چرا رای می دهند/ رای نمی دهند؟

چرا مردم رای می دهند؟ چرا برخی رای نمی دهند؟ سؤالی به این سادگی هنوز در ادبیات علوم سیاسی تحت عنوان «پارادکس» رای دادن مطرح می شود. برای محققانی که با مدلهای نزدیک به حوزۀ اقتصاد سیاسی به مسئله نگاه می کنند، این مشکل بیشتر خودنمایی می کند. این مدلها بر مبنای رفتار فردی قرار داده می شود و هدفی که تعریف می شود معمولاً در تابع مطلوبیت فرد قرار می گیرد. به عبارت دیگر در این مدلها افراد هزینه-فایده می کنند و رای می دهند.

مشکل اینجا است که ارزش حاشیه ای رای یک فرد تقریباً صفر است و رای یک فرد نمی تواند نتیجه را عوض کند. در نتیجه افراد نباید رای بدهند.

توضیح این پدیده بر مبنای رفتار غیر عقلایی، به معنای مستقل از هر گونه حساب و کتاب، گزینه ای نیست که کسی بخواهد رویش وقت بگذارد (نوعی گریز از تعمق است)، هر چند توضیحات موجود فراتر از حساب و کتاب معمول در اقتصاد سیاسی است و نوعی رفتار «متفاوت» را پیشنهاد می کند. این رفتار متفاوت عرصۀ وسیعی از دلایل را دارد، از جمله «حمایت از کاندیدا یا حزب»، «انجام وظیفۀ شهروندی (یا در مورد ایران وظیفۀ شرعی)»، «همگامی با گروه اجتماعی خاص»، «رها شدن از فشار اجتماعی» و مانند اینها.

شواهد نشان می دهد که افراد حتی وقتی می دانند رایشان نتیجه را عوض نخواهد کرد باز هم رای می دهند. همچنین شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد وقتی طرفداران یک حزب شانسی برای پیروزی حزبشان نداشته باشند ممکن است به حزبی که به آنها نزدیک است رای دهند. این دو مشاهده نشان می دهد که نظریه های بالا هر کدام به تنهایی ممکن است برای توضیح رفتار رای دهنده کافی نباشند. در چنین حالتی می توان فرض کرد که توزیعی از انواع رای دهنده در جامعه وجود دارد. در یک سوی این توزیع افرادی هستند که بنا به وظیفۀ اجتماعی یا سیاسی یا اخلاقی یا شرعی رای می دهند (یا بنا به همین ملاحظات رای نمی دهند) و رایشان هم بر مبنای عقایدشان تقریباً قابل پیش بینی است.

در سوی دیگر هم افرادی هستند که میزان تاثیر گذاری رایشان به درجات برایشان مهم است. اما از آنجا که تاثیر گذاری رای به صورت فردی تقریباً صفر است، این افراد رفتار جمعی از خود بروز می دهند و مثل بقیه رفتار می کنند. بهترین نمونه های این رفتار جمعی را می توان در استادیومهای ورزشی دید. اگر همۀ افراد استادیوم ساکت باشند، صدای یک نفر به خوبی شنیده می شود، هر چند آدمها وقتی بقیه ساکتند فریاد نمی زنند (البته این امر استثنا هم کم ندارد که علمای دخیل در دعوای آبی-قرمز بهتر از من برایتان توضیح می دهند). مردم در استادیومها وقتی داد می زنند که بقیه هم در حال داد زدن هستند. هر چند صدای یک فرد در میان هیاهوی بقیه عملاً صفر است، ولی با وجود این، باز هم از داد زدن دست بر نمی دارند. این افراد خود را بخشی از «گروه»ی می دانند که در نتیجه تاثیر می گذارند.

عوامل فوق رفتار سیاستمداران را هم تعیین می کند. از یک سو سیاستمداران بر «وظیفۀ اجتماعی» (در غرب) و «وظیفۀ شرعی یا ملی» در ایران تاکید می کنند. همزمان افرادی که انتخابات را تحریم می کنند (در امریکا هم این نوع افراد پیدا می شوند به وفور، بخصوص در عرصه های عمومی مثل اینترنت) چندان جدی گرفته نمی شوند چون رفتار گروههای زیادی را متاثر نمی کنند. بعلاوه تبلیغات انتخاباتی هم در ایران و هم در غرب تقریباً از محتوای اطلاعاتی خالی است. از آنجا که رای دهنده ها شخصاً در نتیجۀ نهایی تاثیر نمی گذارند، لزومی به جمع آوری دقیق اطلاعات نمی بینند و رای خود را بر مبنای مشخصات ظاهری، کاریزما، نوع تبلیغات، نوع حرف زدن، برخی کلمات کلیدی، و … می گیرند. در نتیجه از آنجا که بنا نیست رای دهنده ها به «اطلاعات دقیق» رای دهند، این اطلاعات در تبلیغات رد و بدل نمی شود.

در نهایت می ماند موجهای انتخاباتی که هر از چند گاهی در کشوری از جمله در ایران ایجاد می شود که آنها هم تقریباً غیر قابل پیش بینی، و مهمتراز آن، غیر قابل جهت دهی است. اگر رفتار جمعی مبنی بر رای دادن شکل بگیرد، تعداد رای ممکن است خیلی زیاد شود. اگر این رفتار شکل نگیرد، رای دهندگان محدود به همان افرادی می شوند که بر مبنای وظیفۀ اجتماعی رای می دهند. اینکه رفتارهای جمعی چگونه شکل می گیرد، تا جایی که من می دانم هنوز سؤال بی پاسخ است.

نتیجه: 1) تحلیل انتخاباتی مفید از تحلیل اقتصادی مفید هم کمتر است (همین نوشته یک مثالش!). 2) تا وقتی تحلیل انتخاباتی مفید پیدا نشود، توصیۀ انتخاباتی مفید وجود ندارد.

اگر می خواهید در این زمینه کار بکنید می توانید با این مقاله و مراجعش شروع کنید. اگر هم مراجعی سراغ دارید معرفی کنید بقیه هم ببینند.

2 Responses to چرا رای می دهند/ رای نمی دهند؟

  1. m می‌گه:

    ما به کسی رای می دهیم که ولایتی باشد؛ عادل باشد؛ عارف به مسایل مملکت باشد؛ روحانی باشد؛ جایگاه جلیلی برای ایرانیان ایجاد کند؛ در مسایل مالی غرضی…
    ولی خارج از شوخی واقعا باید به این افراد دست چین شده رای میدیم؟

    • حسین می‌گه:

      خارج از شوخی همینها را داری برای انتخاب کردن. به نظر من شباهت اینها به هم به مراتب کمتر از شباهت نامزدهای دموکرات و جمهوری خواه در آمریکا و تفاوتهایشان بسیار بیشتر است. در نتیجه آمدن آقای الف یا ب می تواند فرق ایجاد کند.
      البته اینکه شما رای بدهی یا ندهی بسته به شرایط شخصی شما دارد نه عدالت و عرفان یا روحانیت یا جلال و جبروت. هر کس عاقل است و خودش می داند چه می کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: