مصرف نان قبل و بعد از یارانه ها

قبلاً مصرف بنزین در شهر و روستا را برای دهکهای هزینه ای برای دوسال، 1388 و 1390، یعنی سال قبل از پرداخت یارانۀ نقدی و سال بعد از آن آورده بودم. اینجا دو نمودار مشابه را برای مصرف نان می آورم. این ارقام بر حسب کیلو گرم در سال است و تمامی انواع نان (تافتون، سنگک، بربری، لواش، ماشینی، فانتزی، و انواع دیگر مثل رژیمی) را در بر دارد.

bread consumtion 88 and 90

مهمترین نکته این است که تفاوت زیادی بین مصرف نان در شهر و روستا وجود دارد. مصرف نان در میان اکثر گروههای هزینه ای در شهرها کاهش یافته، اما بر خلاف بنزین کاهش مصرف نان خیلی زیاد نبوده است. حتی برخی از گروههای هزینه ای افزایش مصرف هم داشته اند. این امر البته بر می گردد به اینکه با پرداخت یارانۀ نقدی توانایی خرید افزایش یافته است و قیمت هم افزایش یافته است. بسیاری از خانواده های شهری کمی از مصرف نان کاسته اند ولی این امر بیشتر از اینکه اثر درآمدی باشد، اثر جایگزینی است.

در روستاها داستان متفاوت است. میزان مصرف در روستاها برای اکثر گروهها تقریباً بدون تغییر مانده است. علت این است که در اکثر روستاها نان توسط خود خانوار تهیه و مصرف می شود و فقط معادل ریالی آن در آمار می آید. در نتیجه خانواده های روستایی قبل و بعد از نان یارانه ای با هزینه فرصت نان روبرو بوده اند نه با قیمتهای دولتی. در نتیجه پرداخت یارانه رفتار آنها را چندان تغییر نداده است. در این میان گروههای پردرآمد روستایی کمی از مصرف نان کاسته اند که می تواند مربوط به این باشد که برخی از خانواده ها در این گروه نان را از نانواییهای تهیه می کرده اند.

اگر برداشت دیگری از این نمودارها دارید یا چیزی در آنها می بینید که من نمی بینم در بخش نظرات بنویسید.

پس نوشت: چیزی در آمار وجود دارد که من نمی دانم تا چه حد درست است. کدی هست که نشان می دهد کالاهای خوراکی تولید خانگی هستند یا خرید از بیرون یا موارد دیگر. نه برای شهرها و نه برای روستاها نمی توان خانواده ای را یافت که نانش تولید خانواده باشد. به نظرم این تقریباً غیر ممکن است. تا جائیکه من می دانم بسیاری از روستائیان نانشان را خود می پزند مگر اینکه تغییرات به طرز غیر قابل باوری زیاد بوده باشد و همۀ روستاها دارای نانوایی باشند. در این صورت باید گفت در حال حاضر در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور خانوادۀ من تنها خانواده ای است که نان پخت داخل خانه را می خورد. من از تابستان 1387 تا حالا به طور ثابت و پایدار تقریباً هر دو سه هفته یک بار با دو کیلو آرد 16 نان شبه بربری پخته ام. این نانها از هر نانی که در نانواییها پیدا کنید خوشمزه تر است!

44 Responses to مصرف نان قبل و بعد از یارانه ها

  1. آرش می‌گه:

    حسین جان،
    شما p-value این خطهایی که به نمودارها فیت کردی رو هم به دست آوردی. نمودار اول به نظر نمیاد از نظر آماری افزایش یا کاهش نشون بده. باید آزمون فرض زد.

    • حسین می‌گه:

      درست است آرش. شایذاز نظر آماری تغییری وجود ندارد. دقیقتر کردن نمودارها و انجام تستهای لازم کمی وقت می برد.

  2. عباس می‌گه:

    من عکسهاي که شما ميزاريد نميبينم هيلتر هم ندارم
    بعدش دستور و طرز پخت نان هم بگو شايد مشتري شديم ما هم توي کار پخت پز رفتيم

    • حسین می‌گه:

      سلام عباس
      برای بعضی از دوستان این مشکل وجود دارد و من علتش را نمی دانم. اگر مایلی به من ایمیل بزن تا نمودارها را برایت بفرستم.

      • Mohammad Hosseyn می‌گه:

        علتش این هست که عکس های شما با آدرس همون وبلاگ وردپرس اصلیتون در صفحه قرار میگیره و وردپرس هم که فیلتر …تنها راهش این هست که عکسهاتون رو در یک سرور دیگری آپلود کنید و در مطلب قرار بدید … یک آپلود سنتر خوشنام بیابید که فیلتر نباشه …

  3. ناشناس می‌گه:

    ببخشیدا اگر امکان داره برای تنوع هم که شده یک پست آموزش پخت نان بربری بذارید

  4. حسین می‌گه:

    عباس و ناشناس
    دستور تهیۀ نان را در اولین فرصت می گذارم. البته با یک گوگل می توانید چندین دستور پخت پیدا کنید. مشکل عمومی آنها این است که این دستورها قر و قنبیلش زیاد است و نانش کم! با قر و قنبیل هم نمی توان نان زن و بچه را تامین کرد! خودم راهی نشان می دهم که بتوانید نان بپزید در ابعاد مهمانی آبگوشت!

  5. نیما می‌گه:

    حسین اینکه در اکثریت روستاها امروز نانواییها جای تنورهای خانگی را گرفته درست است. تقریبا در تمام روستاهایی که در چند سال گذشته دیده ام قسمت قابل توجهی از وقت زنان و بچه های روستا در صف نان میگذرد. کرمانشاه که یادت هست. چیزی مثل آن.

    • حسین می‌گه:

      حتی اگر در اکثر روستاها نانوایی باشد، کمی بعید است که در هیچ روستایی نتوان حتی یک نفر را پیدا کرد که نان بپزد. کد تهیه کالا در آمار مشکل دارد. حاشیۀ شهرها همیشه مشکلی که ما در کرمانشاه داشتیم داشته اند.

  6. Mohammad می‌گه:

    «حتی برخی از گروههای هزینه‌ای افزایش مصرف هم داشته اند. این امر البته بر می گردد به اینکه با پرداخت یارانۀ نقدی توانایی خرید افزایش یافته است و قیمت هم افزایش یافته است.»

    شاید یک دلیل افزایش مصرف در آمد‌های میانی این باشد که نان برای آنها یک کالای گیفن هست و به دلیل افزایش مواد غذایی دیگر ناچار از افزایش مصرف نان شده اند.

  7. Mohammad می‌گه:

    یک تصحیح کوچک: شاید یک دلیل افزایش مصرف در آمد‌های میانی این باشد که نان برای آنها یک کالای گیفن هست و یا اینکه به دلیل افزایش مواد غذایی دیگر ناچار از افزایش مصرف نان شده اند.

    • حسین می‌گه:

      محمد، ممنون از توضیحت
      در کالای گیفن اثر درآمدی تغیییر قیمت دیده می شود ولی در اینجا علاوه بر آن اثر درآمدی، اثر پرداخت مستقیم هم افزوده شده است. نمی دانم می توان این را کالای گیفن نامید یا نه. در ضمن گمان نکنم افزایش قیمت سایر کالاها بیش از افزایش قیمت نان بوده باشد. در نتیجه احتمالاً قیمت نسبی نان افزایش بیشتر داشته است.

  8. بازتاب: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۱30)

  9. بازتاب: لینک‌های هفته (۱۳۰) | نسخه آنلاین خبرخوان مدیریتی‌ها

  10. ناشناس می‌گه:

    با سلام آقای دکتر عباسی؛ اگر امکان داره نظرتان را در رابطه با مصاحبه اخیر آقای دکتر رنانی در مورد اقتصاد ایران و ورود آن به مرحله تکینگی بیان کنید.
    http://www.khabaronline.ir/detail/280767
    به طور کلی وضعیت اقتصاد ایران در سال 92 را چطور پیش بینی می کنید؟
    با تشکر.

  11. مهران می‌گه:

    سلام جناب دکتر عباسي

    بنده نيز برام سواله که آيا مشکلاتي دکتر رناني عنوان کرده اند اتفاق خواهد افتاد؟

    • حسین می‌گه:

      مهران و ناشناس عزیز
      ترجیح می دهم در مورد چیزهایی که نمی دانم اظهار نظر قطعی نکنم. من زبان ایشان را نمی فهمم، معنی اصطلاحاتی که استفاده می کنند را نمی دانم (حتی وقتی توضیح می دهند) و ربط این مفاهیم با اقتصاد را درک نمی کنم.
      همیشه افرادی هستند که سعی در خلق مفاهیم جدید دارند. این مفاهیم برای اینکه جایگزین مفاهیم قبلی شوند و جای خود را باز کنند باید قدرت توضیح دهندگی بیشتر بهتری داشته باشند و جامعۀ علمی باید آنها را از غربالهایش عبور دهد و پس از پالایش به عنوان ادبیات جدید بپذیرد. مفاهیم زیادی همه روزه عرضه می شوند ولی مفاهیم کمی از این غربالها عبور می کنند. بعید می دانم نظریات ایشان از چنین غربالهایی رد شده باشد و به عنوان نظریۀ علمی پذیرفته شده باشد، حتی در جامعۀ علمی ایران، چه برسد به جامعۀ علمی جهان.
      من در حد عمومی با ادبیات حوزه های حاشیه ای اقتصاد مثل نهادگرایی آشنایی دارم، ولی با وجود این اقتصاد نئو کلاسیک (از نوع شیکاگو یی اش!) را تا حد زیادی پاسخگوی بسیاری از سؤالات می دانم. در ادبیات موجود در اقتصاد سیاسی و توسعه هم نکات عمیقی وجود دراد که به توضیح مسائل کمک می کند. در نتیجه ترجیح می دهم در حد ادبیات همین حوزه ها به مسائل اقتصادی بپردازم.
      موافقم که در سال 92 با مشکلات زیادی مواجه خواهیم بود (کیست که نباشد). در گذر زمان به آنها پرداخته ام و خواهم پرداخت. در حال حاضر می توانم به جای پیشنهاد «همه با هم پیش به سوی ساختن ایران» چند پیشنهاد نئوکلاسیک کامل هم به دولت بدهم:
      1. تورم پدیدۀ پولی است، کم خرج کن و تورم را کنترل کن
      2. اگر قیمت محصولات را به طور دستوری کنترل کنی تولید می خوابد و کارگران بیکار می شوند
      3. اگر می خواهی به مردم پول بدهی به اندازه ای که از آزاد سازی قیمتها در می آوری بده نه بیشتر. پول را هم به کسانی بده که کم درآمدند در مقایسه با سایرین در ایران
      4. سر جدت دست از سر این ارز بردار و ببند در آن مرکز مبادلات را و بگذار مردم کارشان را بکنند. آقا جان ارز شده هچار هزار تومان، همه فهمیدند بجز بانک مرکزی
      فعلاً همینها بس است تا بعد

  12. مهران می‌گه:

    سلام جناب دکتر و تشکر بابت توضيحات شما

    دکتر اديب:چاپ پول بدون پشتوانه متوقف شده؛ سقوط بزرگ دلار و مسکن از تير 92

    فارس : بانک مرکزي همچنان به چاپ پول بدون پشتوانه ادامه مي دهد؟
    اديب: چاپ اسکناس از اول دي ماه 91 متوقف شد.
    سوال:آيا به آمار منتشر شده توسط اين دولت مي توان اعتماد کرد؟آيا آمار شفاف در اين مورد وجود دارد؟
    آيا مشکلات کلان اقتصاد در اين مدت کوتاه قابل حل هستند؟

  13. حسین می‌گه:

    سلام مهران
    سیستم آماری ایران در حد خودش خوب کار می کند. قطعاً می توان خیلی بهتر از اینها بود ولی شخصاً تا دلیل محکمی مبنی بر خطا بودن آمارها نبینم به آنها اطمینان می کنم. بخصوص بانک مرکزی و مرکز آمار که متخصصان زبده ای دارد.
    حتی در سالهای اخیر که وضع آمار اصلاًخوب نبوده، آمار اشتباه زیاد نبوده. به جای آن آمار منتشر نشد.
    من ترجیح می دهم به جای دکتر ادیب یا فارس به بانک مرکزی مراجعه کنم.
    سقوط بزرگ دلار و مسکن هم به نظر من بیشتر مثل جوک است. مگر اینکه همۀ مشکلات سیاسی ایران به یکباره حل شود.

  14. مهران می‌گه:

    جناب دکتر عباسي ممنون

  15. مهران می‌گه:

    جناب دکتر عباسي به فرض محال تمام مشکلات سياسي حل شد(البته ميدانم که تحريمها يکدفعه برداشته نميشوند مانند عراق که هنوز بعد از چند سال از مرگ صدام هنوز خيلي از تحريمها پابرجاست)و مشکلات سياسي حل شود،آيا اقتصاد هم سر و سامان ميگيرد؟با توجه به اينکه اين دولت در مدت 8سال اقتصاد را نابود کرده . مثلا آمريکا در زمان بوش با ماجراجويي باعث شد هزينه سنگيني به آمريکا تحميل بشه و اقتصاد آمريکا را دچار بحران کرد طوري که بعد از چند سال با بهترين اقتصاددانان هم هنوز به حالت اول برنگشته،چطور ما فکر ميکنيم که مشکلات سياسي حل شود دوباره بلافاصله همه مشکلات حل ميشود؟

    • حسین می‌گه:

      مهران
      البته که همۀ مشکلات حل نمی شود. من آن را گفتم برای حالت تقریباً محال یک تحول اساسی در روابط بین المللی ایران. در حال حاضر حل مشکلات اقتصادی خیلی مشکل است چون با سیاست عجین شده است. سیاستمدار الان ذهنش مشغول مشکلات سیاسی است. اگر این مشکلات رفع شوند می شود شروع کرد به فکر کردن در مورد اینکه با این اقتصاد چه می شود کرد و شکل دادن روابط بلند مدت تولید و تجارت.
      اما بحران آمریکا ربطی به جنگ ندارد. مسئله ریشۀ اقتصادی دارد. هزینه هایی که جنگ به هزینه های آمریکا اضافه کرد بار مضاعف پس از شروع بحران بود ولی مشکل اصلی نبود.

  16. مهران می‌گه:

    رئيس جمهور آمريکا هشدار داد بودجه اين کشور تا ده سال آينده نيز به تعادل نخواهد رسيد
    http://www.tala.ir/showpic.php?id=10176

    در صورتيکه با بکارگيري بهترين سياستها و اقتصاددانان و نداشتن خيلي از مشکلات کشور ما ،هنوز ده سال زمان ميخواهد

  17. مهران می‌گه:

    البته منظور بنده هم جنابعالي نبوديد،خيلي ها تو ايران فکر ميکنند که اگر مشکلات سياسي حل شود همه چي روبراه ميشه
    جناب دکتر عباسي ريشه بحران آمريکا دقيقا چيه؟آيا به دليل هزينه هاي جنگ نبود؟

    • حسین می‌گه:

      مهران
      من متخصص بحرانهای اقتصادی نیستم و نمی توانم جواب دقیقی بدهم. تا جائیکه من می دانم بحران آمریکا بر اثر پرداخت وام برای خرید خانه به کسانی بود که درآمدشان از محلی غیر از افزایش قیمت خانه به اندازه ای نبود که از پس هزینه ها برآیند. سیستم مالی هم آنقدر پیچیده بود که نمی توانستند این نوع سرمایه گذاریهای ریسکی را ردیابی کنند. در نتیجه به محض اینکه معلوم شد ریسک موجود در اوراق مالی ممکن است بیش از آنی باشد که به نظر می رسد اطمینان به بازارها از دست رفت. در نتیجه سیستم مالی نتوانست کارش را انجام دهد. همین باعث شد که فعالیتهای اقتصادی مختل شود. این توضیح هم ضروری است که در اقتصاد مدرن همۀ فعالیتها با اتکای بازار سرمایه انجام می شود نه به اتکای دارایی شخصی.
      هزینه های نظامی برای آمریکا زیاد است ولی نه آنقدر که اقتصاد آمریکا را از کار بیاندازد. بر عکس ممکن است کمکی هم به رشد برخی صنایع کند. کل هزینه های نظامی قبل از جنگ حدود سه درصد تولید کشور (حدود 15 درصد بودجۀ فدرال) و در زمان جنگ به چهار درصد رسید. بعد از بحران بود که به دلیل افت تولید این نسبت به پنج درصد نزدیک شد. اخیراً این نسبت روند نزولی داشته است.
      هزینه های نظامی برای کشوری مثل آمریکا خیلی مشکل ایجاد نمی کند بخصوص اینکه جنگ برای آمریکا به معنای توقف تولید نیست.

  18. مهران می‌گه:

    جناب دکتر ممنون

  19. علی می‌گه:

    با سلام آقای دکتر. می خواستم بپرسم به نظر شما نقش هدفمندی یارانه ها در بحران های اخیر(افزایش تورم، افزایش بیکاری و …) چقدر بوده؟ و این که آیا اقتصاد ایران باید هدفمندی را اجرا می کرد؟ (یعنی نیاز به این طرح بود؟)
    یک مطلب آقای صادق الحسینی چند وقت پیش در این مورد نوشته بودند:
    http://www.eghtesadonline.com/fa/content/9342/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%87%D8%AF%D9%81%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1

    با تشکر

    • حسین می‌گه:

      سلام علی
      من با اکثر بخشهای نوشتۀ صادق موافقم. حذف سوبسیدها در اقتصاد ایران لازم بود. مسئله این نبود که می توانستیم روش دیگری پیش بگیریم (البته همیشه می توان انکار کرد مثل نرخ ارز که برای یک سال کاهش نرخ حقیقی آن را انکار کردند و بعد به سرشان آمد آنچه دیدیم). هر کس که وارد حوزۀ اجرایی می شود این را می بیند. اگر این برنامه اجرا نمی شد دیر یا زود به بحران می خوردیم.
      تورم و بیکاری در این اندازه نتیجۀ غیر قابل اجتناب طرح نبود. حتی هشدار داده شده بود که برای پول دادن به مردم نباید پول چاپ شود و گر نه طرح با شکست مواجه می شود. افزایش نرخ بیکاری هم بیش از اینکه به این طرح مربوط باشد به سیاستهای دیگر از جمله قیمت گذاری و سیاستهای ارزی مربوط است.
      در همین وبلاگ من همین موضوعات را به تفصیل گفته ام و از طرح دفاع کرده ام و در عین حال تا خدی به مشکلاتی که اجرای نادرست آن پیش می آورد اشاره کرده ام.

      • علی می‌گه:

        بسیار ممنون آقای دکتر عباسی. سال نو را هم تبریک می گم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

  20. مهران می‌گه:

    سلام جناب دکتر و تبريک سال نو
    ميخواستم نظر شما را راجع به اين مقاله بدانم:

    خطر نسل کشي در کوير ايران
    cafetahlil.com

    آيا اميدي به آينده هست؟پيام نوروزي رهبر هم که نشان از عدم توافق سياسي در آينده هست و تورم کمر شکن خواهد بود ،داخلي هم که از اين ماه جنگ قدرت شروع مي شه ،با اين شرايط به سي سالگي نمي رسم

    • حسین می‌گه:

      سلام مهران
      سال نو به تو و خانواده و دوستانت هم مبارک. نگران رسیدن به سی سالگی هم نباش. به صد و سی هم میرسی.
      نوشتۀ جالبی است. برخی محاسبات درست است و برخی خیلی با آمار نمی خواند. مشکل عمده این است که ایران را تهران فرض کرده است. در هیچ جای دنیا بر مبنای گرانترین شهر قضاوت نمی کنند. شرایط زندکی در ایران سخت است و احتمالاً سخت تر هم می شود. ولی این به معنای «نسل کشی» نیست. من شخصاً ترجیح می دهم خیلی شرایط را حدی نبینم.
      در ضمن اکثر مردم آمریکا نمی توانند در نیویورک خانه داشته باشند و زندکی کنند. آپارتمان خیابان فرشته هم به هیچ وجه حتی نزدیک به قصر 1000 متری نیویورک نیست. بدست آوردن قیمت آپارتمان در نیویورک کار سختی نیست. یک گوگل می خواهد.

  21. مهران می‌گه:

    سلام جناب دکتر

    ولي خيلي از واقعيت ها را هم گفته. مخصوصا در جواب يکي از نظرات که اصرار کسب درآمد در ايران از طريق کار را داشت،گفته که سيستم قضايي زمينگيرت ميکنه،من خودم تجربه هاي بدي تو اين مورد دارم . چند بار کل سرمايه ام به فنا رفته ،شکايت کردم وکيل گرفتم در نهايت هيچي

    ولي در نهايت دارم به اين نتيجه ميرسم که تجارت و سرمايه گذاري تو ايران ارزشي نداره چون براي انسان ارزشي قائل نيستند چه برسه به سرمايه ،اينم بخاطر دين مزخرفيه که داريم ،در شعار خوبه در عمل هيچي

    شود بنده ي بي هنر شهريار
    نژاد و بزرگي نيايد بکار
    ربايد همي اين از آن آن از اين
    زنفرين ندانند باز آفرين

    • حسین می‌گه:

      البته واقعیات زیادی در نوشته بود. در این زمینه هم با نویسنده موافقم. درآمد از طریق کار در ایران خیلی بالا نیست. کسب و کار لازمه. کسب و کار هم در ایران نصفش سر و کله زدن با مسائل عادی کسب و کاره و نصفش سر و کله زدن با حواشی. این مشکل در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مستقل از دین و فرهنگشان وجود داره. نظریات اقتصادی هم ربط بین دین و فضای کسب و کار رونشون نمی دن.

  22. مهران می‌گه:

    جناب دکتر عباسي از اينکه به من دلداري و روحيه داديد ممنونم

  23. مهران می‌گه:

    جناب دکتر البته منظورم فقط خود دين نبود بلکه استفاده از متن هاي عربي گنگ و نامفهوم در قراردادها و قانون اساسي هم هست مثلا يک مورد که باعث شد سرم کلاه گشادي بره معامله اي بود که با آشنا انجام دادم با اين فرض که فوقش اگه ملک رو گرون داده باشه فسخش مي کنم خلاصه بعد از معامله فهميدم که گرون فروخته ولي طرف زير بار فسخ نرفت شکايت کردم فهميدم توي متن چاپي اين بند آمده:

    کليه خيارات ولو خيار غبن به استثناء خيار تدليس از طرفين ساقط گرديد!!
    البته اين بند تو همه قراردادها هست ولي خيلي راحت ميتونستن با زبان قابل فهم فارسي اينو بنويسن تا منم متوجه ميشدم که حق فسخ ندارم،به عبارت بهتر قانوني سرم کلاه رفت ،حالا ميدونم که جاهايي که ميخوان حق خوري کنن با زبون عربي غير قابل فهم جلو ميان،از اول هم همينطوري بوده

  24. مهران می‌گه:

    البته اين را هم اضافه کنم که قبلا اين بند به اينصورت بود:
    «کليه خيارات ولو خيار غبن به استثناء خيار تدليس از طرفين اسقاط گرديد»
    من قبل از اين معامله فکر ميکردم خيار خوردنيست ولي بعد از کلاهي که به سرم رفت فهميدم که خيار به معني اختيار و حق هم ميباشد!

    • حسین می‌گه:

      جالب بود. نتیجۀ منطقی این است که قبل از خرید خانه به خیار و بادمجان توجه کافی داشته باشید.
      این حقوقدانها همه جا اینطورند. من هیچوقت متن حقوقی را یدون چند فحش آبدار نخوانده ام. اینجا فحشها را به زبان لاتین می دهم.

  25. مهران می‌گه:

    سلام جناب دکتر
    نظرتان راجع به این خبر چیست؟تحریم نفت در برابر غذا اگر اجرا شود آیا اقتصاد به سمت فروپاشی نمیرود؟

    http://baztab.net/fa/print/21510/%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%D8%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%B4%D9%88%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85
    _________________________________________________________________

    ملکی که چند ماه پیش دویست میلیون قیمت کردم قبل از عید پرسیدم شده بود یک میلیارد و هشتصد

    موز 7000 تومان
    چغاله بادام 30000
    توت فرنگی 9000
    …..
    جالبتر از همه نرخ تورم رسمی توسط بانک مرکزی 30 یا 40 درصد!!!!

    جناب دکتر آیا هنوز معتقدید سیستم آماری ایران خوب کار می کند؟
    آیا اینها و هزاران مثال دیگر دلیل محکمی مبنی بر خطا بودن آمارها یا دستکاری در آنها نیست؟چگونه با آمار و داده های غلط انتظار داریم درست تحلیل کنیم؟

    • حسین می‌گه:

      سلام مهران
      تحریم نفت در برابر غذا البته شرایط را بد و بدتر می کند. بدون تردید. ولی باز هم معتقدم که این با فروپاشی فرق دارد. اگر اقتصادهای کشورهای بلوک شرق در ابتدای دهۀ نود را دنبال کنی می بینی که اقتصادها می توانند خیلی خراب شوند ولی باز برگردند.
      شاید مسئله به تعریف فروپاشی بر می گردد. من از فروپاشی عدم قابلیت ترمیم در زمانی مثل چند سال را برداشت می کنم.
      در مورد آمارها هم نمی خواهم اصرار کنم بر درستی آمارها. مشاهدات شخصی بخش مهمی از شکل دهی به تصویر کلی را تشکیل می دهند ولی ارائۀ چند مشاهده را برای اثبات نادرستی همۀ آمارها کافی نمی بینم.
      و ترجیح می دهم به اسم کوچک خطاب شوم. ساده است و راحت.

  26. مهران می‌گه:

    چشم حسين آقا

    بازار خودرو که دست خود دولته راحت قيمت ها سه برابر شده. لوازم خانگي لوازم يدکي،ديگه بدبخت ترين و ذليل ترينش سکه طلاست که از 600هزار رسيده به يک ميليون و چهارصد،يعني هر کالايي از پارسال تا حالا حداقل 2 برابر شده مثالها زيادن، اينکه بانک مرکزي نرخ تورم را 30_40درصد اعلام ميکند جاي سوأل دارد بايد شفاف توضيح دهد اين نرخ را چطور محاسبه کرده ،يا اينکه مثل هميشه فرمولي وجود ندارد و ….

    • حسین می‌گه:

      مهران
      در اینکه باید جزئیات بیشتری از آمار و اطلاعات منتشر باشد شکی نیست.
      باز هم تاکید می کنم که قصد دفاع محکم از آمار موجود را ندارم و هر وقت که دلیلی برای اشتباه بودن آن ببینم می پذیرم. مثلاً آمار رشد اقتصادی که دولت اعلام می کند با آمار بودجۀ خانوار سازگار نیست و من چندان اعتمادی به آن ندارم. قبلاً در این مورد نوشته ام. ولی بسیاری از آمارهای منتشره را چندان خطا نمی بینم.
      تورم بر مبنای افزایش قیمت کالاهایی است که در سبد مصرف خانوارها است. اتومبیل و سکه در سبد خرید بسیاری از خانوارها نیست. در نتیجه وزن آن در محاسبۀ تورم زیاد نیست.

  27. مهران می‌گه:

    در مورد فروپاشي حق با شماست ،ممنون

  28. مهران می‌گه:

    سلام حسين آقا

    قيمت خانه،رهن و اجاره،گوشت برنج نخود سيب زميني،پياز،عدس لوبيا ….رشد 2 تا 3 برابر داشته

    بانک مرکزي اعلام کند کدام کالاها رشد 30_40 درصدي داشته اند تا برم بخرم،شايد از چشم ما پنهان مانده و فقط آقايان مي دانند;))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: