خصوصی ( جقدر تاثیرگذار هستند ؟ ) . مولوی در مثنوی داستان جالبی دارد می گوید : قاضی گفت برو دو شاهد بیاور آنکس رفت دو نفر آورد قاضی گفت چون آنها هر دو صوفی مسلک ( هم مرام ) هستند یک نفر حساب می شوند . حکایت شوراهای کشورمان است یا رسماً دولتی اند یا تصمیم گیرها نماینده و حقوق بگیر دولتند.

    • حسین says:

      درست است سروش. اقتصاد ایران دولتی است ولی این به این معنا نیست که نتوان هیچ کاری کرد. خصوصی کردن بانکهای بزرگ فعلاً در دستور نیست ولی رقابتی کردن فعالیت آنها ممکن است. همچنین همان فرصت کوتاهی که بانکهای خصوصی برای فعالیت پیدا کردند نشان داد که می توان با وضع چند قاعدۀ ساده موجب رشد آنها شد.
      کار ما اقتصادیون نشان دادن همین چیزها است و ممکن است باور نکنی ولی با گذشت زمان بهبودهای چندی هم می شود دید.

      • سروش says:

        موفق باشید آقای دکتر . می گویند تصمیمات اقتصادی جوابش 10 سال طول می کشد .طنز بازاری می گوید صبر ایوب نداریم گنج قارون نداریم عمر نوح ، نسیه نمی دهیم . من مفلس و مخلص ، نقدا برای شما هر سه را از خداوند خواستارم .

        • حسین says:

          سروش عزیز
          گنج قارون و عمر نوح رو ولش کن. صبر ایوب لازمه که داریم. البته به مصداق اون مثل که می گه «یکی افتاده بود تو چاه. رهگذر پرسید صبر می کنی برم طناب بیارم. گفت صبر نکنم چه کنم».

          • سروش says:

            حسین گرامی
            حق با شماست اگر موافق باشی این صبر را بسپاریم به شیخ اجل سعدی :
            غم زمانه خورم یا فراق یار کشم @
            به طاقتی که ندارم کدام بار کشم /
            نه قوتی که توانم کناره جستن از او@
            نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم /
            نه دست صبر که در آستین عقل برم@
            نه پای عقل که در دامن قرار کشم /
            ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست@
            جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم /
            چو می‌توان به صبوری کشید جور عدو @
            چرا صبور نباشم که جور یار کشم /
            شراب خورده ساقی ز جامِ صافیِ وصل@
            ضرورتست که درد سر خمار کشم /
            گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید@
            کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم /

  3. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۷6)

  4. حسین says:

    ممنون سروش. صفایی دادی به اینجا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: