مشکل استنتاج آماری- مازیار میر حسینی

[پیش نویس: ما یادمان رفت مازیار را معرفی کنیم. فرض صفرمان این بود که کیه که مازیار رو نشناسه. ولی حالللا… . مازیار از بچه های دورۀ دوم مؤسسه است. از دانشگاه ایلینویز فارغ التحصیل شد و الآن استاد اقتصاد در دانشگاه ایلینویز شمالی است. مازیار ابعادی از مسائل رو می بینه که به عقل جن هم نمیرسه. اگه سوالی داشتین، ازش بپرسین. اگه حوصله داشت روش فکر کنه و بهتون جواب بده، مطمئن باشین که یکی از بهترین جوابها رو گرفتین. یکی از نخبگان اقتصاد ریاضی دنیا به نام شیفر به او لقب My Distinguished TA داد. اونایی که محضر شیفر رو درک کردن می دونن این یعنی چی. البته مازیار خیلی تحویلش نگرفت. فکر کنم حوصله نداشت! خلاصه مازیار لطف کرده و قراره مرتب اینجا بنویسه]

وقایع تاسف بار اخیر در ایران، این سؤال را مطرح می کند که ریشۀ عدم تفاهم گروههای مخالف چیست و چگونه می توان مکانیزمی طراحی کرد که از این هزینۀ هنگفتی که جامعه می پردازد، بکاهد؟ حتی اگر فرض کنیم که یکی از دو طرف متخاصم در صحنۀ کنونی اختلافات محق است، و حداقل رهبران دو طرف از این امر آگاهند، سؤال اساسی این است که چگونه است که این دو گروه نمی توانند به نوعی تفاهم دست یابند؟

به نظر من، ریشۀ این عدم توانایی در رسیدن به توافق را باید در مشکل استنتاج آماری (با خطای اعداد و ارقام اشتباه نشود) جستجو کرد. در یک استنتاج آماری، یک گزینه به نام «فرضِ صفر» در مقابل گزینۀ دیگر به نام «فرض آلترناتیو» آزمون می شود. مثلاً در دادگاهها، بیگناه بودنِ متهم، فرضِ صفر است. متهم نیازی به اثبات بیگناهی خود ندارد، بلکه گناهکار بودن او باید اثبات شود.  برای اثبات گناهکار بودن متهم، دادستان باید شواهد کافی در رد فرض صفر ارائه کند. در غیر این صورت، متهم تبرئه می شود.

از نظر طرفداران آقای احمدی نژاد، فرضِ صفر در منازعات اخیر، «داشتن اکثریت آراء توسط ایشان» است. بر همین مبنا، آنها از طرف مقابل خواسته اند تا با ارائۀ دلیل و مدرک این فرض را رد کنند. اگر طرف مقابل در انجام این امر موفق نشود، خود به خود فرض صفر حاکم خواهد شد. مشکل اینجاست که رد این فرض در شرایط کنونی بسیار مشکل است.

از یک طرف، اختلاف آرای اعلام شده بین دو کاندیدای اول و دوم آنقدر بالا است که رد آن توسط اعداد و ارقام بسیار مشکل است. از طرف دیگر، به دلیل آنکه انتخابات توسط یکی از طرفین منازعه برگزار شده است، و رقیب بی طرفی او و ناظر انتخابات را رد می کند، رقیب نمی تواند به اطلاعات لازم برای ابطال فرض صفر دسترسی داشته باشد.

طرفداران آقای احمدی نژاد مدعی «درست بودن» نتیجۀ اعلام شده هستند. در حالیکه استنتاج درست این است که «اطلاعات کافی برای رد ادعای فوق» ارائه نشده است. به این ترتیب اگر اطلاعات بیشتری ارائه شود، این فرض بالقوه می تواند رد شود.

اما طرفداران کاندیداهای اصلاح طلب دارای فرض صفر دیگری هستند: آقای احمدی نژاد دارای اکثریت آرا نیست. دولت باید برای رد این فرض اطلاعات کافی ارائه دهد و تاکنون این کار را نکرده است. آنها ادعا می کنند که به دلیل نبود دسترسی کامل نمایندگان آنها به نتایج خرد انتخابات و در شرایط کنترل کامل دولت و طرفداران آن بر فرایند انتخابات، اطلاعات ارائه شده نمی تواند فرض صفر فوق را رد کند. بر همین مبنا آنها نتیجه می گیرند که آقای احمدی نژاد برندۀ انتخابات نیست. البته در این حالت هم استنتاج درست این است که «اطلاعات کافی برای رد ادعای فوق» ارائه نشده است و اگر اطلاعات بیشتری ارائه شود، این فرض ممکن است رد شود.

بسته با این که شما با کدامیک از این دو فرض صفر شروع کرده باشید، متعلق به یکی از این دو گروه هستید. بین این دو گروه راه تفاهمی وجود ندارد. تنها راهی که می تواند به برون رفت از بحران کمک کند، پیشنهاد آقای موسوی در ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد است. این انتخابات -برای اینکه مشکل حاضر دوباره ایجاد نشود- باید با نظارت ناظری برقرار شود که هر دو رقیب بر بی طرفیش توافق داشته باشند. اگر طرفین نتوانند به این راه حل برسند، راه پر هزینه، یعنی خشونت، خود را بر جامعه تحمیل خواهد کرد.

در پست بعدی به بحث ایجاد نهادهای نظارتی مستقل جهت ممانعت از ایجاد چنین مشکلاتی خواهم پرداخت.

5 Responses to مشکل استنتاج آماری- مازیار میر حسینی

  1. reza می‌گه:

    thanks for writing this, it is a good issue to think about

    Another interpretation of what you said is the importance of prior in a Bayesian analysis …. I think so but I am not positive … anyways, in that case one solution is that both sides agree to start from a diffuse prior and then add the data, as you mentioned, unless they start from the same null hypothesis, it seems very difficult for them to agree on the result, unless data is very extensive so that the importance of the prior goes to zero

    • Maziar می‌گه:

      Thank you for your comment, The Baysian Idea is interesting and I needed to think about it a bit before writing. I think It needs an institution to be implemented, and I guess independent organizations sort of enables to start from a diffuse prior. I will write more on the next post.

      The other problem is that different groups value a given piece of information differently.

      • reza می‌گه:

        yes, I agree with the second point, and that is why I think clear statistics and unbiased election could have reduced the costs of updating, etc. significantly. I tried to mention this point in my last piece here

        As for the first point I had a simple intuition, but it definitely needs more thinking to become something more concrete and meaningful

  2. یه رضای دیگه می‌گه:

    پیشنهاد شما (نظارت مستقل) برای دراز مدت احتمالا تنها راه حل واقعی قضیه است و به طور جالبی با نوشته قاضی کجاست قابل ترکیبه. ولی در حال حاضر و برای این انتخابات به نظرم راههای واقع بینانه تری هم بود.

    مشکل عمده تیم جناب موسوی و طرفداران دانشگاهی ایشان اینست که (حداقل مطابق مشاهدات من) به جای ایجاد و بیان چندین سناریوی خود سازگار که تقلب طی آن ممکن است صورت گرفته باشد، تنها به بیان و پراکندن شواهد محکم و غیرمحکم پرداختند. حداقل بعضی از این شواهد در یک سناریو نمی گنجد. چنین واکنش احساسی باورپذیری اعتراضات ایشان را برای خوشبینان به دولت و حکومت بسیار کم می کند و شکاف ارتباطی دو طرف را بیشتر و بیشتر میکند.
    من مخالفم که ابطال انتخابات تنها راه ممکن برای برون رفت بود و هست. تمام سناریوهای تقلب که به ذهن من رسید با شمارش تصادفی صندوقها در حضور ناظرین قابل تشخیص است. حداکثر در بعضی صندوقهای مورد نظر ناظرین برگهای رای را می توان با اطلاعات ثبت احوال محلی نیر مطابقت داد تا امکان برگهای تقلبی یا رای دهندگان با شناسنامه مردگان معلوم شود. اگر این راهها اول پیشنهاد شده بود هزینه بسیار پایین می آمد. در بدترین حالت ممکن شورای نگهبان کارشکنی می کرد و حداقل حجت تمام شده بود.
    به خاطر وجود فاکتورهای روانی و غیرتئوریک در شرایط موجود خیلی مهم هست که ابتدا راه حل های کم هزینه ولو ناکامل امتحان شوند.

    • مازیار می‌گه:

      می پذیرم که ابطال تنها راه حل در کوتاه مدت نیست، اگر چنین راه حلی وجود داشته باشد. مسائل اخیر تنها به عنوان مثالی از این که ریشه عدم تفاهم در کجا می تواند باشد ذکر شده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: