راه حلی برای مدیریت درآمد نفت- علی حیدری خسرو

[پیش نویس: علی حیدری خسرو، از بر و بچه های همین ایلینویز خودمون، بالاخره دست به کار شد و مطلب زیر رو فرستاد. خسرو از اون آدمای باحالیه که می شه نشست باهاش حسابی بحث کرد و حال کرد. حوادث رو خیلی دقیق دنبال می کنه و همیشه چند تا مطلب درست و حسابی برات رو می کنه. آقا خسرو دمت گرم ]

ایران دارای یکی از بزرگترین ذخایر زیرزمینی نفت و گاز است و به همین نسبت برنامه هایی را برای افزایش تدریجی ظرفیت تولید نفت و گاز را دارد. میزان تولید نفت ایران 4 میلیون بشکه در روز است که با قیمت 50 دلاری نفت (قیمت نفت در شرایط رکود جهانی) میتواند درآمدی بالای 70 میلیارد دلار (بیش از 70 هزار میلیارد تومن درآمد ریالی) را برای دولت به همراه داشته باشد. این میزان درآمد برای ادارۀ کلیۀ وظایف دولت اعم از ارائه کالاهای عمومی یا گسترش عدالت اجتماعی کفایت می کند.

این برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ایران است که چنین فرصتی (باز تعریف نحوه مدیریت درآمد نفتی) در بین جامعه دانشگاهی و سیاسی ایران پدید آمده است. راه حلهای متعددی برای مدیریت منابع نفتی ارائه شده است. سهامدار کردن مردم به طور مساوی (یا به شکل گزینشی بر اساس استحقاق) از مهمترین آنها است. این راه حل اگر چه به لحاظ ظاهر اقتصادی می تواند به معنای واگذاری درآمد نفت به افراد جامعه باشد – که با فرض رفتار «عقلایی» می توانند بهترین تخصیص منابع را انجام دهند- اما به عقیده من دارای اشکالات چندی است که راه را برای ارائه راه حلهای جایگزین باز می کند.

طرحی که در زیر می آید سعی دارد با ارائه راه حلی سه هدف اصلی را نشانه رود 1) بستری برای ثبات اقتصاد کلان در عرضه ارز و نقدینگی ناشی از آن فراهم آورد 2) کیفیت و کمیت عرضه برخی «کالاهای عمومی» (یا شبه عمومی) که به طور سنتی در ایران جزء وظایف دولت بوده است را افزایش دهد 3) بیشترین تاثیر را در کاهش دخالتهای دولت در حوزه فراهم کردن کالاهایی مانند بهداشت، تامین اجتماعی، آموزش عالی و بیمه فراهم کند.

ایده کلی این است که:

درآمد ریالی ناشی از فروش ارز صادرات نفت در بازار آزاد صرف عرضه کالاهای عمومی همانند امنیت، دولت گردانی وآموزش و پرورش گردد.

با فراهم آوردن پس انداز خصوصی اجباری برای افراد زمینه خارج شدن دولت از حوزه تامین اجتماعی، بیمه درمانی و آموزش عالی پدید آید و ضمن فراهم شدن یک چتر حداقلی برای جامعه، زمینه فعالیت و بالندگی بخش خصوصی در این زمینه ها فراهم گردد.

عرضه کالاهای عمومی سخت افزاری همانند راهها و بنادر و … به شکل تامین از طریق مالیات بر املاک و مستغلات و در حوزه مدیریت منطقه ای (شهری و استانی) تعریف گردد.

و با کاهش مالیاتهای مستقیم بر شرکتها و افراد زمینه رشد بالای اقتصادی فراهم گردد.

لازمۀ اجرای طرح تاسیس صندوق رفاه ملی است. وجود این صندوق برای بازگشت درآمدهای ناشی از خصوصی سازی و آزاد سازی قیمت فراورده های نفتی به مردم ضروری است. توضیح اینکه دو مقوله حیاتی در اقتصاد ایران می تواند به تحرک ملی و افزایش کارایی در بلندمدت کمک شایان توجهی نماید: خصوصی سازی و آزادسازی قیمتهای فراورده های نفتی. حرکت 20 ساله اخیر نشان میدهد که این دو مقوله به دلیل «اقتصاد سیاسی» ایران هیچگاه نتوانسته تحقق پیدا کند. دولتها به جای توجه به اصل موضوع از این دو مقوله تنها برای درآمدزایی استفاده کرده اند و در هنگام کسری بودجه به فکر اجرای آنها افتاده اند که نتیجه آن شده که این دو مقوله به نا حق با گسترش تورم و بیکاری در ذهن مردم ایران گره خورده است. طرح زیر تلاشی است برای تاسیس «صندوق رفاه ملی» و واریز درآمد این دو حرکت به این صندوق تا عواید آن به شکل مستقیم به چرخه اقتصاد و مردم بازگردانده شود. گامهای لازم در این طرح عبارتند از:

1- آزاد سازی تدریجی و کامل قیمت فراورده های نفتی در طول 8 سال و واریز کلیه درامد حاصله به «صندوق رفاه ملی». سالانه قیمت کلیه فراورده های نفتی بین 10 تا 15 درصد به علاوه تورم افزوده خواهد شد
2- زمان بندی برای واگذاری کلیه شرکتهای قابل واگذاری (مشخص شده توسط سازمان خصوصی سازی و برنامه توسعه) از طریق بورس اوراق بهادار و یا مزایده بدون هیچ پیش شرط و یا مزیتی برای هیچ گروهی. واریز کلیه درامد به «صندوق رفاه ملی»
3- هر خانوار در این صندوق، دارای یک حساب شخصی خواهد بود. همچنین صندوق دارای یک حساب عمومی هم خواهد بود. هر درامد واریزی به صندوق به دو بخش تقسیم خواهد شد 70 درصد درآمد به طور مساوی به حساب شخصی افراد در صندوق واریز خواهد شد و 30 درصد مابقی به حساب عمومی صندوق.
4- موارد مصرف این صندوق شامل «پس انداز برای بازنشستگی و تامین اجتماعی»، «پرداخت خدمات درمانی»، «پرداخت آموزش عالی»، «پرداخت در زمان بیکاری» خواهد بود. بدین ترتیب که هر نوع نیاز اضطراری مالی خانوارها درصورت نیاز به درمان، پرداخت شهریه آموزش عالی، و یا بیکاری از حساب شخصی افراد در صندوق پرداخت خواهد شد. در نتیجه در صورت عدم استفاده توسط خانوار به صورت پس انداز بازنشستگی و یا قابل برداشت توسط خانوار در حساب وی باقی خواهد ماند.
5- پرداختهای اضطراری به این صورت خواهد بود که 80 درصد از حساب شخصی افراد خواهد بود و 20 درصد از حساب عمومی صندوق. در صورت نیاز از حساب عمومی به حساب شخصی افراد وام داده خواهد شد. این امر زمانی صورت می پذیرد که برداشت اضطراری افراد بیش از مانده حساب شخصی آنها صورت گیرد.
6- بخشی از هزینه های خاص پزشکی و درمانی که نادر بوده و هزینه های بالا بر خانوار تحمیل خواهند کرد (همانند عملهای جراحی سنگین) تحت عنوان «اتفاقات غیرمترفبه» از طریق حساب عمومی صندوق پرداخت خواهد شد. همین گونه است نیاز افراد در صورت حوادث طبیعی مانند زلزله.

همزمان با این طرح، مدیریت درآمد ارزی صادرات نفت نیز باید مورد توجه قرار گیرد. این مدیریت شامل ورود بخشی از درآمد نفت به خزانه و سرمایه گذاری بخش دیگر است. پیشنهادهای زیر مدیریت درآمد ارزی و نرخ ارز را در بر دارد:

1- فروش سالانه 40 میلیارد دلار از درامد نفتی در بازار آزاد ارز و واریز ریالی به خزانه و آزاد سازی کامل قیمت ارز بر اساس عرضه و تقاضای بازار. در سالهای ابتدایی قیمت ارز برابر با فزایش تورم (به علاوه و یا منهای 10 درصد) مدیریت خواهد شد و به تدریج در 4 سال آزادسازی کامل خواهد شد

2- واریز اضافه درامد نفت در حساب ذخیره ارزی که تنها به شکل سرمایه گذاری مطمئن (کم ریسک) در خارج از کشور پس انداز خواهد شد. طبعا هرگونه نیاز ارزی دولتی و غیر دولتی باید از طریق بازار آزاد ارز و یا تامین ارز از خارج (فایننس مالی و یا جذب سرمایه گذاری) صورت پذیرد و این حساب هیچ وام داخلی (چه برای بخش دولتی و چه برای بخش خصوصی) در نظر نخواهد گرفت

در انتها باید اصلاح مالیاتی را هم به این مجموعه افزود.  حرکت سریع در جهت حذف (یا کاهش شدید) کلیه اشکال مالیات بر درآمد (اشخاص و شرکتها) به جز مالیات و عوارض بر املاک و مستغلات که بر عهده شهرداریهاست، مهمترین اصلاح پیشنهادی است.

پاورقی 1: این برنامه زمینه فعالیت گسترده بخش خصوصی را در بیمه (به خصوص بیمه درمانی) فراهم میکند. در حالتی که قانونگذار اجبار نکند، شیوه زیر انتخاب مطلوب و معمول شرکتهای خصوصی بیمه است: نخست: مبلغی به عنوان «مبلغ تفریق پذیر» را شرکتهای بیمه توقع دارند مشتری بپردازد. مثلا در تصادف تا سقف 1000 دلار با مشتری باشد و یا در درمان، هزینه سالانه تا سقف 5000  دلار را به عهده مشتری میگذارند و هزینه های بیش از این بر عهده شرکت بیمه میباشد. این شکل کار بیمه ها ضمن جلوگیری از سوء استفاده مشتریان از «رایگان بودن خدمات» باعث میشود مشتریان در ایجاد هزینه مسوولیت پذیرتر رفتار کنند.
دوم اینکه علاقه ای به بیمه کردن «موارد خاص فاجعه ایی» ندارند: به عنوان نمونه بیماریهای بسیار پیشرفته را عموماً از لیست خدمات خود خارج می کنند (مگر آنکه قانون گذار آنها را به وادار سازد) دلیل اصلی آن این است که مشتریان در اینگونه موارد برای افزایش تنها یک درصد شانس بهبود میزان هزینه ها را تا چند برابر می توانند افزایش دهند. بنابراین ایجاد صندوقی که این دو حد بالا و پایین رو تضمین می کند میتواند بستری عالی برای فعالیت بیمه خصوصی فراهم کند.

پاورقی 2: از دیدی دیگر بیمه ها دو نوع ریسک را به اشتراک می گذارند، ریسک اول «اشتراک زمانی ریسکها برای یک فرد است» به عنوان نمونه، یک سال خاص خدمات دندانپزشکی شما ممکن است چندین برابر سالهای دیگر شود و دیگری «اشتراک ریسک بین افراد یک جامعه» است. اصولا، بیمه ها عملا ابزاری ضد بازارند به این معنا که در هنگام نیاز، مشتری تنها به کیفیت خدمات اهمیت میدهد و نه کاهش هزینه ها و بیمه گذار به هزینه ها. این امر سبب ایجاد ناکارایی بسیاری در نحوه تخصیص منابع میشود. صندوق پیشنهادی مشکل اشتراک ریسک بین زمانی (که پس انداز بهترین راه حل است) را حل کرده و بخشی از مشکل دوم را نیز برطرف می کند. و بستر لازم را برای فعالیت بخش خصوصی برای حل کامل مشکل دوم فراهم می سازد.

Advertisements

7 Responses to راه حلی برای مدیریت درآمد نفت- علی حیدری خسرو

  1. Interesting and thoughtful suggesstion. Nevertheless, it is idealistic.
    I used to have a lot of idealistic utilitarian visions too. It is a strong tradition in Iranian thought to come up with plans to «maximize»such and such public wellness in Iran. The problem is not only these visions do not take place the intended way . Your vision for oil income is different somebody else and so never a common unility can be defined. for instance, I might take away education and add environmental protection as a common good. somebody else might come with nuclear arms as a common good and so forth.

    Here is my suggesstion (it is politicallly improbable, but at least does not philosophical problems): Give every cent of oil income to the population directly: as direct as possible :in forms of foreign currencies and in short terms periods. Beleive me: people will do a much better job of saving and spending the money than government.

    {note to hossein: i can send you an article about this too)

  2. حسین عباسی says:

    Hassan: I’ll be glad to receive and post articles on this and all other posts

  3. خسرو says:

    جناب حسن آقا، من هم این ایده کلی رو قبول دارم که با اجازه دادن اختیار پس انداز و مصرف (در هر مورد) توسط خود خانوارها، تخصیص خود خانوارها بهینه تر از دخالت دولتی است. راه حل من چند واقعیت رو در نظر میگیره که راه حل پخش مستقیم در نظر نداره:

    به هر حال به دلیل نبودن پس انداز احتیاطی در خانوارها و به بهانه اون، تمام اقتصادها دخالت گسترده ای در «تامین اجتماعی»، و بهداشت و درمان دارند. یک نگاه به اقتصادهای اروپا و امریکا این واقعیت رو به خوبی نشون میده. ایجاد مکانیزمی که بتونه ضمن ایجاد پس انداز حداقلی برای مواردی که دولت دخالتهای گسترده و نابه جا در اون داره و یا خواهد داشت از نظر اقتصاد سیاسی، عملا منجر به کاهش اندازه و دخالت دولت میشه. چنانچه این طرح با اجبار برای پس انداز یا هزینه در محلهایی که دولت در اون نقش بارز ایفا میکنه، زمینه رو برای خروج دولت (به عنوان عرضه کننده یا تقاضای کننده کالاهایی مثل آموزش عالی، بهداشت و تامین اجتماعی) و فعالیت بخش خصوصی (به عنوان عرضه کننده و تقاضا کننده در خارج از حداقلهای این طرح) فراهم میکنه.

    چرا این بخشها در نظر گرفته شده اند: زیرا دولت ایران در این بخشها فعاله و نه در مثلا محیط زیست.

    من هیچ گاه با نگاه «utilitarian» ننوشتم تنها نگاهم کم کردن حوزه دخالتهای دولت در بخشهایی بود که گفتم و شرایط سیاسی ایران (و تقریبا همه دولتهای دیگر) راهنمای من در عدول از بهترین راه بودن «پخش مستقیم» بوده

  4. خسرو says:

    دیگه اینکه بخشی از مشکل پخش مستقیم پول نفت (به صورت ارز یا ریال) و دریافت مستقیم بخشی از اون از طریق مالیات به نظرم ناکارایی زیادی داره. مالیات مستقیم از بدترین شیوه ها دارمد زایی دولته و برداشت اولیه از پول نفت به میزان مساوی (همون فروش سالانه 40 میلیارد دلار و واریز به خزانه)، مثل عوارض «lum sum» بوده و بهترین شیوه درامد زایی.

  5. خسرو says:

    یک نکته اضافه کنم
    گفتن اینکه دولت پاش رو از تامین اجتماعی یا بیمه درمانی بیرون بکشه، کافی نیست. اتفاقا به نظرم طرح من اصلا ایده آلیستی نیست. طرح اینگونه دستور دادنها ایده آلیستیه. طرح خوب اونه که دولت انگیزه اجراش رو داره و به آرومی باعث میشه نگرانیهایی که باعث دخالت دولت در یک بازاری شده بود (مثلا عدم پس انداز برای بیمه درمان یا تامین اجتماعی) رو برطرف میکنه و زمینه کنار کشیدن دولت فراهم میشه.

    در اینکه چرا کشورها و به طور خاص کشور ایران، طرحهای اصلاح بازار و حرکت در زمینه بازار اجرا نمیشه، این استدلال ساده که منافع گروهها مانع هست عنوان میشه. به نظر من این بسیار کم اهمیته. واقعیت اینه که اقتصاددانها به عوامل نگرانیی که گرووها دارند بی توجه هستند و طرحهایی میدند که چون زمینه های نگرانی رو برطرف نمیکنه، همواره عقیم میمونه. طرح من زمینه های نگرانی در مورد حداقلها برای تامین اجتماعی، بهداشت و درمان و بیمه و آموزش عالی رو برطرف میکنه (با ایجاد پس انداز احتیاطی). دیگه نیازی به حضور دولت نخواهد بود. این طرح همچنین به این کالاها به عنوان کالای عمومی نگاه نمیکنه و هر خانوار مسوول هزینه های خودش میشه.

    راستش رو بخواهید هر چه بیشتر به این طرح فکر میکنم بیشتر خوشم میاد. هههه

  6. خسرو says:

    یکی از مواردی که من بهش ایمان دارم اینه که رشد یا تلاش برای درامد بالاتر توسط افراد یک تلاش «مارجینالی» هست. خیلی نامفهوم شد توضیح میدم:
    شما فرض کنید به یکی که 15 سالشه بگید ما از حالا تا آخر عمرت ماهانه 100 هزار تومن میدیم. واقعیت اینه که این فرد بدون تلاش 100 هزار تومن میگیره. اگه این میزان درامد برای برآوردن یک زندگی حداقلی (ولو بسیار فقیرانه) کفایت کنه، احتمال اینکه این فرد از فردا از درس و مدرسه بکشه کنار و یک زندگی بسیار حقیرانه دنبال کنه زیاده. این تله ایه که اکثر برنامه های رفاهی (مثل گرفتن مالیات از یه عده و دادن به صورت «پرداخت ثابت» به عده دیگه) به اون دچارند. چون فرد 100 هزار بابت هیچ میگیره. برای ساعت بعدی حاظر نیست تلاش کنه که 10 دلار بگیره. و تا زمانی که 10 دلار نگیره مهارتش بالاتر نمیره که 20 دلار بگیره. این هست که مثل ماهیی در یک دریای کم عمق رفاه گیر میوفته

    طرح من چون موارد مصرفش تنها کالایی برای 40 سال بعد (پس انداز تامین) و یا ناشی از اتفاق ناگوار (درمان) و یا افزایش توانمندی (آموزش عالی) هست، این مشکل رو نداره ولی طرح پخش مستقیم پول داره.

  7. vahid maleki says:

    مقاله خوبی بود از پسرخاله وحید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: