در باب انتخابات

[پیش نوشت: این نوشته حاشیه زیاد دارد. می توانید آنها را نخوانید. آنها در ضمن نوشتن مطلب به ذهنم وارد می شدند و من هم می نوشتمشان. ولی برای اینکه  همزمان مؤدب هم باشم، این مازادها را در حاشیه آوردم.]

انتخابات ریاست جمهوری ایران در پیش است. به نظر می رسد حساسیت این انتخابات بیش از انتخابات دوره های پیشین است. بحثهای انتخاباتی شکل گرفته و روزهای هیجان انگیزی را رقم زده است. [حاشیه: من نه ته پیازم نه سر پیاز، ولی همینجوری کلی حال می کنم در باب انتخابات بحث کنم. مالیات که بابتش نمی پردازم.] سؤالی که برای من مهم است این است که آیا اتفاقاتی که در جریان است به بهبود وضع تصمیم گیری در ایران خواهد انجامید یا نه؟ بعلاوه، با اطلاعاتی که می توان به دست آورد، انتخاب شدن کدامیک از نامزدها به رسیدن به این هدف بیشتر کمک خواهد کرد؟

من روشهای تصمیم گیری را به تبع ادبیات اقتصاد سیاسی در بازۀ دموکراسی-دیکتاتوری تعریف می کنم. ابتدا منظورم از دموکراسی را روشن کنم. دموکراسی نوعی قاعدۀ تصمیم گیری (= نهاد =  institution  به معنایی که نورث تعریف می کند) [حاشیه: هر گونه وابستگی به نهادگرایی و اقتصاددانان نهاد گرا، بویژه با تعریف آن در میان اقتصاددانان ایرانی، را تکذیب می کنم. قبلاً هم گفته ام که طرز تفکر اهالی IRPD که من هم جزوشان هستم  شناخته شده است.] است که در آن شهروندان دارای قدرت سیاسی هستند و می توانند با هزینۀ کم  (مانند رای دادن و شرکت دراجتماعات صلح آمیز) بر تصمیمات سیاسی اثر بگذارند. در مقابل دموکراسی، دیکتاتوری قرار دارد که طبق تعریف، حاکمان تنها افراد دخیل در فرایند اتخاذ تصمیمات سیاسی هستند (اگر سنت فکری ابن خلدون تداوم یافته بود و پرورده شده بود، به جای دوگانۀ دموکراسی-دیکتاتوری از دوگانۀ مشابه مدنی-قبیله ای استفاده می کردیم که به نظر من برای توصیف نظامهای سیاسی در ایران مفیدتر است. من از روشهای مدنی در مقابل روشهای قبیله ای به کرات استفاده خواهم کرد.)

بر مبنای تحلیل اقتصادی (جزئیات این تحلیل را می توانید در کتاب Economic Origins of Dictatorship and Democracy, by Acemoglu and Robinson بیابید) در دموکراسی شهروندانی که دارای منافع مختلف و گاه متضاد هستند به نامزدهای مختلف رای می دهند و قدرت سیاسی خود را به آنها منتقل می کنند. در نهایت نامزدی که رای بیشتری دارد، یعنی نامزدی که قدرت سیاسی تعداد بیشتری از شهروندان را نمایندگی می کند، تصمیمات سیاسی را اتخاذ می کند. البته این تصمیمات الزاماً بهترین تصمیمات نیستند و فقط ارزیابی آنها با چوب خطهای اقتصاد و سیاست و جامعه شناسی  و… میزان درستی یا نادرستی آنها را تعیین می کند [حاشیه: این کلمۀ چوب خط را در معنای Measure استفاده کرده ام. همینطوری ناگهان به فکرم رسید.  حالا آنقدر استفاده می کنمش که خفه بشم.]

یک عنصر لازم برای دموکراسی، حضور و رقابت نمایندگان گروههای مختلف از شهروندان است. انتخابات بدون این شرط، دموکراسی محسوب نمی شود. نمونۀ رای گیریهای صوری را در بسیاری از کشورها می توان یافت. رای گیری برای ریاست جمهوری صدام حسین در عراق قبل از تغییر حکومت از این نمونه ها بود. در ایران، هر چند نمایندگان همۀ گروههای اجتماعی در انتخابات حضور ندارند، رقابت سیاسی به اندازۀ کافی هست که بتوان به آن لقب نوعی دموکراسی داد. با این تبصره که  من ترجیح می دهم بازۀ دموکراسی و دیکتاتوری را یک بازۀ گسترده ببینم که نظامهای سیاسی در نقاط مختلف آن و نه الزاماً در دو انتهای آن (دوگانۀ دموکراسی و دیکتاتوری) قرار می گیرند.

عنصردیگر دموکراسی که اهمیت بیشتری دارد، وجود داورهای مستقلی است که قواعد بازی را مستقل از نامزدها تعریف و اعمال می کنند. این داور در بیشتر کشورها قوۀ قضائیه است (مثال بارز آن ورود قوۀ قضائیه در تعیین نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 در ایالت فلوریدا است.) نقش این داور، هدایت رقابتهای سیاسی در مجراهای غیر مخرب است. در بسیاری از کشورها رقابت سیاسی منجر به بهبود وضع جامعه نمی شود، بلکه منابع جامعه را هدر می دهد. به عنوان مثال یک فعال سیاسی برای پیروزی بر رقیب می تواند منابعش را صرف استخدام جوخۀ تروربرای کشتن رقیب کند (پاکستان همین چند ماه پیش را به یاد بیاورید). داور مستقل تعریف می کند که چه روشهایی برای رقابت سیاسی پذیرفته شده و چه روشهایی ممنوع است. در حالت ایده آل، قواعد وضع شده توسط این داور مستقل باید ناظر به حداکثر کردن رفاه اجتماعی باشد. مهمترین کارکردی که این داور دارد ایجاد ثبات لازم برای افزایش «قابلیت پیش بینی» برای شهروندان و فعالان سیاسی است.

اینکه این داور چگونه تشکیل شده و آنقدر قدرت می یابد که می تواند سیاستمداران را مهار بزند و آنها را وادار به رعایت قوانین کند، محل دیگری می طلبد.  آنچه در این انتخابات مهم است این است که کدامیک از نامزدها بیشتر به این وجه از دموکراسی بیشتر توجه دارند [حاشیه: اصولاً، با چوب خط «همشون عین همن» –دیدین چطور «چوب خط» رو به خوردتون دادم- این نامزدها همون قدرمتعهد به روشهای تصمیم گیری به روش مدنی (در مقابل قبیله ای) هستند که مرحوم سلطان مسعود غزنوی! ولی به قول یک دوست عزیز .. حاللللا…].

البته انتظار ندارم که نامزدها برنامه ای مثل تقویت قوه قضائیه، تقویت سازمانهای ناظر و تقویت سازمانهایی که باید مستقل از نوسانات سیاسی کار کنند (بانک مرکزی یک نمونۀ آن است) داشته باشند. [حاشیه: راستش این روزها اگرخود سلطان مسعود غزنوی هم زنده بود از استقلال بانک مرکزی حرف می زد، ولی گمان نمی کنم نامزدهای حاضربیش از سلطان مسعود بدانند این استقلال بانک مرکزی یعنی چی] مهمترین دلیل این است که این فعالیتها فراتر ازمسئولیت، برنامه، و توانایی نامزدهای ریاست جمهوری است. ولی انتظار دارم نامزدها تصویری روشن از نقش و کارکرد این سازمانها داشته باشند. به همین دلیل مقدم بر برنامه های نامزدها به دنبال شواهدی می گردم که بتوان میزان آگاهی نامزدها از فرایند تصمیم گیری مدنی (=دموکراتیک) در مقابل روشهای  قبیله ای را دریابم.

من شواهد توجه به الزامات تصمیم گیری مدنی را درآقای موسوی بیشتر دیده ام. تاکید آقای موسوی بر اینکه سازمان برنامه یا شورای پول و اعتبار برای این است که در مقابل تمایلات «من» و «شما» بایستد و از ما حسابکشی کند از مهمترین این نشانه هاست. تاکید او بر اینکه سیاستها، هر چه باشند، باید از مجرای تعیین شده (= قابل پیش بینی) عبور کند اهمیت بیشتری از خود برنامه های او دارد [حاشیه: رئیس جمهور که بشوند تازه شروع می کنیم پوستش را کندن در مورد برنامه هایش.] آقای موسوی از «روش تصمیم گیری قجری» برای توصیف سیاستمداری آقای احمدی نژاد استفاده کرد که به نظر من نشان از آگاهی او از تفاوتهای روش مدنی در مقابل قبیله ای دارد.

به نظر من، آقای موسوی باید یک نکتۀ دیگر را هم به گفته های خود بیفزاید و آن اینکه هدفش حذف شخص نیست، بلکه وادار کردن او به بازی بر اساس قواعد است. او باید اعلام کند که هدفش تقویت فرایندهایی است که در صورت عملکرد بد او (آقای موسوی) امکان انتخاب رقیب او و حتی امکان بازگشتن آقای احمدی نژاد را هم فراهم کند. به عبارت دیگر او باید تعهد خود به روشهای تصمیم گیری مدنی را، که در آینده می تواند حتی به نفع رقیب او باشد، صریحتر اعلام کند.

Advertisements

19 Responses to در باب انتخابات

  1. ناشناس says:

    measure در فارسی (ریاضی) به اندازه ترجمه شده است

  2. ناشناس says:

    خیلی متن خوب و آموزنده ای بود. از خواندنش لذت بردم. امیدوارم به گوششان برسد و اعلام کنند، فکر می کنم با تفکر ایشان سازگار استف کافی است به گوششان برسد.

    موفق باشید.

    درضمن، اندازه کاملا در ریاضی جاافتاده است، به این راحتی ها نمی توانید عوضش کنید، طرفدار زیاد دارد :)

    • حسین عباسی says:

      ناشناسان گرامی. این اندازه با اون اندازه تومنی سه شاهی فرق داره. نمی دونم میشه اندازه را به عنوان اسم هم استفاده کرد یا نه. چوب خط یه جوری مثل متر (وسیلۀ اندازه گیری) می مونه.

      در ضمن ما نابجا بکنیم با وارثان ادبای بزرگ در بیفتیم و بخواهیم چیزی را عوض بکنیم. با چوب خط ما چیزی عوض نمیشه، ولی خودمان کلی حال می کنیم

  3. ناشناس says:

    فکر کنم دیروز تو مناظره با کروبی این حرف رو تا حدودی خوبی زد.

  4. سید محمد مهدی حسینی says:

    آقا مثل قدیما از نظراتت لذت بردم ! البته اون روزها نظراتت رو میشنیدم حالا میخونم!.

    • حسین عباسی says:

      به به آقا سید مهدی. آقا ما حتماً بایستی از این سوسول بازیا در بیاریم (وبلاگ رو میگم) که یادی از ما بکنی.

      در هر حال ما مخلصیم فراوان.

  5. Slalaaam haztrate aghaye abbasi

    I have not learned how to type in farsi. so excuse me for the broken english.

    This was an interesting article. my formulation of the problem would be different from yours , but I understand your points. I think Ibn Khaldoon thought very positively about tribes. and I think it is better to use the word Gang instead of tribe.

    There is little tribalism (loyalty based on association by blood) in Iran compared to many other countries. But there are powerful gangs and mafia

    I have wrote something about election, email me and I wiill send it to you.

    best

    • حسین عباسی says:

      سلام حسن آقا

      آقا دمت گرم و سرت خوش باد. ایمیل رو بگیر که آمد. نگران تایپ فارسی هم نباش. تو بنویس باقیش با ما. منتظریم.

  6. مریم says:

    نکات جالبی رو فارغ از جانبداریها بیان کردین!
    این روزها موضوع اقتصادی زیاد هست برای نوشتن، حتی میشه برنامه های اقتصادی کاندیداها رو مقایسه کرد و نقد کرد. ایده های جالبی توشون در میاد که خیلی خوبه باز بشن و امکان برآورده شدنشون در شرایط ایران روشن بشه. حتی میشه سلسله مقاله کرد اینها رو (در راستای همون پیشنهاد مقاله درخواستی)

    • حسین عباسی says:

      سپاس.
      در اولین فرصت این کار رو می کنم. بر و بچ رو راه میندازیم برا نقد برنامه ها. فعلاً بازار انتخابات داغه و همه یه ذره هیجان زده ان. در ضمن من هنوز درست و حسابی نتونستم در بیارم که هر کدوم دقیقاً چی میگه. خیلی از حرفها هم راستش رو بخواین ارزش نقد کردن ندارن. برنامه نیستن، فقط حرفهای کلی هستن. مازیار قراره یه سلسله مقاله در بارۀ جدیترین برنامۀ اعلام شده که همون برنامۀ آقای نیلی باشه، بنویسه. (آقای کروبی این برنامه رو برداشته و یه کم عوضش کرده و …)

  7. خسرو says:

    اگر نتیجه گیری نهایی به نفع موسوی رو کمرنگ میکردید شاید بهتر بود. در اینصورت یکی مثل من که متمایل به کروبی هستم در قبال خود نوشته هم موضع گیری میکنم.
    مرسی ار طرح موضوع

    • حسین عباسی says:

      خوب موضع گیری نکن خسرو خان! من گفتم معیارم چیه و بر اساس این معیار گفتم رایم چیه. اگه معیار رو قبول داری و مصداق رو نه، خوب با معیار من به هر کس که مصداقشه رای بده. اگه معیار رو قبول نداری زنگ آخر وایسا برا عوا!

  8. سینا says:

    آیا این طرح واکنشی است به طرح دکتر نیلی؟

  9. خسرو says:

    سینا فکر کنم کامنت پست ما رو برای شما گذاشته دکتر. در جواب اگر منظورتون طرح مدیریت نفته: بله

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: